کاربرد نانو در تصفیه آب

 

*مقدمه :

حدود دو سوم کره زمین را آب فرا گرفته است . که از این میزان آب حدود 97 در صد آن غیر قابل آشامیدن هست . بر اساس پیش بینی سازمان ملل در سال 2035 میلادی حدود 48 کشور (یعنی 32 درصد جمعیت جهان ) دچار کمبود آب آشامیدنی می شوند. در آغاز قرن بیست و یکم دانشمندان تمرکز خود را ،  بر روی فن آوری نوینی ( فناوری نانو ) معطوف کردند . این فناوری برای اولین بار حدود چهل سال پیش مطرح شد . البته روش های دیگری نیز برای دسترسی به آب قابل شرب وجود دارد که از جمله آن می توان به استفاده از دستگاه آب شیرین کن  اشاره کرد که این سامانه بروی آب های شور دریا و یا رودخانه ها قرار گرفته و آب قابل شرب را برای ما تامین می کند . که در ذیل به معایب استفاده از این سامانه و برتری فناوری نوین نانو بر این روش اشاره خواهیم کرد .

 

* اطلاعات آماری موجود در مورد آبها :

 

50  درصد آبهای زیرزمینی و 78 درصد آب رودخانه ها در مناطق شهری غیر قابل شرب می باشند .

 

* معایب استفاده از سامانه آب شیرین کن ها :

 

 1- تغییر در اکوسیستم طبیعت به علت تخلیه پسآب های ناشی از تصفیه در طبیعت و ....

 2-با توجه به اینکه این سامانه باید در درون آب قرار گیرد نحوه ی ساخت و اجرای تاسیسات آن بسیار دشوار است .

 3- مجاورت دستگاه ها و تاسیسات آب شیرین کن با آب شور باعث از بین رفتن دستگاه ها  و به کار   بستن  تمهیدات ویژه ای را  می طلبد .

4- باعث افزایش درجه حرارت آب می شود . ( در اثر عبور آب درون دستگاه ها و بازگرداندن پسآب آن به داخل آب )

5- باعث افزایش PH  آب شده و  خاصیت اسیدی آب را زیاد می کند .

6- باعث از بین رفتن ماهی ها و موجودات کوچک و ذره بینی درون آب می شود . (  در اثر برخورد با صافی ها و دستگاه های حرارتی )

 7-  هزینه بسیاری را هم در زمینه ساخت ، نگه داری و همچنین انتفال آب تصفیه شده  در بر دارد .

 

مطالب گفته شده در بالا و خصوصا هزینه زیاد و آلودگی شیمایی شدید  منجر به این شد که دانشمندان و محققان در فکر استفاده از روش تصفیه سبز مثل استفاده از فناوری نانو بیافتند .

 

 

* فیلترها بر اساس اندازه منافذشان :

 

1-    میکرو فیلترها

2-    اولترا فیلترها

3-    نانو فیلترها

 

نانو فیلترها در اصل فیلتراسیون با فشار پایین تر است بنابراین قیمت تمام شده نانو فیلترها و انرژی مصرفی آنها نسبت به دو روش دیگر کمتر می باشد.

 

* تعریف فناوری نانو :

 

فن آوری نانو به معنای ساخت اتمها و مولکولها جهت تولید مواد ، دستگاهها و تکنولوژی های جدید است .

سعی و تلاش در فناوری نانو بر این پایه استوار است که به جای اینکه ما مواد را کوچکتر کنیم تا آنها را تولید کنیم ( به آرمان های خود دست یابیم ) کوچکترین ذره ای را که می تواند این مواد را برای ما تولید کند را به دست آوریم .

 

* بازار مصرف نانو فیلتراسیون :

 

 

1 - تقریبا حدود 65 درصد بازار مصرف نانو فیلتراسیون مربوط به شیرین کردن آب ( آب شیرین کن ها ) است .

2-  25 در صد مربوط به صنایع غذایی( در تولید لبنیات )

3 - 10  درصد مربوط به صنایع شیمیایی می شود.

 

 

 

 

 

*موارد کاربرد ذرات نانو در تصفیه و حذف آلاینده ها :

 

-1 حذف رنگ 2-حذف  مواد آلی  3- حذف آرسنیک 4 - فلزات سنگین 5 - حذف آلاینده های خاص از فاضلاب به کمک نانو  سرامیک ها  6- حذف آلاینده های نفتی 7 - حذف پسابهای صنعتی و ...

 

* غشاهای نانویی :

 

غشاها با حفره هایی از جنس نانو لوله های کربنی امکان جداسازی ارزانتر گاز و مایع را فراهم می کنند . در حال حاضر اغلب غشاهای موجود ، از جنس مواد پلیمری هستند که برای کاربردهای دمای بالا مناسب نمی باشند .که این نانو لوله ها این مشکل را به خوبی حل کرده اند .

این غشاهای جدید (نانو لوله های کربنی ) با حفره های کوچک تر و تراکم بسیار و امکان عبور شدت جریان زیاد از هر حفره از لحاظ گذردهی آب و هوا نسبت به غشاهای پلی کربناتی بسیار برترند . بعضی بر این تصور استوار هستند که با توجه به اینکه نانو لوله های کربنی بسیار باریک و طولانی هستند نمی توانند به خوبی مواد و آب را از خود عبور دهند ولی واقعیت خلاف این تصور را  نشان می دهد . از دیگر ویژگی های نانو لوله های کربنی می توان به انعطاف بسیار بالای این لوله اشاره کرد که می توان آنها را گره زد و به هر شکلی در آورد .

نانو فیلتراسیون یکی از کاربردهای مهم فناوری نانو است که امکان جداسازی ذرات را از آب در مقیاس نانو و تولید آب تصفیه شده در حجم انبوه را فراهم می سازد.

 

 

**کاربرد فناوری نانو :

 

 ۱* حذف رنگ از آب آشامیدنی:

 

 *دلایل حذف رنگ : 

 

 1 به خاطر ظاهر آن

 ۲ رنگ ها در آب منشا تولید تری هالومتان CHCL3  هستند که ماده ای بسیار خطرناک و مسموم کننده است. رنگ موجود در آب طبیعی به خاطر اسیدهای معدنی با جرم مولکولی800-50000  gr/mol  است. ( اغلب  روشهای تصفیه آب  قادر به جداسازی مواد فوق نمی باشند.) لذا با استفاده از غشاهای نانویی می توان تا 99 درصد  اینگونه مواد را به سهولت از آب جدا کرد.

 

*2- کاربرد فناوری نانو در تصفیه فاضلابهای صنعتی :

 

 2 1 تصفیه آب مورد استفاده در کارخانه ها که برای خنک کردن دستگاه ها بکار می روند  :

             ۱-۱-۲- حذف محصولات جانبی گند زدایی(THM )

             ۲-۱-۲-حذف سختی

۳-۱-۲             -حذف مواد آلی طبیعی

            2 -1-4-حذف فلزات سنگین (As, pd, Fe , Cu , Zn , Si )

 

2-2-تصفیه زباله های کشاورزی :

 

             ۲-2-1- حذف جلبکهای سمی

             2-2-2 حذف فسفات ،نیترات،سولفات،فلورایت

            2 -2-3-حذف سلنیم در حین تصفیه آب

 

*3- حذف آرسنیک:

 

آرسنیک در اثر انحلال مواد معدنی موجود در سنگها و خاکهایی که تحت تاثیر عوامل فرساینده طبیعی قرار گرفته اند در لایه های زمین پخش شده و باعث آلودگی آب می گردد.  آرسنیک بی رنگ ، بی بو ، بی مزه و بسیار سمی و سرطان زاست. آمار نشان می دهد در بنگلادش 20-10  درصد مردم دچار مسمومیت با آرسنیک شده اند .

حداکثر حد مجاز آرسنیک مطابق استاندارد who برابر 01/0 mg/lit   است و  آزمایشات نشان می دهد که برای از بین بردن اغلب فلزات سنگین موجود در آب ، روش تصفیه کاتالیزوری گزینه مناسبی نمی باشد پس نیاز به فناوری نانو برای تصفیه آلاینده های فلزی سنگین مانند آرسنیک بسیار ضروری است.

برای حذف آرسنیک از آب ،  از نانو بلورهای مغناطیسی به عنوان هسته اصلی سیستم های تصفیه جدید مورد استفاده قرار می گیرد علت استفاده از این نانوها این است که سطوح معدنی آهنی تمایل شدیدی به جذب آرسنیک از خود نشان می دهد و همچنین با انتخاب اندازه مناسب می توان به راحتی این ذرات مغناطیسی را از آب جذب و جدا کرد.

 

*4-حذف آلاینده های آلی با استفاده از نانوذرات تیتان ( Tio2) :

 

نانو ذرات تیتان Tio2 برای اکسید کردن آلاینده های آلی و همچنین جذب فلزات سنگین در مکانهای آلوده مورد استفاده قرار می گیرند . این نانو ذره مواد آلاینده آلی را به آب  ( H2O )  و دی اکسید کربن( Co2 ) تبدیل می کند . با توجه به تحقیقات برداشت می شود که از این ماده می توان برای رفع آلاینده ها ، ویروسها و مواد شیمیایی آلی خطرناک نیز  استفاده  کرد . همچنین این نانو ذره مهمترین کاتالیستی است که برای حذف آلودگی های ناشی از مواد آلی موجود در آبهای آلوده به مواد نفتی و نیز پسابهای صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد.

نحوه به عمل آوردن ذرات نانو تیتان ( Tio2 ) بدین گونه است که : آنرا  در زیر لایه های مناسبی پوشش داده  و در حوضچه هایی تحت تابش نور فرابنفش قرار می دهند .  در اثر تابش این نور ماده خاصیت اکسید کنندگی پیدا می کند و موادآلی را به آب ( H2O )  و دی اکسید کربن ( Co2 )  تبدیل می کند. و نیز بعضی از اسیدهای معدنی را تجزیه می کند.

طبق آزمایشات به عمل آمده ، پساب آلوده به مواد نفتی پس از  7  روز توسط این نانو ماده تجزیه می شود. برای بازدهی بیشتر این نانو ماده از آهن ( Fe )  هم استفاده می کنند که آهن عمل اکسایش تحت تابشهایی با طول موج بلند تر و به طور ویژه در ناحیه نور مرئی را ممکن می سازد.

 

* نتیجه گیری :

 

ویژگی های فناوری نانو و همچنین مقرون به صرفه بودن این روش در مقایسه با روش های دیگر مثل استفاده از سامانه آب شیرین کن ها و همچنین نداشتن پسماند ها و شیرآبه های ناشی از تصفیه آب و فاضلاب که این روش را در زمره ی روش های سبز قرار داده ، دانشمندان و کشور ها را برای استفاده از این روش ترغیب کرده است .

با تولید آب معدنی بیشتر آشنا شویم

آب اين ماده حياتی و با اهميت در دنيا نقش بسيار مهمی را درشکل گيری تمدنها و استمرار آنها داشته است مروری بر سوابق تمدنهايی که در طول تاريخ شکل گرفته اند و شکوفا شده اند نشانگر اين واقعيت است که وجود آب و امکان دسترسی به آن يکی از کليدی ترين عوامل فراگيری و استمرار آنها بوده است . افزايش تقاضا برای آب و اوجگيری رقابت بين مصرف کنندگان مختلف موجب شده انسان برای ايجاد موازنه وتعادل بين توزيع نيازها و منابع آب موجود مستقيما در وضعيت طبيعی رودخانه ها دخالت کند و با ايجاد تاسيسات گوناگون ذخيره و توزيع آب شرايط طبيعی را به منظور تامين نيازهای خود تغيير دهد .

آب معدنی و آب شرب بعنوان يکی از نيازهای اساسی روزمره انسان و استمرار حيات ميباشد . ميزان نياز روزمره هر فرد ۱ تا ۲ ليتر ميباشد که بستگی به شرايط آب و هوايی و سن و سال دارد . استفاده از آب آشاميدنی سالم و گوارا يکی از مهمترين فاکتورهای مصرف آب ميباشد که از ساليان بسيار دور به آن توجه شده است . منشا حدود ۸۰٪ از بيماريهای انسان عدم دسترسی به آب سالم است . ۷۵٪ از مردم جهان سوم از امکانات آب برای مصارف بهداشتی محرومند بنابر اين زمان اين تصور نادرست که آب سالم به هر ميزان که مورد نياز باشد به وفور در دسترس است ديگر سپری شده است واقعيت آن است که آب سالم و گوارا کمياب و گرانبها ميباشد آلودگيها با ايجاد تغييرات نامطلوب در خواص فيزيکی ، شيميايی و بيولوژيکی کيفيت آب را تنزل ميدهند و در مراحلی آب را از حيطه انتقاع ساقط مينمايند . برخی از آلودگی ها زوال پذيرند و به آسانی تجزيه و يا تقليل داده ميشوند نظير مواد زائد کشاورزی و حيوانی و فاضلابهای انسانی بعضی از آلاينده ها نيز انحطاط ناپذيرند مانند جيوه و سرب و برخی از ترکيبات پلاستيکها که از افزايش آنها در آب بايد جدا جلوگيری شود .

آب معدنی:

تعريف : آب معدنی محصول بسته بندی شده آب گوارا و قابل شربی است با ويژگيهای فيزيکوشيميايی و ميکرو بيولوژی و ارگانو لپيتيکی تعريف شده که مستقيما از چشمه و يا نقاط حفر شده از طبقات زير زمينی به دست ميآيد و دارای خواص بهداشتی و درمانی باشد و در معرض هيچگونه پالايش خارج از استانداردهای مربوطه قرار نگيرد و در محل چشمه و يا منابع آبی مربوطه در شرايط خاص بهداشتی بسته بندی ميگردد .

انواع آب معدنی :

الف : ۱- گازدار ۲- بدون گاز ۳- گاز دار شده

آب معدنی گازدار : آبی است که پس از تصفيه های لازم و بسته بندی مقدار گاز آن برابر با مقدار گازی ميباشد که آب در مظهر چشمه دارد .

آب معدنی بدون گاز : آب معدنی است که پس از تصفيه و بسته بندی فاقد گاز کربنيک مازاد بر مقدار لازم جهت نگاهداری املاح بی کربنات موجود و يا گازهای ديگر باشد .

آب معدنی گازدار شده : آب معدنی است که پس از تصفيه های لازم از منبع ديگری گازکربنيک به آن اضافه شود .

ب : ۱- قليايی ۲- اسيدی ۳- نمکين ۴- فلئوردار ۵- آهن دار

تعريف و منشا آبهای معدنی :

آبهای معدنی طبيعی و گازهای معدنی طبيعی ،آبها و گازهايی هستند که از تشکيلات زمين شناسی خارج و دارای خواص درمانی بوده که توسط مجمع علمی پزشکی شناخته و دارای اجازه رسمی دولتی برای بهره برداری می باشند .

منشاء آبهای معدنی :

1) سطحی یا ژئوترمال :

این دسته آبها دارای منشاء خارجی یا جوی بوده که به داخل زمین نفوذ کرده و حتی تا عمق زياد پايين رفته و در اين جريان تغييراتی در ترکيب شيميايی آب حاصل و در يک شاخه صعودی به طرف بالا جريان پيدا کرده است . آب دو حرکت پايين رو سرد و حرکت صعودی گرم را دارا است . در صورتيکه ستون آبگرم در نزديک زمين به يک منطقه بسته برخورد کند سفره آبدار محصور را بوجود ميآورد در اين صورت ميتوان از اين آبها به مقدار فراوان با حفر چاههای عميق بهره برداری کرد و گاهی ترکيب شيميايی اين آبها مشابه آبهای خوراکی ميباشد .

۲) عمقی يا ژوونيل:

آبهای عمقی يا سنتز شده يا بکر دسته آبهايی هستند که از اعماق بسيار زياد زمين منشاء گرفته و ميتوانند حاصل بخار آخرين مرحله ماگمای مذاب درون زمين بوده که با تظاهرات آتشفشانی در ارتباط ميباشند . غالب آبهايی که در طبيعت وجود دارد از دسته آبهای با منشا خارجی ميباشند و مقدار کمی عمقی هستند .

تقسيم بندی چشمه ها بر اساس املاح محلول - گازهای محلول و درجه حرارت :

۱) چشمه های معدنی

به آبی گفته ميشود که مقدار املاح محلول در آن حداقل يک گرم در ليتر باشد . به چشمه ای که املاح محلول در آن به ميزان مذبور باشد چشمه آب معدنی گويند که در سطح زمين از راههای مختلف ظاهر ميشود بسته به اينکه کداميک از يونهای موجود در آب نسبت به يونهای ديگر برتری داشته باشد آبها را تقسيم بندی ميکنند .

- آبهای سديک کلروره : ميزان يونهای سديم و

کلسيم بيشتر از ساير يونها ميباشد .

- آبهای کلسيم کلروره : مقدار کلسيم و کلر بيشتر از ساير يونها ميباشد .

- آبهای سديک هيدروژن کربنات : يون سديم و هيدروژن کربنات بيشتری دارند .

- آبهای منيزيم - هيدروژن کربنات : يون منيزيم و هيدروژن کربنات بيشتری دارند .

- آبهای سديک - سولفات : يون سديم و سولفات بيشتری دارند .

- آبهای منيزيم - سولفات : يون منيزيم و سولفات بيشتری دارند .

- آبهای کلسيم سولفات : يون کلسيم و سولفات بيشتری دارند .

- چشمه های آهن دار چشمه هايی هستند که ميزان آهن آن حداقل ۱۵ ميلی گرم در ليتر باشد .

۲) چشمه های گاز دار :

در اين گونه چشمه ها گازهای متعددی مانند اکسيژن و هيدروژن و ازت و انيدريد کربنيک و هيدروژن و سولفوره و متان و ..... وجود دارد .

منشا اکسيژن آبهای جوی است که هوا به داخل آب منتقل ميکند هيدروژن در چشمه های آب فشان که منشاء عميق و آتشفشانی دارد يافت ميشود .

گاز هيدروژن سولفوره که در چشمه های گوگردی يافت ميشود منشا آن عمدتا آتشفشان است . اندريد سولفوره و متان اغلب با هيدرو کربنها مرتبط است و همچنين در اثر احياء سولفاتها به وجود ميآيد .

۳) چشمه های طبی :

نقش درمانی دارند و بيماريهای جلدی را از بين ميبرند .

۴) چشمه های آبگرم :

در صورتی که با حرارت سنج معمولی درجه حرارت آب چند دهانه چشمه را اندازه بگيريم متفاوت خواهد بود . اين دما در فصول مختلف و با توجه به گرمای زمين و فعاليت آتشفشانی در مناطق مختلف متفاوت است .

اختصاصات آبهای معدنی :

اختصاصات ظاهری :

املاح موجود در آب عموما سازنده اختصاصات ظاهری آب نيز ميباشند . آبهای گوگردی ميتوانند دارای کدورتی کم و بيش زياد بوده که ممکن است از محل مظهر و يا پس از قرار گرفتن در مقابل هوا و يا بالاخره پس از رسوب گوگرد کلوئيدی ظاهر شده باشد همينطور هيدروژن سولفوره نيز ممکن است در مراحل مختلف از آب خارج گردد . غالبا آبهای معدنی بدون رنگ بوده ولی در برخی مواقع مانند آبهای آهن و يا گوگرددار به رنگهای قرمز و يا شيری ميتوانند باشند . مزه آبهای معدنی نيز در رابطه با املاح موجود در آنهاست چنانچه آبهای کلرورسديک شور و آهن دار قابض و منيزيم دار تلخ ميباشد و بالاخره آبهای سيليس دار دارای لمس چسبنده هستند .

اختصاصات فيزيکی :

الف ) آبده چشمه ها :

آبده چشمه عبارت از مقدار آب حاصله از چشمه در واحد زمان ميباشد آبده چشمه ها هميشه ثابت نبوده و تحت اثر عوامل مختلفی مانند تغييرات فشار اتمسفر و باران و ذوب برف و يخچال و بسته شدن مجرای خروج گاز در اثر رسوبگذاری توسط خود آب و تغييرات سطح آب در اثر برداشت آب کم و زياد ميشود به هر حال وجود مجرايی ثابت جهت خروج آب معدنی لازم بوده تا بتوان با کاپتاژ مناسب از آب معدنی استفاده کرد .

ب ) درجه حرارت :

حرارت آب معدنی در رابطه با منشا آن ميباشد عمق منشا آب ( در سه هزار متری از سطح زمين حرارت آب به صد درجه سانتيگراد ميرسد ) و سرعت بالا آمدن آب دو عامل اصلی در درجه حرارت آب ميباشند .

درجه حرارت آبهای معدنی با عواملی مانند حرکات ارتعاشی زمين و اختلاط با آبهای خارجی که باعث تغييرات فصلی ميشود در رابطه است تغييرات ناگهانی درجه حرارت ميتواند در اثر وارد شدن آب به سفره آبهای سطحی باشد که احتمالا باعث آلودگی ميگردد . درجه حرارت آب چشمه ها از کم تا حد جوشش ميباشد آبهای معدنی را از نظر درجه حرارت تقسيم بندی کرده اند که در زير به يک نوع آن اشاره ميشود :

آبهای خيلی گرم : بالای ۴۵ درجه سانتی گراد

آبهای گرم : ۳۵ الی ۴۵

آبهای نيمه گرم : ۲۸ الی ۳۵

آبهای معتدل : ۲۳ الی ۲۸

آبهای سرد : زير ۲۳ درجه سانتی گراد

ب ) مقاومت الکتريکی

اندازه گيری مقاومت الکتريکی نشان دهنده ميزان املاح موجود در آب ميباشد اين ميزان در آبهای سنگين خيلی کم و برای آبهای سبک زياد ميباشد از اين خاصيت برای کنترل آبهای معدنی استفاده ميشود ( عکس مقاومت الکتريکی هدايت الکتريکی ميباشد که گاهی آنرا محاسبه ميکنند )

ت ) راديو اکتيويته :

راديو اکتيويته آبهای معدنی که يکی از اختصاصات درمانی آنها ميتواند باشد مورد مطالعه فراوان بوده است راديو اکتيويته به دو صورت گازی شکل که معمولا به صورت گاز رادن با نيمه عمر کم ميباشد و يا به سبب عناصر راديو اکتيويته آبها در رابطه با زمينهايی ميباشد که آب از آن عبور کرده که عموما چشمه هايی که بيشتر راديو اکتيو هستند از زمينهای قديمی تر سرچشمه گرفته اند .

اختصاصات شيميايی :

اختصاصات شيميايی در رابطه با املاح و گازهای موجود ميباشد که خود در رابطه با منشا آب است همچنين عواملی چون ترکيب زمينهايی که آب از آنها گذشته و فشار و حرارت و سرعت حرکت و مدت جريان آب در زمين نيز در آن موثر است در آبهای معدنی از نظر ترکيب شيميايی اختلافاتی با آبهای سطحی خوراکی ديده ميشود مانند عدم وجود ترکيبات ازته به طور طبيعی در آنها و چنانچه يافت شوند علامت آلودگی آنها ميباشد ولی ممکن است نمکهای آمونيوم که از منشا آتشفشانی ميباشد در آبها يافت شود پس از خروج از زمين در آبهای معدنی تغييرات سريع رخ ميدهد مانند کم شدن راديو اکتيويته آب و از دست دادن گازها - اکسيداسيون و تعليق و احتمالا رسوب مواد آن .

الف - PH (حالت اسيدی قليايی )

يکی از عوامل مشخص کننده آبهای معدنی است و در تفسير نتايج آزمايش آب به کار ميرود آبهايی با PH کم معمولا دارای اسيد کربنيک آزاد - هيدروژن سولفوره آزاد و اسيد های هوميک ميباشند . آبهای زمينی آتشفشانی داری اسيد کلريد ريک و اسيد سولفوريک هستند آبهای زمينهای سيليسی دارای PH پايينتر از ۷ ميباشند . آبهای آهکی و سولفور سديک دارای PH بالا بين ۸ الی ۱۰ و آبهای سولفوره کلسيک PH بين ۵/۶ تا ۷/۵ دارند . آبهای بی کربنات سديک معمولا داری PH کمی پايينتر از ۷ ميباشند . PH آب پس از خروج از چشمه در طول زمان تغييراتی را به سبب از دست دادن گاز کربنيک و يا اکسيداسيون و غيره حاصل ميکند در اثر اکسيداسيون سولفورهای آب به سولفات تبديل و در نتيجه PHآب کم ميشود و چنانچه اسيد کربنيک آب از دست داده شود PH زياد ميشود .

گازها :

گازهايی که در آبهای معدنی يافت ميشوند عبارتند از اکسيژن که به ندرت به مقدار قابل تشخيص بوده و اگر در آب پيدا شود بيشتر دارای منشا خارجی ميباشد . هيدروژن در آبهای آب فشانها که دارای منشا عميق هستند يافت ميشود . ازت دارای منشا خارجی بوده و در آبهای معدنی غالبا وجو دارد ولی اين گاز ميتواند دارای منشا آتشفشانی نيز باشد هيدروژن سولفوره که در آبهای سولفوره وجود دارد غالبا از هيدروليز سولفورهای قليايی خاکی و يا احيا سولفاتها حاصل ميشود اندريد کربنيک که دارای منشا عميق است تشکيل آن در رابطه با کربنات ها و خصوصا کربنات کلسيم ميباشد . متان نيز از زمينهايی که دارای منابع هيدروکربور هستند مانند برخی از نقاط ايران از زمين خارج شده و يا از منشا تخميری مواد عالی که باعث احيا سولفاتهای آبهای سولفاته کلسيک شديد ميشوند منشا ميگيرد در آبهای معدنی علاوه بر گازهای فوق گازهای کميابی چون هليم - نيون - آرگون - کریپتون و گزنون نيز به مقدار متفاوت يافت ميشود .

املاح محلول :

۱- املاح تام

املاح تام آب که به وجود آورنده هدايت الکتريکی آب است يکی از عوامل مشخص کننده آبهای معدنی ميباشد تغييرات آن نشان دهنده اختلاط آب معدنی با آبهای نافذ ميباشد .

۲- هالوژنها

فلئور در آبهای معدنی به مقدار کم و بيش يافت ميشود .

کلرورها که از زمينهای دوران سوم که نمکی ميباشند گرفته ميشود در آبهای معدنی با منشا سطحی به مقدار فراوان يافت ميشود .

برم ويد که در آبهای معدنی يافت ميشود غالبا دارای منشا مردابی هستند .

گوگرد به صور مختلف در آبهای معدنی وجود دارد سولفات که به صورت املاح مختلف در آبهاست از زمينهای دوره ترياس و يا از اکسيداسيون آبهای زمينهای پيريتی حاصل ميشود گوگردی که از نظر درمانی حائز اهميت است به صورت تيوسولفات - پلی سولفور و سولفيت که از انواع سولفورها ميباشند يافت ميگردد .

ترکيبات ازته :

دارای اهميت خاصی از آبهای مشروب ميباشند و در آبهای معدنی هيچگونه اهميتی نداشته و وجود آنها در آبهای معدنی ميتواند نشان دهنده آلودگی با آبهای سطحی باشد . در موارد استثنايی در آبهای معدنی با منشا آتش فشانی نيترات و نمکهای آمونيوم يافت ميشود .

آرسنيک :

در برخی از آبهای معدنی يافت ميشود که در زمين به صورت ۳ ظرفيتی و پس از خروج اکسيده شده به ظرفيت های بالا تبديل ميشود .

کربن و کربناتها :

در آبهای معدنی کربن به صورت انيدريدکربنيک - کربنات و اسيدهای هوميک يافت ميشود . انيدريدکربنيک نقش تنظيم کننده کربناتهای آب را دارا است پس از خروج از زمين يه سبک کم شدن فشار خارجی از آب خارج شده و باعث به هم زدن تعادل کربناتهای آب و در نتيجه عمل رسوبگذاری کربناتهای مختلف را در اطراف چشمه ميشود .

سيلسيم :

غالب آبهای معدنی دارای مقداری سيليس به صورت يونی يا کلوئيدی آزاد ميباشند . سيليکاتها در جريان تماس با آبها به صورت محلول در آمده که به سادگی در اثر عمل هيدروليز به سبب کم قليايی بودن آب تجزيه ميشوند انيدريد کربنيک که در اين عمل نقش مهمی را دارد باعث تجزيه آن در آب و ايجاد رسوبات کلوئيدی سيليس ميگردد .

بور :

در آبهای معدنی بطور پراکنده وجود دارد . منشا آن ميتواند از سطح زمين و بيشتر از کانيهای براته يا عمقی باشد .

کاتيونهای قليايی :

سديم و پتاسيم که در طبيعت تقريبا بصورت مساوی وجود دارند در آبها نسبت آنها متفاوت و سديم ۱۰ تا ۲۰ برابر پتاسيم ميباشد . سديم غالبابه همراه آنيون کلرور در آبهای معدنی وجود دارد . در کنار اين دو عنصر روبيديم و سزيم نيز به مقدار کمی در آبهای معدنی يافت ميشوند . کلسيم در غالب آبهای معدنی وجود دارد و ميزان آن با ازدياد انيدريد کربنيک آزاد آب بالا رفته و عموما به صورت کربنات يا سولفات يا سولفور ميباشد به همراه کلسيم و استرانسيم و باريم به مقدار کمی در آبهای معدنی وجود دارد . منيزيم و ليتيم نيز به مقدار ناچيز يافت ميشوند .

آلومينيوم :

در آبهای معدنی به مقدار کمی وجود دارد .

آهن :

در غالب آبهای معدنی به مقدار کم يا زياد آهن يافت ميشود . آهن از انحلال اکسيدها يا کربناتهای آهن در اثر زيادی اسيد کربنيک يا اسيد سولفوريک حاصل از تجزيه پيريت در آب حاصل ميشود . وجود آهن در آبهای معدنی مساله فلوکوله شدن آنرا پس از خروج از زمين يا در بطری کردن مطرح ميسازد که برای جلوگيری از آن مقداری از آهن را از آب حذف ميکنند منگنز نيز به مقدار کم همراه آهن وجود دارد در آبهای معدنی علاوه بر عناصر فوق عناصر کمياب نيز يافت ميشود مانند روی - کادميم - موليبدن - تنگستن - ژرمانيم - تلور - نيکل - کبالت - مس و نقره .

گاز

آب معدنی انواع شيميايی گاز آهن درجه حرارت خواص درمانی
يله گنبد- قزوين بيکربناته کلسيک گاز آهن ۴۴ درجه
رماتيسم- دردهای عصبی مفصلی - بيماريهای گوارشی
عمارت - آمل بيکربناته کلسيک گاز - ۲۰ درجه
گوارش معده - پانکراس - کبد - روده
سنگرود - قزوين بيکربناته کلسيک گاز - ۳۰ درجه
استحمام - تسکين دهنده درد - بيماريهای گوارشی - اشتها آور
زمان آباد - همدان بيکربناته کلسيک گاز آهن ۱۳ درحه
گوارش معده - پانکراس - کبد - روده - مجاری صفراوی - بيماريهای تغذيه - اشتها آور
چشمه اعلا- دماوند بيکربناته کلسيک گاز آثار ۱۲/۵ درجه
در صورت کاپتاژ مناسب شرب - بيماريهای گوارشی
نی دشت - مازندران بيکربناته کلسيک گاز آهن ۱۹ درجه کم خونی - اشتها آور - بيماريهای گوارشی
کلاردشت - چالوس بيکربناته کلسيک گاز - ۲۵ درجه
گوارش معده - پانکراس - کبد - روده- مدر - خاصيت ضد سمی - رماتيسم
کلشتر - منجيل بيکربنات سولفات کلسيک - - ۳۴ درجه
بيماريهای گوارشی - متابوليسم گلوسيدهاو پروتيدها- مدور
آب البرز - آبعلی بيکربنات سولفات کلسين و منيزين گاز آهن ۱۵ درجه
مدر- کبد - مجاری صفرا - کمخونی - صفراآور
بابا گرگر - همدان بيکربنات مخلوط گاز آهن ۲۲ درجه
بيماريهای گوارش - کبد - کم خونی - تغذيه
آبعلی - هراز بيکربنات مخلوط گاز آهن ۱۵ درجه
گوارش - کلسترول - اسيد اوريک
هرمسل - اسک بيکربنات مخلوط گاز - ۲۹ درجه
گوارش معده - کبد - پانکراس - روده - بيماريهای مجاری صفراوی - تغذيه
خرقان- قزوين کلر و بيکربنات مخلوط گاز - ۱۷ درجه
گوارش - لنفاتيسم - ضد تورم - آرامبخش - مدر
چشمه اعلا - جنوب تهران کلرو بيکربنات و سولفات کلسيک - آهن ۴۱ درجه
استحمام - گوارش - اشتها دهنده - ملين - کم خونی
شاهدشت -کرج سولفاته سديک کلرور کلسيک گاز آثار - بيماريهای پوستی - دستگاه گوارش - گواتر
محلات - قم سولفاته کلسيک - - ۵۰ درجه
آرام بخش - مدر - ملين - ضد مسموميت
آب ترش و لرزان - قزوين سولفاته کلسيک گاز آهن ۱۸ درجه
آشاميدنی - کم خونی

- بررسی اجمالی تکنولوژی توليد آب معدنی و روش های آن و عرضه محصول در کشور و مقايسه با ساير کشورها

تکنولوژی و روش های توليد آب معدنی را ميتوان بدوبخش عمده تقسيم نمود :

۱) آماده سازی و سالمسازی و پر کردن آب معدنی يا ( filling)

۲) توليد ظروف مورد نياز جهت بسته بندی آب .

۱- آماده سازی و سالمسازی آب :

در اين قسمت آب معدنی هدايت شده از منابع آب معدنی طی مراحل زير جهت انتقال به خط پرکن آماده ميگردد ازآنجائی که بر اساس تعاريف انجام شده - محصول آب معدنی - آب طبيعی خارج شده از منابع آب (چشمه يا چاه) ميباشد که بدون هيچگونه تغييری در ترکيبات شيميايی آن پر شده باشد لذا جهت آماده سازی صرفا از مراحل زير استفاده ميگردد .

الف ) انتقال آب از منابع آب : در اين مرحله با توجه به محل استقرار چشمه و يا آب زير زمينی آب از منابع مذکور به صور ت کاملا بهداشتی به منابع ذخيره آب هوايی يا زير زمينی واحد منتقل ميگردد . طی اين مرحله ضمن ته نشينی مواد خارجی سنگين سعی ميگردد از هر گونه آلودگی جنبی آب جلوگيری بعمل آيد .

ب ) مخازن ذخيره آب : جهت هدايت آب به داخل واحد از منابع هوايی يا زير زمينی بايد با توجه به ظرفيت خط توليد استفاده گردد و اين منابع از هرگونه آلودگی شيميائی و ميکروبيولوژيک به دور باشند .

ج ) فيلتراسيون آب : جهت حذف مواد معلق و شناور در آب از فيلترهای شنی مناسب در اين مرحله استفاده ميشود اين فيلترها طوری طراحی ميشود که آب با فشار معينی از يک بستر شنی با سايزهای متفاوت عبور داده ميشود و مواد معلق در آن حذف ميگردد اين فيلتر ها با مکانيسم يکسان به صور مختلفی ساخته ميشود که صرفنظر از نوع آلودگی همگی دارای مکانيسم يکسان و مشابه هستند .

د ) تعديل طعم - رنگ و بوی آب (puriffication) : جهت حذف هرگونه بو احتمالی در آب و همچنين حذف رنگهای احتمالی آن در اين مرحله آب را از يک بستر کربن اکتيوعبور ميدهند که طی آن از هر گونه بو و رنگ غير طبيعی عاری ميگردد .

ه ) مرحله فيلتراسيون نهايی آب (polishing) : طی اين مرحله آب از يک فيلتر کارتريجی به نام پوليشر عبور داده ميشود با توجه به اينکه اين فيلترها بسيار ريز است ( در حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ ميکرون ) آب از هرگونه مواد معلق که با چشم غير مسلح قابل رويت نميباشد عاری ميگردد اين فيلترها با مکانيسم يکسان ولی به اشکال مختلف ساخته ميشوند .

و ) مرحله استريليزاسيون آب : جهت حذف هرگونه آلودگی احتمالی ميکروبی در آب و بهداشتی کردن آن از يک سيستم uv استفاده ميگردد در اين مرحله آب با دبی و فشار معينی از يک بستر نور uv عبور داده ميشود که طی زمان مذکور هرگونه آلودگی ميکروبيولوژيکی آن از بين رفته و آب ۱۰۰٪ استريل و آماده پر کردن ميباشد .

۲- تصفيه آب :

- شفاف کردن آب : ( clarification)

ساده ترين راه برای جدا کردن مواد معلق آب وارد کردن در حوضچه های بزرگ ميباشد که به اين حوضچه ها اصطلاحا شفاف کننده (clarifier) گويند . اين حوضچه ها بدودسته تقسيم ميشوند :

۱) ته نشين کننده های ساکن : آب آب وارد شده به اينها چندين ساعت راکد ميمانند تا مواد معلق آن ته نشين شوند .

۲) ته نشين کننده های مداوم : اين ته نشين کننده ها که به فرم های مختلف ساخته ميشوند آب را دائما تصفيه و شفاف ميسازند . ته نشين کننده های ساکن از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نيستند و بيشتر ته نشين کننده های با جريان مداوم مورد مصرف دارد .

- مراحل شفاف سازی :

۱- برای خنثی کردن کاتيونهايی مثل Al وFe که جذب يونهای منفی ذرات سطحی ميشوند از يونهای ساده يا کمپکس های هيدراته قوی استفاده ميشود .

۲- استفاده از ماده عالی محلول در آب که يونيزه شده و توليد يون مثبت نمايد . اين کاتيونها بار منفی ذرات آب را جذب کرده و مانع دفع بارهای هم نام ذرات آب ميشود .

۳- استفاده از کاتيونهای معدنی که پس از جذب کدورت آبها هيدروليز شده تا رسوب نامحلول بوجود آورند که در حين رسوب کردن سايز ذرات را با خود ته نشين نمايند . بعنوان نمونه ميتوان از املاح Al يا آهن نام برد که بصورت هيدروکسيد رسوب ميکنند .

جداسازی مواد معلق در سه مرحله انعقاد - لخته شدن و ته نشين سازی انجام ميشود .

- انعقاد ( Cogaulation)

انعقاد عملی است که طی آن با خنثی سازی بار ذرات آنها را به حالت ناپايدار و فاقد بار کرده و مانع دفع ذرات شده در نتيجه ذرات در کنار هم مجتمع ميشوند .

- لخته شدن ( Flocculation)

لخته شدن ذرات مرحله ای است که طی آن ذرات ناپايدار به يکديگر متصل شده و لخته ايجاد مينمايد .

- ته نشين سازی ( Sedaimentation)

مرحله ای است که مواد معلق لخته شده ته نشين ميشود . در سالهای اخير روش های ته نشين مداوم بر پايه روشهای بالا متداول گرديده و به منظور بالا بردن راندمان شفاف سازی آب به آن موا شيميايی يا پلميری بعنوان مواد منعقد کننده اضافه ميکنند .

کلاويفاير (Clarifier)

معمولا ۴ عمل بطور همزمان در دستگاه کلاويفاير صورت ميگيرد :

۱- منعقد کردن مواد معلق کلوئيدی

۲- لخته کردن مواد منعقد شده

۳- ته نشينی لخته تشکيل شده

۴- سرازير شدن آب از حوضچه ته نشينی

- فيلتراسيون ( Filteration)

با انجام عمل انعقاد ته نشين سازی مواد معلق آب برای اکثر مصارف صنعتی مناسب ميشود . چنانچه آب برای آشاميدن - استفاده در ديگهای بخار - برج های خنک کننده مصرف شوند بايد مواد معلق آن را جدا کرد . ميتوان اين مواد معلق را با عبور دادن آب از فيلترهايی با درجه تخلخل متوسط فيلتر شنی عبور داد .

شن کواترز - شن سيليس - زغال آنتراسيت - کلسيت - مگنتيت يا ساير مواد ممکن است برای فيلترها مورد استفاده قرار گيرد . معمولا در صنايع شنی - سيليس و انتراسيت بيشتر مصرف دارد .

- انواع فيلتر ها :

فيلتر ها بدو دسته گراويتی و فشاری تفسيم ميشوند :

الف - فيلتر های گراويتی : جريان آب در اين فيلتر با وزن ( سنگين ) آن انجام ميشود . در فيلتر های شنی يا زغالی آب با استفاده از وزن خود و با سرعت نسبتا بالا که حدو 4-2 GPM است عبور مينمايد .

قسمتهای اساسی اين فيلترها عبارتند از :

۱- پوسته فيلتر که ممکن است از جنس سيمان - استيل يا چوب و به شکل مربع - مستطيل يا کروی باشد نوع مستطيل شکل که با بتون مسلح ساخته شده رايج تر است .

۲- ته بستر را قلوه سنگ های درشت تشکيل ميدهد و مانع از اين ميشود که شن و آنتراسيت از بستر بگذرد و در عين حال پخش کننده مناسبی برای آب است .

۳- محفظه پايين فيلتر که بدومنظور در نظر گرفته ميشود :

جمع آوری آب تصفيه شده و توزيع آب شستشوی معکوس

۴- قسمتی (trough) به منظور فرِآوری و جمع آوری آب شستشوی معکوس که معمولا از جنس استيل - چدن و يا سيمان ميباشد .

۵- از وسايل کنترل کننده جريان آب که روی فيلتر نصب ميشود نيز ميتوان استفاده کرد .

ب ) فيلتر فشاری : نسبت به نوع قبلی کاربرد وسيعتری دارد يکی از مزايای اين فيلتر ها اين است که ميتوان آنرا مستقيما در مسير توليد و ارسال به واحدهای فرآيند قرار داد و از پمپاژ مجدد جلوگيری نمود .

فيلترهای فشاری ممکن است عمودی يا افقی باشد و پوسته آن از جنس استيل به شکل استوانه ای باشد .

محدوديت روش فيلتراسيون در اين است که فقط ذرات درشت را جدا ميکند .

- کلر زنی ( Cloronization )

کلر از مهمترين عناصری است که در ميکروب زدايی آبها به کار ميرود ترکيبات کلر همانند هیپوکلريت سديم و کلسيم و کلرآمين ها نقش ميکرب زدايی را ايفا ميکنند . چناچه کلر به آبهای طبيعی اضافه نمايند ايجاد واکنش شيميايی ميکند برخی از کاربردهای مهم کلر به شرح زير است :

۱- ميکرب زدايی

۲- جداسازی آمونياک و ديگر ترکيبات عالی ازت دار

۳- کنترل بو و طعم

۴- جداسازی هيدروژن سولفوره

۵- جداسازی آهن و منگنز

۶- تخريب تجمع های آلی

۷- برطرف نمودن جلبک

۸- از بين بردن رنگ

۹- کنترل آهن منگنز و باکتريهای احيا کننده سولفات و ....

۱۰- کمک به انعقاد آب

- استفاده از اشعه ماورابنفش:

گرايش به کاربرد اشعه ماورابنفش بعنوان گندزدا درتصفيه آب وفاضلاب را ميتوان به اين دليل نسبت داد که کاربرد کلر و ترکيبات آن در آب توليد محصولات جانبی ( DBPs) بخصوص تری هالو متان ها ( THMs) ميکنند که با توجه به مطالعات انجام گرفته خواص سرطان زائی برخی از آنها مورد بحث است .

برای توليد اشعه uv ميتوان از لامپهای بخار جيوه با فشار کم که بطور تجارتی در بازار است استفاده کرد . برای گندزدايی آب و فاضلاب اين لامپها را در يک پوشش شيشه ای از جنس کوارتز قرار ميدهند ( جهت محافظت و جلوگيری از صدمه ) و آنها را در آب غوطه ور کرده يا در بالای محل عبور جريان آب نصب ميکنند .

- مزايای استفاده از اشعه ماوراء بنفش :

۱- عدم نياز به مصرف مواد شيميايی و در نتيجه کاهش هزينه های خريد و جابجائی و حمل و نقل و ذخيره سازی مواد شيميائی .

۲- زمان تماس کوتاه باعث ميشود که به گندزدائی نيازی نباشد و نتيجه آن کاهش مساحت لازم برای تاسيسات است .

۳- عدم توليد محصولات جانبی مضر مثل (THMs)

۴- بالا بودن ضريب اطمينان سيستم

۵- کم بودن مصرف انرژی

- معايب اين روش :

از ايرادات اساسی وارد به اين سيستم عدم توليد باقی يون پايدار در آب است . در مورد بهره برداری از سيستم گندزدائی با اشعه ماوراء بنفش هميشه نيروی برق بايد در دسترس باشد .

- استفاده از ازن در تصفيه آب :

تصفيه آب و فاضلاب با گاز ازن در CIP X طی بيست سال اخير عموميت يافته و بتدريج جايگزين کلر ميشود . علت آن است که ازن عامل اکسيد کننده ای است که از کلر قوی تر و ايمن تر است .

خصوصيت ناپايداری ازن اين گاز را برای عمليات مربوطه به تصفيه ضايعات مناسب ساخته است . پايين بودن درجه حرارت تجزيه اجازه ميدهد تا ازن در محيط هم بتواند تجزيه شود دليل ديگر استفاده عام از ازن آن است که از کلر ايمن تر است . معمولا کلر مايع در مخازن فشار بالا نگاهداری ميشود ( atm ۳۰ و بالاتر ) . بدليل سمی و فرار بودن کلر نشت کردن آن از محل آب بندی نشط خطر ناک است . ازن به دليل عمر کوتاهش بلافاصله پس از توليد مصرف ميشود . لذا اگر نشتی در دستگاههای سازنده باشد مقدار آن بسيار کم است .

فشار عملياتی ساختی ازن بين ۱ الی ۲ atm است بوی ازن باعث شناخته شدن سريع ميشود تنفس آن نيز تا محدوده خاصی زيان آور نيست . ازن بر خلاف کلر ميتواند Mo های فاضلاب را بکشد همچنين مواد عالی و غير آلی را اکسيد و بی رنگ و بو کند . بار سطحی مواد جامد معلق را نيز خنثی ميکند .

۳- پر کردن آب معدنی در بطری :

شامل مراحل زير است :

الف ) مرحله رديف کردن بطری : طی اين مرحله بطری های خالی جهت هدايت به دستگاه فيلتر به صورت دستی و يا ماشينی رديف ميگردند و در صورتی که اين عمليات دستی انجام گيرد توسط نيروی انسانی بطری خالی به روی نوار نقاله انتقال بطری خالی قرار داده ميشود در اين روش احتمال آلودگيهای ثانويه محصول بالا ميباشد و در روش ماشينی با استفاده از يک دستگاه unsereambla بطری به صورت خودکار بر روی نوار نقاله مربوطه قرار گرفته و توسط يک نوار نقاله بادی ( Airsonveyer ) به طف دستگاه پرکن هدايت ميگردند .

ب ) شستشوی بطری - پرکردن و دربندی :

طی اين مرحله بطريها توسط يک دستگاه Rinser روتاری شستشو ميگردند و سژس بطريها جهت پر شدن بدستگاه پر کن هدايت شده و پر ميشوند . بدين ترتيب که آب گاز دار پس از عبور از رابط های لوله ای در دستگاه فيلتر به سرشير فيلتر ميآيد بطری های خالی پس از قرار گرفتن در دايره دستگاه فيلتر توسط يک پايه به سمت بالا حرکت ميکنند و فنر بالای شير فيلر را فشرده ميکنند و سر شير فيلر روی دهانه بطری قرار ميگيرد و در اثر مکش هوای داخل بطری و باز شدن شير بطری در طول مسير خلقه ای فيلتر پر ميشود سرعت فيلر بايد مطابق با سرعت پر شدن بطريها در طول مسير باشد بطريهای پر شده بعد از اينکه به انتهای حلقه فيلر رسيدند در اثر ضربه زدن تيغه ای شير بسته ميشود و در اثر پايين آمدن پايه زير بطری و فشار به قسمت بالای فنر شير بطريهای پر شده از مسير حلقه ای فيلتر جدا ميشوند و به قسمت در بندی ميروند و توسط دستگاه دربندی روتاری در آنها بسته ميشود در دستگاههای جديد عمل پر کردن و در بندی به طور همزمان انجام ميشود فيلتری که در اينجا برای آب گاز دار مورد استفاده قرار ميگيرد بايد سربسته باشد .

ج ) مرحله برچسب زنی : بطريهای پر و دربندی شده توسط يک نوار نقاله به اين دستگاه هدايت شده و برچسب زده ميشود اين مرحله نيز صرفنظر از نوع ماشين آلات انتخابی و ميزان اتوماسيون آن دارای مکانيسم کار يکسان ميباشد .

د ) مرحله چاپ مشخصات توليد (jet printing ) در اين مرحله بطريها ضمن عبور از دستگاه اطلاعات مورد نظر از قبيل تاريخ توليد و انقضا و ساير اطلاعات روی قسمتی از بطری يا در چاپ ميشود .

ه ) مرحله Shirink wrapper : طی اين مرحله بطريها در رديفهای مورد نظر که معمولا ۲ در ۳ تايی است شيرينگ ميگردد اين ماشين آلات نيز صرف نظر از نوع و اتوماسيون همگی داراری مکانيسم يکسانی هستند .

و ) Pallate shirink wrapper : طی اين مرحله بنا به خواست بازار و مشتريا در صورتی که نياز به شيرينگ کردن Pallate محصول باشد بسته های شيرينگ شده توسط يک نوار نقاله به اين دستگاه هدايت ميشود و پس از پالت شدن شيرينگ ميشوند در صورتی که محصول جهت صادرات باشد عمليات شيرينگ پالتها يکی از مراحل لازم و ضروری توليد محصول ميباشد .

واحد تصفیه پساب پتروشيمي فجر

 

واحد پساب شامل بخشهاي ذيل مي باشد:

1- بخش تصفيه پساب روغني با نمك پائين (LOW TDS)

1-1-  شرح فرايند قسمت تصفيه فيزيكي و شيميايي پساب

پساب شيميايي با نمك پايين از طريق يك خط 18 اينچ وارد واحد شده و به طرف يك چاله روغني (AD-6803) هدايت  مي‌شود. در اين چاله همچنين آبهاي ناشي از دور ريز سيستمها وجريانهاي برگشتي از مخزن ذخير ه (AD-6801) وارد مي‌شود. اين چاله مجهز به يك غربال ميله‌اي (Bar Screen) با شكافهايي به عرض 10mm مي‌باشد كه ذرات بيشتر از اين قطر را جدا مي‌كند. جريان ورودي پس از عبور از غربال از طريق نيروي ثقل بطرف  API هدايت مي‌شود. براي چاله روغن دو دريچه سرريز بطرف مخرن ذخيره طراحي شده است. جريان ورودي در حدود 420 متر مكعب برساعت مي‌باشد كه اگر بيشتر از اين مقدار شود از طريق دريچه ‌هاي سرريز به مخزن ذخيره هدايت مي‌شود.حوضچه ذخيره‌سازي جهت ذخيره مقادير اضافي و سرريزها ونيز ذخيره پسابهاي خارج از Spec ( طراحي) مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين حوضچه داراي دو لاين سرريز 14 اينچي مي‌باشد كه از طريق آنها پساب اضافي بطرف خور هدايت مي‌شود.حوضچه ذخيره‌سازي مجهز به دو پمپ تخليه (P-6801 A/B)  و دو عدد پمپ جمع‌آوري روغن (P-6831 A/B) مي‌باشد كه جريان ورودي پمپ هاي تخليه از كف حوضچه و پمپ هاي روغن از سطح آن مي باشد.

پمپ هاي تخليه از نوع سانتريفوژ جهت برگردان محتويات حوضچه ذخيره‌سازي بطرف چاله روغن به هنگام كم‌شدن جريان ورودي واحد مورد استفاده قرار مي‌گيرند. پمپ هاي جمع‌آوري روغن، روغن را توسط دو قيف از سطح آب جمع‌آوري و به چاله روغن هدايت مي‌كنند. قيف‌ها شناور بوده و پمپها از نوع مارپيچي جابجايي مثبت مي‌باشند.به منظور كنترل پسابهاي ورودي، در ابتداي شيفت از ورودي واحد نمونه گيري شده و نمونه جهت انجام تستهاي COD، Phenol ، Oil و .... به آزمايشگاه واحد ارسال مي‌گردد. چنانچه هر يک از موارد مذکور خارج از محدوده مجاز باشد، سريعا با نمونه گيري از خروجي پساب مجتمع ها، مجتمع ارسال کننده متخلف شناسايي و از طريق هماهنگي با کشيک ارشد نسبت به بستن خروجي مجتمع مذکور اقدام خواهد شد.جريان پساب پس از عبور از غربال ميله‌اي به طرف حوضچه هاي جدا كننده روغن (AD-6814 A/B) ارسال مي‌گردد. حجم در نظر گرفته شده براي API بگونه‌اي است كه اين امكان را فراهم مي‌كند كه روغن و ذرات ناخالص در اثر نيروي ثقل از پساب جدا شوند.هر حوضچه API مجهز به يك عمل كننده الكتريكي اسكرابر- اسكيمر ( SK-6801 A/B) مي‌باشد. وقتي كه دستگاه اسكرابر از سمت ورودي حوضچه به طرف خروجي حركت مي‌كند تيغه‌هاي اسكيمر(سطح روب) روغن شناور را به طرف غلاف قابل چرخش انتهاي حوضچه حركت مي‌دهند. در جهت عكس اسكراپر ته حوضچه( كف روب ) لجن ته نشين شده را به طرف چاله ‌هاي لجن در ابتداي ورودي به حوضچه حركت مي‌دهد. هر حوضچه دو چاله لجن دارد. اسكراپر و اسكيمر بصورت تمام اتوماتيك هستند و چهار عدد سوئيچ بالا و پايين رفتن تيغه‌هاي آنها را كنترل مي‌كنند.غلاف قابل چرخش انتهاي حوضچه API كه جهت تخليه روغن شناور به كار مي‌رود بصورت ثابت يا مقطعي قابل تنظيم بوده و چگونگي بهره‌برداري از آن به ميزان روغن شناور بستگي دارد. جهت بهره‌برداري مداوم بايستي لبه تيغه غلاف از لبه ديواره سرريز آب تقريباً 5/2 سانتيمتر بالاتر تنظيم گردد. به همراه روغن تخليه شده مقداري كمي آب نيز گرفته مي‌شود كه به همراه روغن و توسط نيروي ثقل به تانك جمع‌آوري روغن برگشتي سرازير مي‌شود.

لجن هاي كف حوضچه API بوسيله دستگاه اسكراپر به طرف چاله هاي ‌لجن در ورودي حوضچه هدايت مي‌شود. شيب كف حوضچه نيز به اين كار كمك مي‌كند. براي تخليه لجن از هر چاله يک لاين در نظر گرفته شده است كه لجن‌ها را به چاله اصلي جمع‌آوري لجن هدايت مي‌كنند. لجن جمع‌آوري شده در چاله جمع‌آوري لجن توسط دو پمپ از نوع مارپيچي به طرف تانك هاضم لجن( AD-6807) پمپاژ مي‌شود.جريان پساب پس از عبور از دو تانك جدا كننده API (كه در اين جا تقريبا كليه روغنهاي نامحلول از پساب جدا شده‌اند) توسط نيروي ثقل به حوضچه‌هاي يكنواخت‌سازي (AD-6802 A/B) ارسال مي‌گردد. دو عدد حوضچه يكنواخت‌سازي بعنوان متعادل كننده جريانات با غلظتها و PH هاي مختلف كه روزانه وارد واحد مي‌شود عمل مي‌كنند و جرياني با تغييرات يكنواخت جهت واحدهاي پايين دستي فراهم مي‌كنند. دو عدد همزن عمقي (زير سطح مايع) جهت همزدن پساب و يكنواخت كردن پسابهاي ورودي و جلوگيري از واكنش د‌نيتريفيكاسيون در اين حوضچه‌ها تعبيه شده است. اين همزنها به صورت مداوم و با توجه به سطح مايع در سرويس قرار مي‌گيرند.

در خروجي حوضچه هاي يکنواخت سازي يک حوضچه خنثي‌سازي جهت خنثي كردن PH پساب ورودي به حوضچه DAF (DISOLVED AIR FLOTING) پيش‌بيني شده است.در اين حوضچه از يك اندازه گيرنده سطح مايع(LIT) جهت نشان دادن و كنترل سطح مايع در حوضچه‌هاي يكنواخت‌سازي استفاده مي‌شود. از يك اندازه‌گير PH نيز جهت كنترل اتوماتيك و فرمان استارت و استپ به پمپهاي تزريق شود و اسيد استفاده مي‌شود. پمپ هاي P-6810 A/B تزريق سود و پمپهاي P-6813 A/B تزريق اسيد را بعهده دارند. لازم به ذكر است كه جهت خنثي سازي و تنظيم PH پساب از محلول 25 درصد سود يا محلول 96 درصد اسيد سولفوريك استفاده مي‌شود. PH پساب خروجي از حوضچه يكنواخت سازي بايد بين 6.5 تا 8 باشد.

 همچنين حوضچه خنثي‌سازي مجهز به دو پمپ از نوع سانتريفوژ مي‌باشد كه فشار لازم جهت انتقال آب را از حوضچه خنثي ‌سازي به DAF (AD-6804 A/B) فراهم مي‌كنند. جريان حقيقي بوسيلة شير كنترل جريان كه قبل از ورودي به چاهك توزيع DAF  نصب شده است تنظيم مي‌شود. در خروجي پمپهاي حوضچه خنثي ‌سازي يك اندازه‌گيرنده جريان قرار دارد كه بر روي شير كنترل فرمان باز يا بسته كردن مي‌فرستد و مقدار جريان عبوري را تنظيم مي‌نمايد.بعد از شير كنترل محل تزريق محلول پلي الكتروليت (پليمركاتيوني) به عنوان يك منعقده كننده قرار دارد. هدف از تزريق پلي‌الكتروليت لخته‌سازي مواد معلق و يا روغنهاي محلول (امولسيون درآب) مي‌باشد. پمپ هاي تزريق (P-6819 A/B)  محلول2/0 درصد پلي‌الكتروليت را به مسير خروجي پمپ هاي حوضچه خنثي سازي تزريق مي کنند. محل استقرار پمپهاي تزريق پلي الكتروليت و تانك محلول‌سازي آن در ساختمان مواد شيميايي قرار دارد. مقدار تزريق پلي الكتروليت بستگي به جريان عبوري و مقدار مواد معلق (T.S.S ) دارد. با تزريق پلي الكتروليت به جريان عبوري و بهم خوردن جريان در لوله عمل مقدماتي انعقاد و لخته‌سازي انجام گرفته و جريان به سمت چاهك توزيع DAF هدابت مي‌شود.حوضچه DAF در حقيقت بعنوان مرحله بعدي حذف روغن( محلول ) و ساير مواد معلق عمل مي‌كند.پساب ابتدا وارد چاهك توزيع شده و بصورت مساوي از دو تيغه به دو مسير ورودي به هر دو حوضچه DAF وارد مي‌شود. جريان پساب بعد از توزيع وارد قسمت لخته‌سازي مي‌شود. در اين قسمت پساب به آرامي به هم زده مي‌شود. ذرات ريز روغنهاي محلول و ساير مواد معلق در اينجا به طور كامل با پلي الكتروليت مخلوط شده و ذرات بزرگتري را بوجود مي‌آورند كه مي‌توانند ته‌نشين شده و يا بر سطح آب شناور شوند.در اين دو قسمت دو همزن عمودي قرار دارند كه با هم‌زدن آب باعث تماس ذرات كوچك و تشكيل ذرات بزرگتر مي‌شوند. اين همزنها همواره در سرويس قرار دارند.

سرريز قسمت لخته‌سازي وارد قسمت تلاطم گير و تنظيم حوضچه DAF شده و از آنجا و از طريق دريچه نزديك به كف حوضچه وارد آن مي‌شود و با جريان آب برگشتي كه از درام تحت فشار آب و هوا بر مي‌گردد تركيب مي‌شود. مخلوط پساب ورودي DAF و پساب برگشتي از طريق تيغه‌هاي سوراخ داري كه باعث آرام شدن و يكنواخت شدن جريان مي‌گردند وارد قسمت شناورسازي DAF مي‌گردند. در اين قسمت ذرات سنگين ته‌نشين مي شوند . ذرات سبك روغني نيز با چسبيدن حبابهاي ريز هوا به آنها به سطح آب آمده و شناور مي‌شوند.

 هر كدام از حوضچه‌هاي شناورسازي به يك پاروي روغن‌گير(اسكمير)(SK-6802 A/B)  مجهز مي‌باشد. اين پاروها لايه ايجاد شده از روغن در سطح آب را بطرف كانالي كه در ابتداي حوضچه‌ مي‌باشد به جلو مي‌رانند. اين پاروها به طور مداوم در سرويس قرار دارند. همچنين هر يك از اين حوضچه‌ها مجهز به يك پاروي كف روب (اسكراپر) مي‌باشند كه با حركت به طرف حوضچه جمع‌آوري لجن‌ در ابتداي قسمت شناور سازي ، لجن‌هاي تشكيل شده در كف را به طرف آن مي‌رانند. شيب زياد كف حوضچه نيز به اين كار كمك مي كند. اسكراپرها همواره و با يك سرعت ثابت در سرويس قرار دارند.آب پس از سرريز از ديواره خروجي قسمت شناورسازي به دو قسمت تقسيم مي‌شود. يك قسمت جهت جريان برگشتي DAF و ديگري ارسال به واحدهاي تصفيه بيولوژيك در مراحل پايين دست.در قسمت جريان برگشتي با تزريق هوا به جريان پساب خروجي از قسمت شناورسازي جريان برگشتي تأمين مي‌شود. جريان پساب برگشتي از هر يك از قسمت‌هاي شناورسازي بوسيله چهار عدد پمپ (P-6806 A/B/C/D) از نوع سانتريفوژ تا 6 بار افزايش فشار مي‌يابد و وارد دو درام (D-6801 A/B) تحت فشار مي‌شود. جريان برگشتي بوسيله يك اندازه گيرنده جريان كه در خروجي پمپها قرار دارد اندازه‌گيري شده و توسط يك شير كنترل كه در قسمت خروجي درام قرار دارد تنظيم مي‌شود. در حالت نرمال فقط دو پمپ در سرويس قرار دارد يعني براي هر درام يك پمپ. جريان خروجي از پمپها در حدود 30 متر مكعب بر ساعت كنترل مي‌شود.جريان خروجي از هر يك پمپها پس از مخلوط شدن با هواي سرويس  (Plant Air) كه از شبكه هواي سرويس تأمين مي‌شود از قسمت بالاي درام وارد آن مي‌شود. محفظه درام با رينگهاي پال ( Pall ) پرشده است . آب برگشتي از قسمت بالا روي سطح رينگهاي پال توزيع مي‌گردد و در قسمت پايين جمع مي‌شود. فشار درام روي 6 بار تنظيم شده است. اين فشار باعث مخلوط شدن هوا با آب مي‌شود. ارتفاع آب در اين درام بين 2- 5/1 متر كنترل مي‌شود. هواي مورد نياز بين 10- 3 متر مكعب بر ساعت تنظيم مي‌شود.

جريان آب برگشتي پس از اشباع شدن با هوا از قسمت زير درام خارج شده و وارد لوله توزيع جريان برگشتي مي‌شود. اين لوله در ورودي و در قسمت پايين حوضچه شناورسازي DAF نصب شده است و باعث توزيع جريان برگشتي در عرض ورودي به حوضچه مي‌گردد. با برداشته شدن فشار از جريان برگشتي، حبابهايي ريز از هوا تشكيل و آزاد مي‌شود كه از انبساط هوا در آب اشباع بوجود آمده‌اند. حبابها به ذرات روغن در پساب چسبيده و آنها را به سطح آب مي‌رسانند.همانطور كه گفته شد ذرات معلق سنگين به آرامي به كف حوضچه شناورسازي سقوط مي‌كنند و توسط پاروهاي اسكراپر و شيب كف به يك چاله كوچك كه در ابتداي قسمت شناورسازي قرار دارد هدايت مي‌شوند.لجن جمع‌آوري شده در اين چاله‌ها توسط نيروي ثقل آب و از طريق دو لوله كه هر كدام متعلق به يكي از حوضچه‌هاست به چاله اصلي جمع‌آوري لجن (AD-6825) تخليه مي‌شود. اين چاله در كنار خود DAF و چسبيده به آن قرار دارد. خروجي هر لوله لجن بوسيله Pen Stock بسته مي‌شود.

سرباره شناور روغني (Scum) نيز كه با چسبيدن ذرات ريز هوا به حبابهاي ريز روغن و مواد معلق سبك، بر سطح آب تشكيل مي‌شود بوسيله پاروهاي اسكيمر به داخل يك كانال كه در ابتداي حوضچه شناورسازي قرار دارد هدايت مي‌شود و از آنجا توسط نيروي ثقل خود به چاله جمع‌آوري سرباره روغني
(AD-6824) تخليه مي‌شود. اين چاله در كنار DAF و چسبيده به چاله جمع‌آوري لجن قرار دارد. اين چاله مجهز به يك همزن مي‌باشد كه با افزايش سطح سرباره روغني و رسيدن به حد مطلوب در سرويس قرار مي‌گيرد.

جهت بهبود جداسازي آب و روغن موجود در سرباره در مراحل پايين دست، به چاله جمع‌آوري سرباره ماده پليمري Emulsion Breaking تزريق مي‌شود. همزن موجود در چاله توزيع يكنواخت و سريع اين پليمر را فراهم مي‌كند. اين ماده با شكستن پيوندهاي هيدروژني موقت بين ذرات روغن و آب و به هم‌چسباندن ذرات روغني به همديگر حالت امولسيوني (انحلال روغن در آب) را از بين مي‌برد و باعث سـهولت جداسازي آب و روغن خواهد شد. محلول اين ماده توسط دو عدد پمپ از نوع ديافراگمي (P-6825 A/B) كه در كنار DAF قرار دارند تزريق مي‌شود.جهت تخليه چاله‌هاي جمع‌آوري لجن و سرباره روغني سه پمپ از نوع مارپيچي (P-6807 A/B/C) در نظر گرفته شده است. بدين ترتيب كه لجن توسط پمپ A به تانك هاضم لجن و سرباره روغني توسط پمپ C  به تانك جمع‌آوري روغن‌هاي برگشتي پمپاژ مي‌شود. پمپ B نيز كه در بين دو پمپ مذكور واقع است مي‌تواند جهت پمپاژ هر دو نوع سيال استفاده شود.پساب خروجي از DAF توسط نيروي ثقل به طرف حوضچه اختلاط اوليه (P-6810) ارسال مي‌گردد. همچنين پساب بهداشتي با دبي بين 69 - 19 متر مکعب بر ساعت توسط يك لاين تحت فشار به حوضچه اختلاط اوليه وارد مي‌شود. لجن برگشتي و مواد مغذي همچون اسيد فسفريك و اوره نيز در اينجا اضافه مي‌شود.حوضچه اختلاط اوليه و حوضچه هوادهي بعنوان مراحل تصفيه بيولوژيكي پساب خروجي از DAF و پسابهاي بهداشتي عمل مي‌كنند.

  1-2-شرح فرايند قسمت تصفيه بيولوژيك

پساب خروجي از DAF از نزديكي‌هاي كف حوضچه اختلاط و لاينهاي ارسال پساب بهداشتي، ‌اوره، اسيد فسفريك و لجن برگشتي به بالاي حوضچه اختلاط اوليه و درون يك قيف وارد مي‌شوند. در ابتداي هر شيفت كاري از حوضچه اختلاط نمونه گيري شده و جهت آناليز به آزمايشگاه واحد ارسال مي گردد.جريانات تركيبي توسط يك همزن در اين حوضچه مخلوط مي‌شوند و از طريق يك كانال و تيغه‌هاي توزيع كننده وارد حوضچه‌هاي هوادهي بيولوژيك مي‌شود. در اين قسمت دو حوضچه هوادهي وجود دارد. هر يك از حوضچه‌هاي هوادهي در حقيقت پر از باكتريهاي تجزيه كننده پساب مي‌باشد كه خوراك و انرژي مورد نياز خود را از تجزيه و اكسيداسيون مواد محلول در پساب بدست مي‌آورند و خود تكثير و توليدمثل مي‌يابند.

 اكسيژن مورد لزوم جهت باكتريها از طريق مخلوط كردن هوا در آب تأمين مي‌شود.اين كار توسط شش هواده سطحي (MA-6801 A/B/C و MA-6802 A/B/C) (هر حوضچه سه هواده) انجام مي‌شود. اين هواده ها علاوه بر تأمين اكسيژن مورد نياز باكتريها عمل مخلوط كردن پساب درون حوضچه‌ها و تقسيم يكنواخت خوراك جهت باكتريها و جلوگيري از فعاليت باكتريهاي بي‌هوازي را نيز به عهده دارند. در حوضچه هوادهي از يكD.O meter  نيز استفاده مي‌شود. اين دستگاه ديجيتالي براي اندازه‌گيري اكسيژن محلول در آب و ارسال هشدار براي اپراتور اتاق كنترل در خصوص تغيير زمان سرويس‌دهي هواده ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. لازم به ذكر است كه اكسيژن محلول در حدود 2 - 4 PPM كنترل مي‌گردد.باكتريها جهت رشد و تكثير به چهار عنصر مهم كربن، اكسيژن، نيتروژن و فسفر نياز دارند. كربن از طريق تجزيه هيدروكربنهاي موجود در پساب تأمين مي‌شود.اكسيژن نيز از طريق دميدن و مخلوط كردن هوا در آب تأمين مي‌شود.جهت تأمين نيتروژن و فسفر نيز محلولهاي 30 درصد اوره(توسط پمپ P-6808 A/B)  و75 درصد اسيدفسفريك(توسط پمپ P-6817 A/B)  در صورت نياز باكتريها تزريق مي‌شود. ميزان تزريق هر كدام از محلولهاي اوره و اسيد فسفريك بستگي به ميزان خوراك و تستهاي نيتروژن و فسفر كه توسط آزمايشگاه واحد انجام مي‌شود، دارد. در صورت کاهش بيش از حد COD، به منظور تامين کربن مورد نياز باکتريها، متانول به صورت دستي تزريق مي شود و در صورت افزايش بيش از حد نيز رقيق سازي و يا کاهش دبي ورودي به حوضچه اختلاط در دستور کار قرار مي گيرد. در هر دو صورت اقدامات انجام شده در دفتر نوبتکاري ثبت مي گردد.باكتريهاي هوازي موجود در حوضچه‌هاي بيولوژيك (هوادهي) مواد هيدروكربني محلول در پساب را به CO2 تبديل مي‌كنند كه يك گاز بدون بو است. پساب تصفيه شده كه مقداري لجن فعال به همراه دارد پس از عبور از حوضچه‌هاي هوادهي از طريق ديوارهاي تيغه‌اي انتهاي حوضچه‌ها سرريز كرده و توسط نيروي ثقل به طرف زلال ساز [1](AD-6813 A/B) ارسال مي‌گردد. خروجي مشترك از حوضچه‌هاي هوادهي بصورت مساوي در هر يك از شفاف كننده‌ها توزيع مي‌گردد. پساب از طريق يك لاين به مركز زلال ساز وارد مي‌شود. در مركز زلال ساز يك توزيع كننده بتوني قرار دارد كه پساب را از طريق سوراخهاي خود به صورت مساوي و در جهات مختلف وارد مخزن دايره‌اي شكل زلال ساز مي‌كند. در حقيقت پساب به گونه‌اي وارد زلال ساز مي‌شود كه باعث بر هم زدن آب نخواهد شد. لجن فعال پس از ورود به زلال ساز با زمان ماندي كه به آن داده مي‌شود به آرامي از پساب تصفيه شده جدا شده و ته‌نشين مي‌گردد.پساب زلال شده نيز از طريق ديواره‌هاي كنگره اي كه دور تا دور زلال ساز قرار گرفته سرريز كرده و با پساب زلال شده زلال ساز ديگر تركيب شده و به مرحله بعد ارسال مي‌گردد.

براي جمع‌كردن لجن، هر زلال ساز مجهز به يك لجن‌روب (SK-6804 A/B) مي‌باشد كه حول مركز آن مي‌چرخد.                                   

اين دستگاه يك دوم قطر حوضچه را پل مي‌زند و توسط يك الكتروموتور گردان كنگره اي حركت مي‌كند.

                                                                                                                          
 يك پاروي تيغه‌اي ( اسكراپر ) روي دستگاه در قسمت پايين و در ته زلال ساز قرار دارد كه لجن‌هاي ته‌نشين شده در كف حوضچه را بطرف چاله لجن كه در مركز زلال ساز و در زير توزيع كننده قرار دارد پارو مي‌كند. پاروي ديگري كه در بالاي سطح آب حركت مي‌كند (اسكيمر) لجنهاي شناور روي سطح آب را جمع و بطرف قيف جمع‌آوري سرباره حركت مي‌دهد. مجموعه اين دستگاه به طور دائم در سرويس قرار دارد.

لجن ته‌نشين شده و جمع شده در چاله لجن توسط فشار سطح آب به سمت پمپهاي لجن برگشتي (C/P-6805 A/B) ارسال مي‌گردد. اين سه پمپ كه از نوع سانتريفوژ هستند وظيفه پمپاژ لجن و برگشت آن به حوضچه‌هاي هواده اي را دارند. اين لجن با عنوان لجن برگشتي خوانده مي‌شود.پمپ A جهت زلال ساز A و پمپ C جهت زلال ساز B استفاده مي‌شود. پمپ B نيز مي‌تواند به تناوب جهت هر يك از زلال ساز ها مورد استفاده قرار ‌گيرد. سرباره و لجن شناوري كه از سطح زلال ساز ها جمع و درون قيفها مي‌ريزد نيز وارد قسمت جمع‌آوري سرباره مي‌شود كه در كنار زلال ساز B قرار دارد. لجن جمع‌آوري شده در اين تانك توسط دو عدد پمپ از نوع سانتريفوژ (P-6809 A/Bبه تانك هضم لجن فرستاده مي‌شود.

جهت دفع لجن اضافي ته‌نشين شده، از لاين اصلي ورودي پمپ هاي لجن برگشتي يك لاين كوچك جدا شده است كه وارد تانك جمع‌آوري سرباره مي‌شود. ميزان دفع لجن بر اساس نتايج آزمايشگاه ( تستهاي SST ، SVI ، MLSS و MLVSS ) مي باشد.خروجي زلال ساز از طريق نيروي ثقل بطرف حوضچه كلرزني (AD-6811) جريان مي‌يابد. بر سر راه لاين خروجي زلال ساز ‌ها به حوضچه كلرزني يك لاين كوچك تزريق آب ژاول جهت تأمين كلر آزاد وجود دارد. جنس اين لاين به جهت خورنده بودن آب ژاول از جنس PVC انتخاب شده است.هدف از تزريق آب ژاول (جهت تأمين كلر آزاد) گندزدايي و از بين بردن كليه ميكروارگانيسم هاي باقيمانده در پساب مي‌باشد. جهت اينكار از محلول آب ژاول داراي 12 درصد كلر استفاده مي‌شود. ميزان تزريق آب ژاول بايد به گونه‌اي تنظيم شود كه بعد از 10 دقيقه حدود 0.1 PPM كلر در آب باقيمانده باشد. تزريق آب ژاول از طريق دو پمپ از نوع رفت و برگشتي ديافراگمي (P-6820 A/B) انجام مي‌شود. از پمپ هاي تزريق آب ژاول علاوه بر تزريق آب ژاول به ورودي حوضچه كلرزني مي‌توان جهت تزريق به تانك ذخيره آب تصفيه شده نيز استفاده كرد. اين پمپ ها در كنار زلال ساز B قرار دارند.آب ژاول مورد استفاده از طريق تانكرهاي مخصوص به واحد حمل و در يك تانك به گنجايش2700  ليتر ذخيره مي‌شود. تخليه تانكرها و ذخيره آب ژاول در تانك واحد از طريق دو پمپ از نوع سانتريفوژ(P-6824 A/B) انجام مي‌شود. لازم به ذكر است كليه لاينهاي به كار رفته در مورد آب ژاول از نوع PVC مي‌باشد.آب خروجي از حوضچه كلرزني كه اينك آب تصفيه شده خوانده مي‌شود از طريق تيغه سر ريز به خروجي واحد هدايت شده و به خور مي‌ريزد. از اين آب مي‌توان جهت آب باغباني و يا رقيق‌سازي ساير پسابهاي ورودي به واحد نيز استفاده كرد.جهت اينكار از دو پمپ سانتريفوژ (P-6812 A/B) استفاده مي‌شود كه آب را به ساير قسمتهاي واحد در صورت نياز پمپاژ مي‌كنند.

جهت مصارف باغباني پمپ هاي خروجي حوضچه كلرزني آب را به سمت فيلترهاي شني (FT-6801 A/B/C/D) پمپاژ مي‌كنند.

قسمت فيلتراسيون وظيفه حذف ذرات معلق باقيمانده خروجي از قسمت زلال سازي را بر عهده دارد. جهت اين كار از چهار فيلتر شني تحت فشار استفاده مي‌شود. اين فيلترها بصورت موازي كار مي‌كنند. جهت نتيجه‌گيري بهتر از سيستم فيلتراسيون در حذف مواد معلق مي‌توان به جريان بالا دستي آن پلي‌الكتروليت کاتيوني تزريق كرد. آب خروجي از فيلترها به سمت تانك ذخيره (AD-6805) هدايت مي‌گردد. جهت جلوگيري از رشد ميكروارگانيزمها و جلبك‌ها در تانك ذخيره مي‌توان آب ژاول را به ورودي تانك تزريق نمود. تانك ذخيره آب تصفيه شده به عنوان ذخيره‌اي جهت آب باغباني و يا ذخيره‌اي جهت شستشوي معكوس فيلترها استفاده مي‌شود.هر يك از فيلترها مجهز به يك اندازه‌ گيرنده اختلاف فشار مي‌باشند كه اختلاف فشار بين ورودي و خروجي فيلتر را اندازه‌گيري مي‌كند. هرگاه اختلاف فشار دو طرف فيلتر به 2/0 ميلي بار رسيد اخطاري جهت از سرويس خارج كردن فيلتر و نياز آن به شستشو به اتاق كنترل ارسال مي‌شود.

جهت شستشوي معكوس فيلترها از دو عدد پمپ سانتريفوژ (P-6815 A/B) استفاده مي‌شود كه آب را از تانك ذخيره آب تصفيه گرفته و در جهت عكس كاركرد نرمال فيلترها پمپاژ مي‌كنند. اين آب به قسمت پيش تصفيه برگشت داده مي‌شود.جهت انجام بهتر عمل شستشوي معكوس مي‌توان به همراه آب از هوا نيز استفاده كرد. هواي مورد نياز جهت اين كار توسط دو دمنده ( كمپرسور يا Blower ) كه در كنار فيلترها قرار دارند تأمين مي‌شود.ميزان جريان آب جهت شستشوي فيلترها در حدود270 متر مكعب بر ساعت كنترل مي‌شود. اين كار بوسيله يك شيركنترل كه در خروجي پمپهاي شستشوي معكوس واقع است انجام مي‌گيرد.

جهت پمپاژ آب موجود در تانك آب فيلتر شده، از سه عدد پمپ از نوع سانتريفوژ (P-6816 A/B/C) استفاده مي‌شود. آب پمپاژ شده از طريق يك لاين 6 اينچ از واحد خارج و به شبكه سراسري آب تصفيه جهت مصارف باغباني در منطقه ويژه مي‌پيوندد.

 اين قسمت شامل قستمهاي هضم ، تغليظ و دفع لجن مي باشد.لجن از سه محل به طرف قسمت ابتدايي يعني قسمت هضم لجن فرستاده مي شود، اين محل ها عبارتند از : لجن ته نشين شده در كف API، لجن ته نشين شده در كف DAF و لجن دفعي از قسمت بيولوژيكي واحد كه از كف زلال سازها تأمين مي شود.

در حوضچه هضم لجن (Digester) كه يك مخزن  دايره اي شكل است يك همزن - هواده (MA-6804) با قدرت زياد نصب شده است. اين هواده بر روي سه شناور كه در اطراف آن قرار دارند نصب شده است  ، بدين طريق هوازن به سهولت به همراه سطح لجن مي تواند بالا يا پائين رود.هر سه شناور از جنس پلي اتيلن فشرده هستند كه پر از هوا بوده و مي توان با تخليه هوا از آنها مقدار فرورفتگي آنها را در سطح لجن را تنظيم نمود هوازن با حركت خود بر روي سطح لجن وظيفه دميدن هوا و مخلوط كردن با لجن را بر عهده دارد بدين ترتيب ادامه تصفيه بيولوژيكي لجن در اين قسمت ميسر مي گردد.جهت خارج كردن لجن از قسمت هضم لجن و فرستادن آن به قسمت تغليظ از دو پمپ از نوع سانتريفوژ(p- 6814 A/B ) استفاده مي شود.در قسمت تغليظ از يك مخزن دايره اي شكل [2](AD-6812)  استفاده مي شود.با زمان ماندي كه در اين قسمت به لجن داده مي شود لجن به آرامي ته نشين مي شود و آب موجود در آن جدا مي شود. لجن ته نشين شده توسط يك پارو كه تمام قطر مخزن را شامل مي شود به مركز تانك هدايت شده و دريك چاله جمع مي شود. آب جدا شده نيز از يك ديواره كنگره اي شكل سرريز كرده و خارج مي شود.لجن ته نشين شده در كف Thickener توسط دو پمپ مارپيچي (P-6811 A/B) به سمت قسمت دفع لجن فرستاده مي شود. در قسمت دفع لجن از دو دستگاه خشك كننده لجن (CE-6801 A/B) استفاده مي شود .

 اين دو دستگاه از نوع سانتريفوژي با قدرت زياد بوده كه با چرخاندن سريع لجن عمل آبگيري كامل آن را انجام مي دهند.لجن آبگيري شده از ته دستگاه خارج مي شود و توسط يك نقاله از نوع مارپيچي به داخل كاميون حمل لجن انتقال مي يابد.آب دفعي از دستگاهها نيز به يك تانك زير زميني كه در كنار آنها قرار دارد هدايت شده و توسط يك پمپ عمقي از نوع سانتريفوژ (p-6833)  كه در كف تانك قرار دارد دوباره به  (تغلیظ کننده Thickener) پمپاژ مي شود.لجن دفعي توسط كاميون جهت دفن از واحد خارج مي شود و زير نظر محيط زيست مجتمع به مكان تعيين شده حمل مي گردد.

 1-4- شرح فرايند قسمت جمع آوري روغن برگشتي[3] (AD- 6815)  

اين تانك جهت ذخيره و جدا كردن مخلوط آب و روغن بوسيله نيروي ثقل مورد استفاده قرار مي گيرد بدين ترتيب كه روغن به علت اينكه از آب سبكتر است در بالا و آب در پائين قرار مي گيرد.مخلوط آب و روغن از طرف API و چاله جمع آوري سر باره  در DAF به اين تانك وارد مي شود.جهت سهولت در جداشدن آب و روغن از يك سيستم گرمايش استفاده مي شود. گرماي لازم از طريق يك كويل حرارتي در عمق تانك كه بخار با فشار كم(LPS) در آن جريان دارد تأمين مي شود . بخار لازم از طريق شبكه بخار با فشار كم (LPS) تأمين و پس از كاهش دما و ميعان توسط شبكه جمع آوري مايعات بخار با فشار كم (LPC) جهت بازيافت ، جمع آوري و از واحد خارج مي گردد.مقدار بخار ورودي توسط يك شير كنترل كه در بيرون تانك و سر راه بخار قرار دارد با توجه به دماي داخل تانك تنظيم مي شود. مقدار دبي جرمي بخار در حالت نرمال 140 كيلوگرم بر ساعت و ماكزيمم آن 200 كيلو گرم بر ساعت است.مشخصات ديگر بخار نيز عبارتند از : فشار bar 6 ، دما 175 سانتيگراد .اندازه گيري دماي داخل تانك توسط يك ترموكوپل انجام مي گيرد. با تغيير ميزان بخار ورودي ، دماي سيال درون مخزن حدود 80-50 سانتيگراد نگه داشته مي شود.مخلوط آب و روغن پس از ورود به تانك با گرفتن گرما و تفكيك اجزاء بطرف قسمتهاي جداكننده در خروجي جريان مي يابد. آب جدا شده كه در پايين قرار دارد با عبور از  زير يك ديواره نازك و سرريز از يك تيغه بوسيله نيروي ثقل بطرف حوضچه جمع آوري دورريزها (Collection Sump) ارسال مي گردد. روغن جدا شده از سطح مخلوط با عبور از يك تيغه سر ريز به قسمت جمع آوري روغن مي ريزد. روغن جمع آوري شده در قسمت جمع آوري روغن جهت سوزاندن توسط دو پمپ از نوع جابجايي مثبت (p-6827 A/B) (فشار مركب) به تانك ذخيره روغن TK-9301كوره زباله سوز ارسال مي گردد.

2-  شرح فرايند تصفيه پسابهاي روغني با نمك بالا (HIGH TDS)

پساب  روغني پتروشيمي خوزستان به دليل داشتن TDS بسياربالا ( حداكثر  127000ppm) بصورت مجزا از ساير پسابها تصفيه مي گردد. براي اين كه تصفيه بيولوژيكي اين پساب ميسر گردد اين جريان با آب تصفيه شده اي كه توسط پمپ هاي حوضچه هاي كلر زني تأمين مي شود مخلوط شده و رقيق مي گردد تا TDS آن به حدود ppm 20000 برسد. پساب با TDS  بالا وارد حوضچه اختلاط (AD-6820) مي گردد و در اين جا با آب تصفيه شده مخلوط مي شود. اوره و اسيد فسفريك به عنوان مواد مغذي جهت باكتريها و ميكروارگانيزمها در همين جا در صورت نياز اضافه مي شود.اين جريان در حوضچه اختلاط به دو قسمت مساوي تقسيم مي شود ودر دو قسمت موازي جريان مي يابد. هر مسير تصفيه شامل دو لاگون (حوضچه هاي بزرگ تصفيه هوازي) بصورت سري مي باشد. يك لاگون اختلاط كامل (AD-6821 A/B) كه بوسيله يك لاگون اختياري (AD-6822 A/B) دنبال مي شود. لاگونها بصورت جريان پيوسته عمل مي كنند و اجرام بيولوژيكي برگشتي بوجود نمي آيند.لاگون هاي اختلاط كامل هر كدام به چهار هواده مجهز مي باشند. اين هواده ها جهت مخلوط كردن پساب و تهيه اكسيژن براي باكتريها به كار مي روند. در ادامه لاگونهاي اختياري هر كدام مجهز به شش هواده مي باشند كه همان وظيفه قبلي را دارند ولي قدرت آن از هواده هاي قبلي كمتر است. از طرف ديگر لاگونهاي اختياري حجم لازم جهت ذخيره و ته نشيني لجن را فراهم مي كنند.نگراني اصلي درباره طراحي اوليه سيستم اين بود كه در سيستم تهيه شده بوسيله اسناد پيشنهادي قبلي زمان ماندي جهت حوضچه هاي اختلاط كامل براي لجن فعال در نظر گرفته نشده بود. اين بدان معني بود كه زمان ماند لجن برابر زمان ماند هيدروليكي حوضچه بود كه فقط حدود يك روز بود ، بنابراين سيستم در ارتباط با وضعيت سازش ميكروارگانيزمها شرايط نامطلوبي مي يافت. اصلاح طراحي تجهيزات لاگون امكان بهره برداري به روش S.B.R (رآكتور مقطعي مرحله اي) را فراهم آورد. بنابراين براي لجن هاي داخل لاگون هاي اختلاط كامل زمان ماند ايجاد شد. با اين طريق و با افزايش سن لجن وضعيت سازگاري ميكروارگانيزمها با پسابهاي مختلف مثل پسابهاي با نمك بالا و غيره بهبود پيدا مي كند. جريان عبوري از لاگونها اختلاط كامل بصورت سري بوده و موازي نمي باشد. اين بدان معني است كه طبق فاز يك بهره برداري ، آب وارد يك لاگون اختلاط كامل با چهار هواده مي گردد كه اين هواده ها همگي در سرويس قرار دارند. Pen Stock كانال خروجي اين لاگون نيز بسته مي شود. بنابراين آب از طريق ديواره باز (دريچه) وارد لاگون اختلاط كامل ديگر مي شود. درمرحله دوم فقط دو هواده از لاگون اختلاط كامل در سرويس بوده و هواده هاي ديگر كه در نزديكي خروجي مي باشند از سرويس خارج مي شوند در نتيجه اين بخش از حوضچه بعنوان بخش ته نشيني مورد استفاده قرار مي گيرد. لجن فعال در كف حوضچه ته نشين شده و آب تصفيه شده از طريق خروجي سر ريز خواهد كرد.سيكل بهره برداري به روش S.B.R اصلاح شده بدان معناست كه ساختمان جريان بصورت پريودي تغير خواهد كرد. يك سيكل كامل شامل دو فاز حدود 4 تا 6 ساعت طول مي كشد.

جريان پساب پس از خروج از حوضچه اختلاط كامل از يك تيغه سر ريز كرده واز طريق كانال به سمت حوضچه هاي اختياري هدايت مي شود.در حوضچه هاي اختياري همانطور كه گفته شد شش هواده وجود دارد كه وظيفه اختلاط ودميدن اكسيژن را دارا هستند. در اين حوضچه ها مرحله نهايي تصفيه پساب انجام مي شود. در نهايت پساب از طريق تيغه انتهايي سرريز كرده  واز طريق يك كانال خروجي از لاگون ها خارج شده و بهAD-6823 مي ريزد و از آنجا به  طرف خور هدايت مي شود. از قسمتهاي مختلف بخش High TDS در زمانهاي مشخص شده نمونه گيري به عمل مي آيد و به آزمايشگاه ارسال مي گردد. در صورت افزايش بار آلودگي ، رقيق سازي يا كاهش دبي ورودي در دستور كار قرار مي گيرد.

مراحل تصفیه پساب صنعتی در پتروشیمی آبادان

مراحل تصفیه پساب صنعتی در پتروشیمی آبادان

 

مقدمه :

امروزه با توجه به عوامل زیستی و محیطی بر زندگی و گستردگی صنعت و تکنولوژی و ساخت کارخانه های بزرگ تولیدی و شیمیایی جهت رفع نیازهای انسان و آلودگی های ناشی از آن، دستاندرکاران بهداشت ومحیط زیست را بر این داشته تا به فکر بهینه سازی اوضاع و شرایط پسابها و فاضلابهای صنعتی و شهری بر آیند و در جهت احیای زیستگاههای طبیعی و کاهش عوامل آلوده کننده مطالعات و کارهای فراوانی صورت دهند. و لی متأسفانه اکثر سرمایه گزاران در بخش صنعت ، تولید کنندگان و شهر نشینان، بی توجه به خطرات و عواقب بسیار خطرناک ناشی از این آلودگی ها بر زندگی آنها نه تنها در صدد بر طرف کردن آن نبوده اند بلکه روز به روز به آن بی تفاوت تر بوده و سلامت این کره خاکی و تمام موجوداتی که در آن زندگی می کنند را به خطر انداخته و در معرض انقراض قرار داده اند .

با توجه به مطلبی که عرض شد لزوم ساخت تصفیه خانه هایی در جهت رفع آلودگی های صنعتی و شهری برای همگان مشخص گردیده است.

عمدتاً فاضلاب را به سه دسته تقسیم می کنند :

الف)فاضلابهای شهری: ترکیبی از فاضلابهای خانگی ،فاضلاب مراکز و مؤسسات اداری،تجاری و صنعتی و مراکز خدماتی از قبیل بیمارستانها می باشد.

ب)فاضلابهای صنعتی:در اثر فعالیتهای صنعتی و یا از منابع صنعتی و در طول مراحل مختلف تولید بوجود می آید و بعضاً خطرناک ترین نوع فاضلاب را تشیکل می دهند .

ج)هرزآبهای سطحی : مثل سیلابها و یا آبهای روان سطحی زمین و ورود مواد محلول و یا جامد آلوده شده و در نتیجه نوعی آب آلوده تشکیل می شود.

در واحد تصفیه پتروشیمی آبادان هر سه نوع پساب مورد تصفیه قرار گرفته و کمیت و کیفیت هر کدام به شرح ذیل می باشد :

الف) فاضلاب بهداشتی : عمدتاً مربوط به پساب انسانی در مجتمع و پساب خروجی از رستوران و آبدارخانه های مجتمع می باشد که دبی ورودی آن به واحد تصفیه حدود m3/h10 پیش بینی شده بود که متأسفانه بدلایلی با پیش بینی مغایر بوده و هم اکنون دبی حدود m3/h 25 می باشد .

ب) فاضلاب صنعتی : این نوع فاضلاب که پس از خروج از واحد تصفیه روغن و چربی به تصفیه خانه مرکزی می رسد عمدتاً از واحدهای تولیدی مجتمع مثل واحد 500 (واحد تولید EDC به روش مستقیم ) ، واحد 400 (واحد الفین) ،واحد 600(واحد تولید VCM )، واحد 1000( واحد تولید EDC به روش اکسی کلراسیون) و واحد 800 و 900 (واحد تولید تترامر DDB ) به سوی واحد تصفیه ارسال می شود.

در فاضلاب صنعتی ورودی به تصفیه خانه ، موادی از قبیل سولفیدها ،EDC ، VCM ، فنل ، بنزن و مواد جامد معلق یافت می شود که در مراحل مختلف اقدام به جداسازی ، و تصفیه این مواد می شود.

ج) هرزآبهای سطحی : این هرزآبها که شامل آبهای ناشی از شستشوی واحدها ، آبهای دور ریز برجهای خنک کننده ،و در مجتمع آبهایی که بار آلودگی قابل ملاحظه ای ندارند و در زمستان نیز آبهای ناشی از بارندگی می باشد .این نوع پساب ، پس از ارسال به حوضچه ای جهت تنظیم PH و نهایتاً جهت ارسال به خارج از مجتمع هدایت می شوند .

در تصفیه فاضلابها اهداف زیر مد نظر می باشد :تأمین شرایط بهداشتی برای زندگی مردم

پاک نگه داشتن محیط زیست

بازیابی فاضلاب ، (که در این مورد بیشتر فاضلاب شهری مد نظر است ) در جهت مصارف کشاورزی

عملیات تصفیه میکروبیولوژیکی پساب صنعتی معمولاً در سه مرحله اجرا می شود:مرحله مقدماتی: که شامل تصفیه فیزیکی که شامل فیلترکردن یا فیلتراسیون و اشغالگیری وجداسازی مواد معلق و جامد در پساب

مرحله ثانویه: که اصلی ترین مرحله تصفیه می باشد که در آن حوضچه هوادهی بعنوان یک رأکتور که کلیه واکنشهای شیمیایی تجزیه مواد آلی با استفاده از باکتریها ، مورد استفاده قرار می گیرد. مرحله نهایی: که شامل زلال سازی ، نیترات زدایی ، ضد عفونی کردن و گذراندن فاضلاب از صافی برای ارسال نهایی به رودخانه و یا استفاده مجدد پساب تصفیه شده می باشد . طبقه بندی روشهای تصفیه بیولوژیکی: روشهای تصفیه بیولوژیکی را میتوان بر اساس وابستگی میکرواورگانیزمها به اکسیژن طبقه بندی کرد:روش هوازی:که در آن تثبیت مواد زائد (تجزیه مواد آلی )بوسیله میکرو اورگانیزمها ی هوازی و باکتری های اختیاری انجام می گیرد.روش بی هوازی:که در آن میکرواورگانیزمهای بی هوازی و اختیاری دخالت دارند.روش هوازی ـ بی هوازی : که در آن هر سه دسته هوازی ، بی هوازی و دو زیستی فعالیت دارند .

تصفیه به روش هوازی متداول عبارتند از: روش لجن فعال شده که عمدتاً در تصفیه پساب شهرهای بزرگ و پسابهای صنعتی مورد استفاده قرار می گیرد که در این روش دو کار اساسی صورت می پذیرد : الف) اکسیداسیون ترکیبات آلی کربندار، که در این مرحله از نخستین لحظات ،کار باکتری ها شروع شده و کربن موجود در ترکیبات ناپایدارآلی تبدیل به ترکیبات پایدار ، نظیر CO2 شده و از حوزه عمل بیرون می روند .ب)اکسیداسیون ترکیبات آلی ازت دار که درآن مواد آلی که داری ازت می باشند توسط باکتریها به نیترات ها و نیتریت ها تبدیل می گردند.روش تصفیه پساب در مجتمع پتروشیمی آبادان به طریق لجن فعال و از نوع هوازی می باشد.

با اشاره کوتاهی که در مورد لزوم تصفیه فاضلابها و روشهای تصفیه بیولوژیکی داشتیم ،واحد تصفیه پساب بیولوژیکی پتروشیمی آبادان را مورد بررسی قرار داده و با مکانیزم کارکرد این واحد بیشتر آشنا خواهیم شد .

 که شامل موارد ذیل می باشد :

سیستم حذف و تصفیه روغن

تصفیه خانه مرکزی

حوضچه تنظیم PH نهایی

 

بطور کلی واحد تصفیه پساب پتروشیمی آبادان از سه بخش تشکیل شده است :

سیستم حذف و تصفیه روغن (از پساب ورودی به تصفیه خانه )تصفیه خانه مرکزی

حوضچه تنظیم PH نهایی

1. سیستم حذف و تصفیه روغن (از پساب ورودی به تصفیه خانه ):که خود مشتمل بر :

API سپراتور قدیم

مخزن میانی

پمپهای انتقال پساب از مخزن میانی

مخزن اختلاط سریع

مخزن اختلاط آرام

API سپراتور جدید

مخازن افقی و عمودی ذخیره روغن

پمپ آبگیری و ارسال روغن مخازن افقی و عمودی(پمپ GA210 )سیستم فیلتراسیون روغن(فیلتر پرس)

که از موارد ذکر شده ، API سپراتور قدیم و جدید ، مخزن عمودی، مخزن افقی، پمپGA210 ، و سیستم فیلتر پرس عملیات تصفیه روغن را به عهده دارند .حال به تشریح هر کدام از موارد بالا خواهیم پرداخت .

1-1 API سپراتور قدیم :

کلیه پساب کارخانه ابتدا وارد این سپراتور(جدا کننده) می گردد.پساب ورودی به واحد با میانگین دبی حدود m3/h 86 و oil&G حدود 10000ppm می باشد . سپراتور قدیم شامل یک مخزن مکعب شکل افقی بزرگ است که پاروهایی در آن قرار گرفته است . این پاروها در امتداد عرض سپراتور به فاصله های تقریباً یکسان از یکدیگرقرار گرفته وسیله یک زنجیر بسیار بزرگ و به صورت دورانی طول API را طی می کنند، بدین صورت که مواد وارد شده در سپراتور بعد از یک زمان ماند کوتاه فاز تشکیل می دهند و روغن و مواد سنگین و سبک از هم جدا می گردد . روغن و مواد سبک که در سطح سپراتور قرار گرفته اند در حرکت رفت پاروها جمع آوری می گردد و بوسیله اسکیمری که در انتهای سپراتور قرار گرفته و با پایین آوردن دسته آن، به داخل مسیر لاین 4 اینچی که به آن اتصال پیدا کرده به سمت مخزن ذخیره روغن انتقال می یابد.بعد از آنکه پاروها با حرکت از ابتدا به انتهای سپراتور روغن و مواد معلق سطح را جمع آوری کردند، در انتهای سپراتور با یک حرکت دورانی به سمت کف سپراتور، این بار خلاف جهت حرکت قبلی و درکف سپراتور وظیفه جمع آوری مواد سنگینی که ته نشین شده اند را بعهده می گیرند و بعد از جمع آوری، به درون بسترهایی که درنزدیکی سپراتورها تعبیه شده درین گشته تا جهت انجام عمل فیلتراسیون آماده گردند.

 

2-1 مخزن میانی :

بعد از آنکه روغن و مواد جامد در سپراتورقدیم تا حدی گرفته شد ، پساب به مخزن میانی هدایت می شود . از آنجایی که این مخزن حد واسط بین دو سپراتور قدیم و جدید است ، به این نام (مخزن میانی) شناخته شده است.

حجم مخزن میانی حدود 20m/h است . با توجه به اینکه دبی پساب ورودی به سپراتور قدیم مقدار ثابتی نداشته و دائم در حال تغییر است ،بنابراین با قرار دادن یک مخزن در مسیر سیستم و انتقال آن به وسیله پمپ این مشکل نیز قابل حل شده است وبا داشتن جریان تقریباً ثابت می توان مراحل تصفیه را با دقت و کارایی بیشتری طی نمود.

3-1 پمپهای انتقال پساب از مخزن میانی( GA180 و GA180s):

این پمپها با لول سوئیچی که درون مخزن میانی قرار دارد در سرویس قرار گرفته و با توجه به لول مخزن ، پساب را انتقال می دهند.

4-1 مخزن اختلاط سریع :

قبل از آنکه پساب به API سپراتور جدید جریان پیدا کند ، به درون مخزن اختلاط سریع وارد می شوند . در این مخزن مواد چسبنده ای به نام پلی الکترولیت تزریق می شود.پلی الکترولیت در مخازن کوچکی لول گیری می شود و به وسیله یکی از دو پمپی که برای اینکار در نظر گرفته شده با ریت مشخص (120 lit/h ) و با غلظت 1/0 درصد تزریق می گردد و کار آن لخته کردن مواد معلق و جامد و روغن هایی امولوسیونی است که در سپراتور قدیم گرفته نشده اند .البته ناگفته نماند که ریت تزریق پلی الکترولیت با توجه به مقدار مواد معلق جامد و روغن در پساب قابل تغییر است. MIXER یا همزن این مخزن با دور 120 دور در دقیقه باعث می گردد که سطح تماس مواد جامد درون پساب و پلی الکترولیت بیشتر گشته و در تشکیل بهینه فلوکه جهت جداسازی مواد معلق و جامد در مراحل بعدی تصفیه نقش اساسی ایفاء کند.

5-1 مخزن اختلاط آرام :

این مخزن با یکFLOUCCULATOR (میکسر با دور کند) با دور حدود 20 تا 30 دور در دقیقه ، بدین جهت در سیستم تعبیه شده است تا از تشکیل فاز دادن فلوکه ها ی بوجود آمده در مخزن اختلاط سریع جلوگیری به عمل آید و همچنین مواد معلق جامدی که هنوز در پساب شناور هستند ، به واسطه چرخش آرام میکسر، با بوجود آمدن فضای سطح تماس بیشتر، فلاکهای درشت تری تشکیل دهند و یا به فلوکه ها بچسبند .

6-1 API سپراتور جدید :

بعد از آنکه پلی الکترولیت در مخازن اختلاط سریع به پساب تزریق شد و در دو مخزن تشکیل لخته دادند، وارد سپراتور جدید می گردد. سپراتور جدید نیز همانند سپراتور قدیم شامل یک مخزن مستطیل شکل افقی بزرگ است، با این تفاوت که ساختمان سپراتور قدیم فلزی و سپراتور جدید بتونی است.کار API جدید جمع آوری روغن و مواد جامد لخته شده بعد از یک زمان ماند است . پارویی که در سپراتور جدید مورد استفاده قرار گرفته با پاروهایی که در سپراتور قدیم به آنها اشاره شد فرق میکند .دو پارو در سپراتور جدید بکار گرفته شده که بر روی یک پل رفت و برگشتی نصب گردیده است . یکی از پاروها سطح روب و دیگری کف روب است و مکانیزم کارکرد آن به این صورت است که در زمانی که پل در قسمت ابتدایی سپراتور قرار گرفته و می خواهد حرکت رو به جلو خود را شروع کند پاروی کف روب آن بر روی سطح مواد درون سپراتور قرار گرفته و روغن و مواد معلق و لخته شده بر روی سطح را جمع آوری کرده و به انتهای سپراتور هدایت می کند و در آنجا مانند سپراتور قدیم به وسیله لاین اسکیمر به درون مخزن روغن هدایت می شود . البته ناگفته نماند که در هنگام طی کردن مسیر از ابتدا به انتهای سپراتور پاروی کف روب در بالا قرار دارد . زمانی که پل می خواهد همین مسیر را بعد از یک زمان توقف برگردد ، پاروی سطح روب به سمت بالا کشیده شده (بوسیله موتورهایی که بر روی پل نصب شده )و پاروی کف روب به سمت پایین و کف سپراتور با حرکت موتور و به آرامی رها شده تا جایی که با کف تماس حاصل کندو پل در این زمان حرکت برگشتی خود را آغاز می کند .با حرکت پل به سمت ابتدای سپراتور روغن و مواد سنگینی که در کف مخزن ته نشین شده جمع آوری و به وسیله سیفون و درین به درون بسترها برای عمل فیلتراسیون فرستاده می شود. این مرحله که آخرین مرحله در سیستم حذف روغن از پساب ورودی به واحد می باشد و تقریباً خروجی پساب آن در حالت عادی با Oil&G کمتر ازppm 50 خواهد بود .

7-1 مخازن افقی و عمودی ذخیره روغن :

بعد از روغن گیری از هر دو سپراتور ، روغن حاصله به همراه مواد معلق دیگر وارد مخزن عمودی ذخیره روغن می گردد. بعد از یک زمان ماند حدود 4 ساعته در این مخزن ، روغن و مواد سبک تر از آب جداشده و مخزن آماده آب گیری می باشد .بدین صورت که روغن که سبکتر است در بالا و آب در پایین مخزن قرار گرفته و از مسیر تحتانی مخزن آبگیری بعمل می آید . بعد از آبگیری از مخزن عمودی ، روغنی که در مخزن باقی مانده به مخزن افقی انتقال پیدا کرده و در این مخزن نیز با زمان ماندی که به مخزن داده می شود ، روغن و آب تشکیل فاز داده و مجدداً مخزن آبگیری شده و روغن آن آماده ارسال به سیستم فیلتراسیون روغن خواهد بود .

8-1 پمپ آبگیری و ارسال روغن مخازن(پمپ GA210 ) :

این پمپ سه وظیفه اصلی را بر عهده دارد:

آبگیری از مخازن ذخیره روغن عمودی و افقی

ارسال روغن مخزن عمودی به مخزن افقی

ارسال روغن مخزن افقی به سیستم فیلتراسیون روغن

به دلیل اینکه این پمپ یدکی ندارد، لذا لازم است در نگهداری آن دقت مضاعفی داشت .

9-1 سیستم فیلتراسیون روغن (فیلترپرس) :

این سیستم که عمل تصفیه روغن API را بر عهده دارد را می توان در سه بخش مورد بررسی قرار داد که عبارتند از :

1-9-1 هدف از راه اندازی سیستم فیلتر پرس روغن:

جداسازی مواد جامد بصورت کیک قابل حمل

جداسازی آب و هدایت آن به کانالهای تخلیه

جداسازی روغن و هدایت آن به مخازن نگهدارنده جهت فروش

2-9-1 اجزاء تشکیل دهنده سیستم :

دو مخزن تغذیه مواد پساب به ظرفیت هر یک 6000 لیتر (FEED TANK )فیلتر پرس روغن که وظیفه جداسازی مواد امولسیونی ونیز جامد درون روغن را بعهده داشته و ظرفیت اسمی فیلترینگ آن 5000 Lit/h مواد روغنی می باشد .کمپرسور هوای فشرده جهت تأمین 7 بار فشار

سه مخزن DECUNTER به ظرفیت هر یک 10000 لیتر جهت جداسازی آب و روغن با زمان ماندگاری 7 ساعت برای تشکیل فاز

یک مخزن نگهداری روغن استحصالی از فیلترینگ و جداسازی به ظرفیت 6000 لیتر

شش عدد پمپ استیل جهت جابجایی و تزریق سیالات(سه عدد اصلی و سه عدد به عنوان یدکی)تابلو برق و فرمان

3-9-1 مکانیزم کارکرد سیستم :

بعد از حصول اطمینان از نرمال بودن وضع صفحات چدنی و کاور برزنتی مربوط به آنها جک هیدرولیک را در سرویس قرار داده تا با اعمال فشار به صفحات فیلتر پرس راه نفوذ روغن و مواد جامد از بین صفحات به بیرون کاملاً مسدودگردد. در زمانی که جک در حالت اعمال فشار به صفحات می باشد فشار پرسینگ که به وسیله دو گیج نشان دهنده قابل مشاهده است باید محدوده فشاری بین 2200psi و2500psi داشته باشد. در غیر این صورت با فشار کمتر از این رنج روغن در بین صفحات محصور نمی گرددو فشار کمپرسور هوا ی که به مواد امولسیون اعمال می گردد باعث خارج شدن روغن از صفحات خواهد شد و فشار بیش از این محدوده نیز باعث از بین رفتن صفحات و خرابی جک می شود .

با در سرویس قرار دادن یکی از FEED TANK ها که از قبل با روغن درون مخازن افقی و عمودی و همچنین مواد حاصل از درین شدن هر دو سپراتور به بسترها شارژ گردیده، با فشار هوایی که از کپرسور هوا تأمین گردیده، مواد به فیلتر پرس تزریق می شود .

محتویات FEED TANK ها با گذشتن از صفحات ، مواد جامد آن به وسیله برزنت صفحات گرفته شده ودر بین صفحات محصور می گردد و فقط مواد مایع (مخلوط روغن و آب) از Valve هایی که در پایین صفحات تعبیه شده خارج گشته و بوسیله ظرف ناودانی شکلی ، به درون محفظه روغن هدایت می شود.با بالا آمدن لول مواد درون این محفظه ، پمپ شماره 3 که با لول سوئیچ عمل می کند در سرویس قرار گرفته و سیال را به درون یکی از سه DECUNTER انتقال می دهد.

تزریق مواد به فیلتر پرس تا زمانی که از Valve های زیر صفحات مایع خارج می شود ادامه خواهد داشت و در هر زمانی که خروج مایع از Valve ها قطع یا به حداقل رسید، FEED TANK مربوطه را از سرویس خارج کرده و شروع به هوادهی صفحات به طور مستقیم به وسیله کپرسور هواجهت خشک شدن مواد جامد محصور شده در بین صفحات به مدت دو الی چهار ساعت می نماییم و سپس جک هیدرولیک را از حالت فشار در آورده و با بر گشت جک به حالت اولیه تسمه نقاله را جهت هدایت کیکهابه درون ظرف مخصوص، در سرویس قرار داده و صفحات را یکی یکی تمیز می کنیم.

DECUNTER ها نیز پس از انتقال مخلوط روغن و آب به درون آنها به مدت 7 ساعت زمان ماندگاری به آنها داده می شود تا در این زمان تشکیل فاز دهند. سپس آب را درین کرده و پس از رسیدن به روغن خالص بوسیله پمپ شماره 2 ، به مخزن ذخیره روغن انتقال می دهیم .بعد از اطمینان کامل از عدم وجود آب در مخزن ذخیره روغن ،روغن حاصله به وسیله پمپ شماره 1 جهت بارگیری و فروش به واحد 400 انتقال می یابد.

2. تصفیه خانه مرکزی:که از بخشهای ذیل تشکیل شده است :

حوضچه متعادل سازی

پمپهای انتقال پساب حوضچه متعادل سازی(GA173 و GA173S )حوضچه هوادهی

مخزن تقسیم لجن(Distribution chamber )زلال کننده ها(کلاریفایرها)مخزن لجن برگشتی(SLUDGE TANK )مخزن کلر زنی

1-2 متعادل سازی:

بعد از آنکه در سیستم حذف و تصفیه روغن مراحل مقدماتی تصفیه انجام گرفت سرریز سپراتور دوم (با وجود روغن کمتر از( 50 ppm ) به این حوضچه وارد شده و برای مراحل بعدی تصفیه آماده می گردد.

در متعادل سازی ، موارد زیر انجام می گیرد :

تنظیم PHاخطلاط و یکسان سازی مواد

کاهش دما

خارج کردن گازهای فرار

لازم به ذکر است که اعمال فوق به غیر از تنظیم PH به وسیله یک هواده شناور صورت می پذیرد .(البته در یکسان سازی PHدر متعال سازی بی تأثیر نیست.)

دستگاه هوادهی که در متعادل سازی قرار دارد با GD175 شناخته شده و باید مدام در سرویس باشد و فقط در مواردی که سرریز سپراتور به متعال سازی قطع میگرددو یا مشکلی در هواده بوجود، از سرویس خارج می گردد.

در این حوضچه باید مدام موارد ذیر را مد نظر داشت :

PH پساب ورودی و خروجی (متعادل سازی)

میزان کلردر پساب

سطح آب درون حوضچه

1)PH پساب ورودی و خروجی (متعادل سازی):

از آنجایی که پساب با PH متغیر به متعادل سازی جریان دارد بنابر این تنظیم PH و رساندن آن به حد مطلوب از اهمیت شایانی برخوردار است که در ذیل به آن اشاره شده است .

 

تنظیم PH در متعادل سازی:

در متعادل سازی چون PH سرریز سپراتورها معمولاً حالت قلیایی دارد(12~9)،فقط در مواردی که بدلیل درین کاستیک، یا اسید از سوی یکی از واحدها PH از حالت نرمال خود خارج می شود(13~1 )، که در این هنگام باید فوراً واحد مربوطه را مطلع نمود تا اشکال فوق بر طرف گردد.

جهت تنظیم و پایین آوردن PH اسید تزریق می کنیم .به این صورت که PH توسط PH METER ی که بر روی خروجی پمپهای انتقال دهنده پساب از متعادل سازی( GA173A و GA173S)نصب گردیده تشخیص داده شده و از آنجایی که سونولوئیدولو بین 10 تا 5/10 تنظیم شده است ، در هر زمانی که PH برابر 5/10 شد ، PH METER به سونولوئیدولو اسید فرمان می دهد که باز کند و در صورتی که PH برابر 10 شد ، سونولوئیدولو می بندد وتزریق اسید را به متعادل سازی قطع می شود. البته ناگفته نماند در شرایط خاصی ممکن است که رنج تعیین شده برای تزریق و قطع اسید به متعادل سازی تغییر کند.

2) میزان کلردر پساب:

کلر عامل اساسی وارد آوردن شوک به سیستم تصفیه بوده و به همین دلیل است که پساب ورودی و خروجی مدام باید تست گردد . کلر خروجی از متعادل سازی نیز نباید از 0.5 ppm بالاتر رود . با در سرویس بودن هواده شناور تا حدود بسیار زیادی از میزان کلر ورودی به حوضچه کاسته شده و از صدمات آتی به سیستم جلوگیری به عمل می آید .

در مواردی که میزان کلر در پساب بسیار زیاد باشد و هواده شناور جوابگوی خارج کردن این میزان از کلر نباشد و کلر در پساب خروجی متعال سازی از 0.5ppm پایینتر نیامد ، واحد به ناچاراز سرویس خارج میگردد.

4)سطح آب درون حوضچه:

با توجه به اینکه به تجربه ثابت شده که تصفیه پساب با لول پایین بهتر و در حد مطلوب صورت می پذیرد بنابراین باید تنظیم لول را جزءیکی از موارد مهم در تصفیه پساب دانست .

2-2 پمپهای انتقال پساب از متعادل سازی به حوضچه هوادهی(پمپهای GA173 وGA173s ):

این پمپها وظیفه انتقال پساب را از متعادل سازی به حوضچه هوادهی به عهد دارند . پمپها به صورت لول سوئیچ و با توجه به لول حوضچه ، خروجی قابل تنظیم دارند و همیشه یکی مدام و دیگری به صورت پمپ یدکی در سرویس قرار می گیرد .

3-2 حوضچه هوادهی :

حوضچه هوادهی ، مهمترین قسمت واحد تصفیه پساب است و به عنوان قلب واحد و یک رأکتور عمل می نماید. در حوضچه هوادهی مقدار زیادی باکتری وجود دارد که عمل تصفیه یعنی اکسیداسیون و تجزیه مواد آلی در این حوضچه انجام می گیرد و به همین دلیل است که می توان از آن به عنوان یک رأکتور نام برد (هر جا که واکنش شیمیایی در آن انجام گیرد رأکتور است) .حوضچه هوادهی  شامل سه دستگاه هوادهی با پروانه های فایبرگلاس است که وظیفه آنها به شرح زیر می باشد :

دفع گازهای محلول در آب

تأمین اکسیژن مورد نیاز میکرواورگانیزمها

اختلاط و هموژن کردن دائم محتویات حوضچه

                                                        

باکتریهایی که در حوضچه هوادهی  عمل اکسیداسیون و تجزیه مواد آلی را بر عهده دارند از نوع هوازی و تک سلولی بوده و از غذای محلول استفاده می کنند و عموماً از طریق تقسیم سلولی تولید مثل مینمایند.

با توجه به اینکه در حوضچه هوادهی سه هواده نصب شده و عمل هوادهی را باسرعت بالا انجام می دهند به همین دلیل است که میزان اکسیژن در حوضچه هوادهی (DO ) معمولاً بالاتر از mg/lit4 است .برای نشان دادن مقدار اکسیژن در حوضچه هوادهی  از یک DO METER استفاده می شود .

تنظیم PH در حوضچه هوادهی :PH حوضچه هوادهی همان طور که قبلاً اشاره شد بوسیله PH متعادل سازی تنظیم می گردد. در حال حاضر PH متعادل سازی بین 10 تا 5/10 کنترل می شود . به دلیل اینکه عمل نیتروفیکاسیون موجود در حوضچه ،PH حوضچه را به حالت اسیدی نزدیک می کند، اگرپساب از حوضچه متعادل سازی با PH پایین به سمت حوضچه هوادهی پمپاژ شود ،PH حوضچه سریعاً افت خواهد نمود .در مواردی نیز اتفاق می افتد که PH حوضچه هوادهی  حالت نرمال خود را ندارد و در این صورت است که با دخالت اپراتور مربوطه جهت رساندن PH حوضچه هوادهی  به وضعیت نرمال خود ،PH متعادل سازی به صورت دستی کنترل می گردد. (اسید به صورت دستی به متعادل سازی باز یا بسته می شود.)

تغذیه باکتریها: موادی که به عنوان تغذیه برای باکتریها مورد استفاده قرار می گیرد ازت و فسفر می باشد . از آنجایی که این مواد در فاضلابهای صنعتی کم می باشد ، ازت و فسفر را به صورت محلول به ترتیب از اوره و دی فسفات آمونیوم به سیستم اعمال می کنند .بدین صورت که :

مقدار مورد نیاز از اوره و فسفات را در مخزنی بوسیله میکسر با آب حل کرده و پس از انتقال به مخزن دیگر بوسیله یکی از دو پمپی که برای این کار در نظر گرفته شده اند با ریت مشخص به سمت حوضچه هوادهی پمپاژ می گردد. در ضمن قابل ذکر است که میزان اوره و فسفات اعمالی به پوند با توجه به میزان N موجود در NH3 ، NO2 و NO3 قابل تغییر است .در حال حاضر ریت تزریق محلول فسفات و اوره 20 lit/h می باشد .

بعد از آنکه عمل نیتروفیکاسیون و تجزیه مواد آلی به وسیله باکتریها انجام گردید باید باکتریها را از پساب جهت استفاده مجدد و برگشت به سیستم جدا نمود . به همین دلیل پساب به همراه باکتریهای شناور در آن به وسیله دو پمپ (GA174 و GA174s)به سمت مخزن تقسیم کننده لجن ارسال می گردد. 4-2 مخزن تقسیم کننده لجن(Distribution chamber ) :

با توجه به اینکه باکتریها در صورت راکد بودن لجن در یک مکان سریع ته نشین می گردند ، بنابراین بدین صورت می توان با راکد کردن پساب در این مخزن در یک مدت زمان معین باکتریها را از پساب جدا نمود . ولی برای اینکه عمل ته نشینی باکتریها از پساب به نحو مطلوب تری صورت پذیرد موادی به نام پلی آلومینیوم کلراید به این مخزن تزریق میگردد.پلی آلومینیم کلراید باعث می گردد که باکتریها به صورت فلاکهای درشت و سنگین در آمده و ته نشین گردند. برای اینکه پلی آلومینیم با پساب بهتر میکس گردد و به صورت یکنواخت با پساب مخلوط گردد و همچنین سطح تماس باکتریها با این مواد بیشتر شود ، در سه قسمت این مخزن هوای سرویس به وسیله سه دیفیوز اعمال شده و توزیع می گردد. با باز بودن هوای پلانت به مخزن تقسیم کننده لجن ، مطمئناً از راکد ماندن پساب و ته نشین شدن باکتریها جلوگیری به عمل می آید . به همین منظور این پساب به همراه باکتریها ی موجود در آن باید به مخزن دیگری جهت راکد ماندن و ته نشین شدن انتقال پیدا کند .کلاریفایرهایی که در دو طرف این مخزن ساخته شده اند برای همین منظور در نظر گرفته شده است.در حقیقت لجن از این مخزن ، بین کلاریفایرها تقسیم می گردد و به همین منظور است که به این مخزن ، مخزن تقسیم کننده لجن اطلاق می شود. 5-2 زلال کننده ها (کلاریفایرها) :

کلاریفایرها به صورت یک حوضچه استوانه ای مانند ، با پاروهایی که به یک پل متحرک به نام پل دواراتصال دارند ، ایفای نقش می کنند. در اصل کار کلاریفایرها زلال سازی است .در قسمت مرکزی کلاریفایرها ستونی سیمانی و تو خالی قرار گرفته که از چهار جهت و در فاصله تقریبی 3 متر از قسمت کف بر روی آن سوراخهایی تعبیه شده است.البته این ستون به عنوان نگه دارنده پل دوار نیز می باشد که پل با تکیه بر این ستون حول لبه دیواره کلاریفایر می گردد.لاینی که پساب را به کلاریفایر هدایت می کند از پایین کلاریفایر تا قسمت مرکزی پیش رفته و از آنجا تا قسمت میانی ستون امتداد پیدا می کند. لجن باپیمودن این مسیر در داخل ستون سر ریز کرده و با پر شدن محوطه داخلی ستون از سوراخهایی که به آنها اشاره شد به داخل کلاریفایر سر ریز می نماید .

از آنجایی که پل به آرامی در حرکت است آن زمان ماندگاری که در قبل به آن اشاره شد تا باکتریها ته نشین شوند مهیا شده و با ته نشین شدن باکتریها و جمع آوری آنها به وسیله پاروی کف روب پل دوار و هدایت آن به مرکز کلاریفایر ، بوسیله لاینی به مخزن لجن برگشتی انتقال می یابد .همیشه باید توجه داشت که خروجی کلاریفایرها باید به اندازه ای معین باز گردد تا کلاریفایر ها به سرعت تخلیه نگردند و عمل ته نشینی باکتریها بهتر انجام پذیرد . فلوکه هایی از باکتریها ممکن است به علت وزن کم خود در سطح کلاریفایرها معلق بمانند، که برای جمع آوری آنها از پاروی سطح روب پل دروار استفاده می شود .

در قسمت بالای کلاریفایر پاشوره هایی در نظر گرفته شده که بعد از پر شدن این پاشورها به وسیله لاینی به حوضچه کلر زنی سر ریز می کنند . سرریز کلاریفایرها همیشه باید زلال وغیر کدر و عاری از هر گونه مواد معلق از جمله باکتری باشد . اگر سر ریز دارای مقداری باکتری باشد ، از آنجایی که سرریز بر ای پمپاژ نهایی آماده گشته و سپس ارسال می گردد ، در این صورت با فرار باکتری مواجه خواهیم شد و مطمئناً این مورد باعث کاهش باکتری در حوضچه هوادهی و در نتیجه اختلال در عمل تصفیه بیولوژیکی خواهد شد. بنابراین در صورت مشاهده هر گونه کدورت در سر ریز کلاریفایرها باید سریعاً به دنبال علت آن گشته و آن را بر طرف کرد . نکته قابل توجه دیگری که در این بند باید به آن اشاره کرد این است که ، به جهت جلوگیری از تجمع بیش از حد باکتریها در کلاریفایرها و بازگشت بهتر آنها در جهت استفاده بهینه به حوضچه هوادهی، در طول روز چندین بار کلاریفایرها، به حوضچه لجن برگشتی درین می شوند .

6-2 حوضچه لجن برگشتی (SLUDE TANK ) :

در حوضچه لجن برگشتی که بین حوضچه کلر زنی و مخزن تقسیم کننده لجن قرار گرفته ، همان طور که از نام آن مشخص است لجنی که در کلاریفایرها ته نشینی شده است جمع آوری میگردد . بعد از جمع آوری وتجمع باکتری در آن ، لجن از قسمت پایین حوضچه خارج شده و به وسیله دو پمپ که با لول سوئیچ در سرویس قرار می گیرند به سمت حوضچه هوادهی بازگشت داده می شوند. در ضمن خاطر نشان می شود که برای اینکه در این قسمت جمعیت باکتری فراوان بوده و در نتیجه تجمع باکتری و ته نشینی آنها نیز زیاد می باشد ، جهت جلوگیری از ته نشینی و خلل در روند برگشت لجن به حوضچه هوادهی در سه قسمت از این حوضچه هوا تزریق می گردد که باعث اختلاط باکتریها با پساب و انتقال بهتر آنها به سمت حوضچه هوادهی می شود .

جمعیت باکتریها به چه صورت کنترل می شود ؟

شاید این سوال به ذهن شما خطور کرده باشد که چگونه می توان باکتریهایی مرده و همچنین باکتریهایی که به علت بالا رفتن سن وعدم کارایی لازم ، از سیکل تصفیه خارج نمود . در مطالبی که در ذیل به آن اشاره می گردد شاید بتوانید پاسخ پرسش خود را دریافت کنید:

جهت پایین آوردن سن لجن و استفاده از باکتریهای جوان و کارآمد در تصفیه میکروبیولوژیکی پساب و خارج نمودن باکتریهای پیر ، فرسوده و مرده از سیستم لازم است در بعضی مواقع در طول روز البته با توجه به میزان ته نشینی و همچنین نتایج آزمایشها و تستهای مختلف از سیستم و با تشخیص مهندسی فرآیند واحد ، باکتریها از خروجی پمپهایی که لجن را به سمت حوضچه هوادهی انتقال می دهند، به مخزنی به نام مخزن هاضم لجن (تغلیظ لجن)، ارسال شده و بعد از پر شدن این مخزن به بسترهایی که برای اینکار در نظر گرفته شده اند ، جریان می یابد و بدین صورت است که با خارج شدن این باکتریها از سیستم تصفیه پساب ، باکتریها ی جوان وارد فرآیند تصفیه شده و تصفیه میکروبیولوژیکی پساب به بهترین نحو صورت می پذیرد.

7-2 حوضچه کلر زنی:

در این حوضچه جهت ضد عفونی کردن نهایی پساب به وسیله کلر که از یک کپسول به حوضچه تزریق می گردد استفاده می گردد. کلر(معمولاًبا ریت g/hr800) به همراه مقدار معینی آب به حوضچه اعمال می گردد. بعد از کلر دار شدن پساب و گذشتن از تیغهای سیمانی که در وسط کلر زنی به صورت زیک زاک برای گرفتن شدت جریان و تلاطم پساب در حوضچه قرار گرفته اند ، وارد لاینی 3 اینچی شده و از آنجا به سمت پوند شرقی انتقال می یابد .

 3. حوضچه تنظیم PH نهایی و پمپاژ نهایی:

در این بخش از واحد تصفیه پساب به موارد ذیل اشاره می شود :

1-3 حوضچه تنظیم PH

2-3 پمپاژ نهایی

1-3 حوضچه تنظیم PH :

بعد از ضد عفونی کردن پساب ، تنظیمPH به عنوان مرحله آخر تصفیه پساب در حوضچه تنظیم PH صورت می پذیرد.علاوه بر سر ریز آب تصفیه شده خروجی از تصفیه خانه مرکزی به این حوضچه ، پساب واحد 200 و300 به صورت مشترک ، سرریز رأکتورهای خنثی سازی اسید ودر مواقعی پساب بهداشتی نیز به این حوضچه انتقال می یابند . زیرا این سرریزها با توجه به عاری بودن از هرگونه مواد مضر برای طبیعت و پایین بودن میزان مواد آلی در آن ، نیازی به گذراندن مراحل تصفیه بیولوژیکی نداشته وفقط به تنظیم PH آنها اکتفا می شود. PH در این حوضچه به صورت الکترونیوماتیکی و با PH CONTROLLER که در قسمت انتهایی ،قبل از مسیر خروجی حوضچه قرار گرفته ، تشخیص داده شده و با فرمان دادن به سونولوئید ولوها ی اسید وکاستیک PH را تنظیم می کنند . بدین صورت که با رسیدنPH به 5/6 به سونولوئید کاستیک فرمان باز کردن را جهت تزریق کاستیک به حوضچه و بالا آوردن PH می دهد . این در حالی است که سونولوئید ولو اسید در این زمان بسته مانده است و تازمانی که PH به 5/7 نرسیده باز نمی کند . با رسیدن PH به 7 ،سونولوئید ولو کاستیک می بندد و اسید باز می کند . این چنین است که PH در پوند شرقی بین 5/6 تا 5/7 نگه داشته می شود .مخزن کاستیک و اسید سولفوریک در کنار پوند شرقی قرار گرفته است. البته ناگفته نماند که کمتر از سونولوئید ولو کاستیک در حوضچه شرقی استفاده می شود . زیرا با توجه به اینکه سرریز پساب بهداشتی و همچنین سرریزهای واحد 200 و 300 حالت قلیایی دارند بنابراین با در سرویس بودن سونولوئید ولو اسید جهت پایین آوردن PH دیگر نیازی به تزریق کاستیک در حالت معمولی به حوضچه وجود نخواهد داشت .در مواردی که PH سرریز واحد 200 یا 300 و سرریز رأکتورهای واحد اسید سازی به علت خنثی کردن گاز، اسیدی باشد(بین 1 تا 5/5 ) می توان با در سرویس قرار دادن سونولوئید ولو کاستیک در تنظیم بهینه PH کمک شایانی را بعمل آورد.

در حوضچهتنظیم PH دو هواده ثابت مشابه با هواده هایی که در حوضچه هوادهی به کار رفته بود ، تعبیه شده است . این هواده ها در اختلاط و میکس کردن و تنظیم سریعتر PH و یکسان سازی آن نقش اساسی را ایفا می کنند .در کنار PH METER دستگاهی برای اندازه گیری مقدارمواد آلی موجود در پساب به نام COD METER نصب شده است . مقدار COD در این حوضچه نباید از 100 mg/lit فراتر رود . اگر مقدار COD در حوضچه تنظیم PH از حد معمول خود بیشتر شد باید به دنبال عواملی که باعث بروز چنین مشکلی شده است رفت و درصدد برطرف کردن آن برآمد. پساب بعد از تنظیم PH وبررسی COD در حوضچه تنظیم PH ، بوسیله لاین 14 اینچی به سمت پمپاژ نهایی هدایت می شود.

2-3 پمپاژ نهایی:

بعد از گذراندن مراحل تصفیه، نوبت به آن رسیده است که پساب را به سمت رودخانه هدایت نمود و این کار بوسیله سه پمپ انجام می پذیرد . از این سه پمپ، همیشه دو تا به صورت لول سوئیچ در سرویس و یکی به صورت یدکی قرار داده می شود .

توجه :

این پمپها از آنجایی که وظیفه انتقال کل پساب کارخانه را به عهده دارند بنابراین باید در نگهداری و استفاده ازآانها دقت فراوانی بعمل آورد .

این پمپها پساب را به وسیله لاین بانداستراند به سمت رودخانه پمپاژ می کنند . در ضمن برای این حوضچه یک حوضچه یدکی با دوپمپ در نظر گرفته شده است که با قدرت پمپاژ بیشتر در مواقعی که حوضچه نهایی از سرویس خارج باشد ، در سرویس قرار گیرند .این پمپها در واحد ، درحوضچه اصلی با شماره های: GA175A ،ga175B وga175c و در حوضچه یدکی با شماره های: GA175AS و ga175BS شناخته می شوند .

تصفیه بیولوژیکی پسآب صنعتی در پتروشیمی آبادان

بسم الله الر حمن الر حیم

تصفیه بیولوژیکی پسآب صنعتی در پتروشیمی آبادان

مقدمه:

دیر زمانی نیست که یکی از اهداف مهم واصلی در قانون تاًسیس شرکتها و کارخانجات صنعتی در ایران حفظ محیط زیست و جلوگیری از آلودگی آن تعیین شده است. به موجب این قانون کارخانجات صنعتی می بایست نظارت و دقت مضاعفی در خصوص جلوگیری از تخریب محیط زیست به هر نحو به عمل آورند. در غیر این صورت با برخوردهای جدی و شدیدی از سوی سازمان حفاظت از محیط زیست روبرو خواهند شد.

در دهه های گذشته تعاریف جدیدی از توسعه یافتگی و پایداری در فرایند توسعه در کتب و محافل علمی و سیاسی مشاهده می شود . یکی از نگرش های جدید توسعه یافتگی و یکی از ارکان مهم توسعهً پایدار در کشورهای مدعی ، برخورد با آثار سوء مسایل زیست محیطی می باشد که پیگیری جدی در جهت جلوگیری از بروز آن، به فرهنگ و نگرش دولت ها در خصوص ارزش نهادن به فرهنگ والای انسانی بستگی دارد

در دو دههً گذشته در کشور عزیز ما ، ایران نیز به حفظ محیط زیست و جلوگیری از تخریب آن توجه زیادی شده است . ایران نیز مانند دیگر کشورهای جهان متعهد گردیده که درجهت حفظ محیط زیست به طور جدی تلاش و این کره خاکی را برای نسل های آینده حفظ نماید.

از جملهً این تعهدات حفظ منابع آبی و احداث تصفیه خانه فاضلاب برای تصفیه آبهای آلوده می باشد. آلودگی آب علاوه براینکه باعث نشر بسیاری از بیماری های مختلف می شود، سلامت و کیفیت منابع محدود آب تمیز را نیز تحت تاًثیر قرار داده ودر بلند مدت صدمات زیادی را بر پیکره توسعهً اقتصادی و اجتماعی جامعه وارد می سازد. از این جهت بازیافت فاضلابها و پسآبهای صنعتی ، بخصوص در کشورهایی که دچار کم آبی یا بی آبی هستند ، اهمیت خاصی پیدا نموده واین روش در حال حاضر در ایران نیز مورد توجه قرار گرفته و بسیاری از صنایع کشور در بازیافت پسابهای صنعتی به منظور افزایش تولید وایجاد شرایط و فضای توسعه اقدام می نمایند.

تصفیه بیولوژیکی پسآب های صنعتی نیز یکی از روش های استاندارد و قابل قبول در سطح جهان است که در جهت استفاده مجدد و بازیافت آب در کارخانجات صنعتی از آن استفاده می شود.

واحد تصفیه پساب پتروشیمی آبادان ، یکی از چند واحد تصفیه بیولوژیکی پسآب در استان خوزستان و اولین واحد تصفیه بیولوژیکی است که در یکی از زیر مجموعه های فعال وزارت نفت در این استان فعالیت خود را شروع نموده که با موفقیت روز افزون و تلاش مستمر کارکنان آن در راه اعتلای مفاهیم دقیق توسعه پایدار در استان گام بر می دارداين سايت تعدادي از پرسنل واحد تصفيه بهره برداري آبادان سعي را بر آن داشته اند تا ابتدا به تعريف ، بيان مشخصه فاضلاب ها برسي آلاينده هاي مهم تعاريف و سپس مباني تصفيه بيولوژيکي پساب صنعتي پرداخته و پس از آن به شرح مختصري از تصفيه خانه پتروشيمي آبادان اقدام ميشود تا شايد نظر علاقه مندان را به مشارکت در مباحث و تبادل افکار علمي و تخصصي تصفيه رهنمون نمايد .
کوشش را بر آن ميداريم که مطالب بسيار ساده ودر حد اطلاعات عمومي و پذيرش منطقي همه خوانندگان محترم تبين شود خوشحال ميشويم با ما ارتباط بر قرار نموده و ما را از نقطه نظرات خود در خصوص توسعه اين سايت و نيز انتقادات سازنده با اطلاع نماييد

مبحث اول:

مشخصه های فیزیکی،شیمیایی و زیست شناسی فاضلاب

فاضلاب را از روی ترکب فیزیکی ، شیمیایی و زیست شناختی (بیولوپژیکی) آن مشخص می کنند که به اختصار در ادامه به آن می پردازیم :

الف : مشخصه های فیزیکی (مواد جامد ، رنگ ، بو ، دما ، کدورت و چگالی)

 الف-1 : مواد جامد :

عبارت است از مواد شناور ، مواد قابل ته نشینی ، مواد کلوییدی و مواد محلول است . در کل مواد جامد عبارت است از تمامی موادی که به شکل پسمانده تبخیر فاضلاب در دمای 103 تا 105 درجه باقی می ماند

الف-2 رنگ :نمایانگر وضعیت یا عمر فاضلاب است رنگ هر فاضلاب نمایانگر وضعیت کیفی آن نیز میباشد

 الف-3 : بو :بوی فاضلاب معمولا" از گازهای حاصل از تجزیه مواد عالی یا گازهای محلول در آن و یا از مواد افزوده شده به فاضلاب ناشی می شود بو یکی از مهمترین مشخصه های فاضلاب است ک اختلالات و موانع زیادی در مسایل بهداشتی ، تشخیص بو و حتی مانع سرمایه گذاری در نقاط آلوده به فاضلاب می شود

الف-4 : دما :

عدم کنترل دمی فاضلاب های صنعتی و خانگی که معمولا" به دلیل واکنشهای زیست شناختی با افزایش رو برو است باعث ایجاد شوک به آبهای پذیرنده فاضلاب های فوق از لحاظ افت شدید اکسیژن محلول در خلال ماههای گرم میشود (چرا که اکسیژن در آب گرم کمتر از آب سرد حل میشود )

که ممکن است موجب مرگ ومیر در حیات آبی میشود

الف-5 :

کدورت : شاخصی است برای تعیین کیفیت فاضلاب ها و آبهای طبیعی از لحاظ مقدار مواد معلق اضافی و کلوییدی موجود در آن .

الف-6 : چگالی :

به دلیل امکان تشکیل جریانهای چگالی در مخازن ته نشینی و در سایر واحد های تصفیه خانه ، از مشخصه ای فیزیکی مهم فاضلاب تلقی میشود

ب : مشخصه های شیمیایی ( مواد آلی ، اندازه گیری محتوای آلی،ماده غیر عالی ، گازها)

 ب-1 : مواد آلی :

شامل کربو هیدرات ها ، پروتویین ها ، پاک کننده ها و آلاینده های درجه اول استکربو هیدرات ها :

به طور گسترده در طبیعت یافت میشوند و دارای کربن ، هیدروژن و اکسیژن هستند (قند ، نشاسته،.......)پروتیین ها :

اجزای عمده ارگانیسم های حیوانی هستند و به میزان کمتری در گیاهان یافت میشوند چربی :

انواع چربی ها از جمله ترکیبات آلی پایدار می باشند و به راحتی به وسیله باکتری ها تجزیه نمی شوند و بیشتر باعث پوشاندن سطح آب و بروز مشکلات متعدد می شوند.پاک کننده ها:

پاک کنده ها یا مواد آلی سطحی ، مولکول های آلی بزرگی هستند که تا حدی در آب قبل حل هستند . این مواد اغلب در سطح تماس هوا با آب جمع می شوند . در جریان هوادهی فاضلاب این ترکیبات در سطح حبابهای هوا جمع می شوند وبدین ترتیب کف بسیار پایداری به وجود می آورند.

                         آلاینده های درجه اول (PRIORITY POLLUTANTS) 

آلاینده های درجه اول (هر دو نوع آلی و غیر آلی) را بر اساس آثار شناخته شده آنها در سرطلن زایی ، جهش زدایی ، آسیب رسانی به جنین و یا سمی بودن بسیار شدید دسته بندی کرده اند . بسیاری لز آلاینده های درجه اول آلی نیز تحت عنوان ترکیبات آلی فرار (VOC) طبقه بندی کرده اند.

ب-2: اندازه گیری محتوای مواد آلی :

BOD : (نیاز اکسیژن بیو شیمیایی) : پارامتر آلودگی آبی که بیشترین مور استفاده را دارد و هم برای فاضلاب و هم آبهای سطحی به کار میرود و نشان دهنده مواد آلی قابل تجزیه توسط میکرو ارگانیسم می باشدCOD :نیاز اکسیژن شیمیایی ، مانند BOD نشان دهنده مقدار مواد آلی موجود در فاضلاب است ولی با این تفاوت که فقط در آزمایشگاه و با استفاده از یک عامل اکساینده قوی شیمیایی در محیط اسیدی قابل اندازه گیری است

TOC : کل کربند آلی می باشد این نیز نمایانگر کل ماده آلی موجود در آب است .

ب-3 : ماده غیر آلی :

عبارت اند از قلیاها ، کلریدها ، فلزات سنگین ، نیتروژن ،ترکیبات غیر آلی سمی ،گوگرد و فسفر می باشد .

ب-4 : گازها :

گازهایی که عموما"در فاضلاب های تصفیه نشده یافت می شوند عبارتن از : نیتروژن(N2) ، اکسیژن(O2) ، کربن دی اکسید(CO2) ، هیدروژن سولفویید(H2S) ، آمونیاک(NH3) و متان(CH4)

سه گاز اول از گازهای عمومی جو هستند و در همه آبهایی که در معرض هوا باشند دیده می شوند و سه گاز آخر از تجزیه مواد آلی موجود در فاضلاب مشتق می شوند .

ج:مشخصه های زیست شناختی :موفقیت در تصفیه بیولوژیکی فاضلاب ،به عنوان مثال قابلیت تجزیه مواد موجود در فاضلاب یا قابلیت ته نشینی آنها حاصل اختصاصات مرفولوژیکی و سنیتیکی لجن فعال یا بیبوفیلم میباشد کهاین اختصاصات مزبور ، به اجتماع میکروارگانیزمهای تک سلولی و پرسلولی در لجن بستگی دارد

انواع باکتری های بیماری زای رودده ای ، ممکن است در منابع آب یا در اضلاب وجود داشته باشد . باکتری های بیماری زایی که از طرق آب یا فاضلاب قابل انتقال هستند شامل : سالمونلا ، شیگلا ، کمپیلوباکتر ، اشرشیاکلی انتروپاتوژنیک ، ویبریوکلرا ، لپتوسپیرا و یرسینیا میباشند .

ویروس ها نیز از میکروبایی ستند که در فاضلاب ها وجود دارند . پروتوزوآی اتوژنیک در آب آشامیدنی و فاضلاب شامل :ژیاردا لامبیا ، انتامباهیسترلیتیکا و کریپتوسیوریدیوم سبب اسهال یا گاسترونتریت می شوند . همچنین نماتو ها ، جانداران آبزی مجود در آب شیرین ، شور و خاک می باشند . جلبک ها نیز از موجودات پرسلولی و گاهی تکسلولی فاضلاب ها می باشند که انواع جلبک هایی که در فاضلاب وجود دارند میتوان به جلبک های سبز-آبی(CYANOPHYTA) ، مانند MICROCYSTIS VINIDIS و یا NOSTC CAMEUM و جلبک های سبز مانند SCENEDESMUSOBLIGUS و جلبک های زرذ-سبز مانند : CHLOROSACCUS FLUIDUS ، فلاژله ای گیاهی مانند EUGLENA VINIDIS ، جلبک های طلایی مانند : CHROMULINA ROSANOFFI ، جلبک های قهوه ای مانند BANGIA ATROPURPUREA

دیاتومه ها مانند : MELOSIRA VARIANS ، تک سلولی هایی انند آمیب ها ، مژکداران ،ساکتوریا و روتیفرها نیز در فاضلاب ها موجود میباشند که نقش عمده ای را در فع و انفعلات شیمیایی و تغییر ماهیت آب دارا هستند .

منبع: سایتhttp://www.bahrebardari.blogfa.com/

مديريت استفاده از پساب صنعتي خروجي تصفيه خانه پتروشيمي فجر در آبياري فضاي سبز منطقه ويژه اقتصادي پتر

مديريت استفاده از پساب صنعتي خروجي تصفيه خانه پتروشيمي فجر در آبياري فضاي سبز منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي

 

مهرداد افشار-سعيد رادپور-عبدالشاكر ميرشكاك-حميد رضا دوكوهكي-

منطقه ويژه اقتصادي - پتروشيمي فجر –  واحد محيط زيست

FPCAFSHAR@YAHOO.COM

 چكيده:

با توجه به رشد روز افزون جمعيت و توسعه صنايع كه نتيجه آن افزايش بيش از پيش مصرف آب را به دنبال خواهد داشت اهميت استفاده مجدد از پساب به عنوان منبعي قابل اطمينان جهت تامين آب آبياري و حفاظت از محيط زيست بيشتر نمايان مي گردد.]1[  متوسط بارش سالانه 240 ميلي ليتر در ايران در مقايسه با860 ميلي ليتر متوسط بارندگي در ديگر نقاط كره زمين باعث گرديده كشور ما در رديف كشورهاي خشك و نيمه خشك قرار گيرد.]2 [از كل حجم ١٣٨٦ ميليون كيلومتر مكعب آبهاي موجود 96 درصد آب شور مي‌باشد و بيش از ٦٨ درصد از ٤ درصد باقي‌مانده، در يخ و يخچال‌هاي طبيعي مي‌باشد. منابع آب شيرين، مانند رودخانه‌ها و درياچه‌ها، فقط ٩٣١٠٠ كيلومتر مكعب كه فقط ١ قسمت از ٧٠٠ قسمت كل آب مي‌باشد. اما با اين وجود، رودخانه‌ها و درياچه‌ها مهمترين منبع آب تمامي مردم روي زمين مي‌باشند. با آنكه 80 درصداز سطح كره زمين را آب پوشانده است، تنها بخش كوچكي از اين مجموعه را آبهاي شيرين تشكيل مي دهند كه اين مقدار نيز به طور يكنواخت در سطح كره زمين توزيع نشده است و تنها 62 درصد از تمامي آبهاي درياچه هاي شيرين، رودخانه ها و آبهاي زير زميني قابل دسترس براي مصرف انسان است. قاره آسيا كه 60 درصد جمعيت دنيا در آن ساكن است تنها 36 در صد از منابع آب تجديد شونده جهان را دريافت مي دارد و به دنبال آن ايران كه حدود يك در صد از جمعيت دنيا در آن ساكن است تنها 36/0 در صد از منابع آب تجديد شونده جهان را داراست. از آنجائيكه فاضلاب در زمره آبهاي شيرين ولي آلوده محسوب مي گردد و 99در صد از آن را آب تشكيل ميدهد و هزينه تصفيه فاضلاب به مراتب كمتر از ديگر روشهاي تصفيه آب مي باشد.]2 [لذا استفاده از پساب تصفيه شده بعنوان گزينه مطلوب جهت آبياري هميشه مدنظر بوده است و در اين مقاله سعي شده پس از معرفي منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي و سيستم تصفيه پساب پتروشيمي فجر بعنوان متولي تصفيه پسابهاي منطقه و توليد آب تصفيه شده جهت آبياري فضاي سبز منطقه و تنوع گونه هاي كشت شده و پارامترهاي شيميايي پساب تصفيه شده بعنوان گزينه اي مناسب جهت استفاده از آن به عنوان آبياري فضاي سبز مورد بررسي قرار گيرد.‌

1- مقدمه

دانشمندان معتقدند آينده از آن كساني خواهد بود كه بهترين استفاده را از آب بنمايند بطوري كه در سالهاي آينده ديگر شاهد جنگ نفت نخواهيم بود و شايد در آينده اي نه چندان دور شاهد جنگ آب در جهان باشيم.

يكي از محور هاي اصلي توسعه پايدار در صنايع پتروشيمي استفاده بهينه از منابع مي باشد و استفاده مجدد از فاضلاب به لحاظ اهميت روز افزون ماده حياتي آب از اهداف كلان مديريت شركت ملي صنايع پتروشيمي بوده است بطوري كه      حتي الامكان سعي مي شود كه پساب واحدهاي توليدي پس از انجام تصفيه، مجدداً در بخش آبياري فضاي سبز و يا بخش صنعت در خنك كننده ها مورد استفاده قرار گيرد. شركت ملي صنايع پتروشيمي بعنوان سكاندار صنعت استراتژيك پتروشيمي در ايران با شعار تلاش مستمر ، آفرينش سبز ، بالندگي پايدار ، با بهره گيري از حداكثر توان خود در صدد توسعه هر چه بيشتر صنعت از طريق مجتمع هاي جديد و توسعه مجتمع هاي موجود مي باشد. توسعه اي كه پتروشيمي در پي دستيابي به آن است ، توسعه پايدار و همه جانبه بوده و عميقاً به اين واقعيت معتقد است كه بدون حفظ محيط زيست و استفاده بهينه از منابع، توسعه هر صنعتي تك بعدي و ناپايدار است.  لذا استفاده مجدد از پساب از گزينه ها مورد توجه در صنعت پتروشيمي مي باشد. ]3[ تنها نگراني استفاده از پسابها ، بروز آلودگي هاي زيست محيطي در دراز مدت است. بنابراين به منظور رفع چالش هاي زيست محيطي موجود و ارايه راهكارهاي مناسب براي استفاده پايدار از پساب ها، تعيين نوع آلودگي هاي ناشي از آبياري با فاضلاب و تاثيرات زيست محيطي ناشي از آن بايستي به طور كامل بررسي گردد.

 2- كليات

2-1- منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي (ماهشهر)

    منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي در محدوده اي به وسعت حدود 2000 هكتار در جنوب غربي ايران و در ساحل خليج فارس واقع در شهرستان ماهشهر بخش بندر امام خميني قرار دارد.

از نظر كاربري اراضي ، منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي با وسعت معادل 2000 هكتار به 5 بخش اصلي (سايت) به شرح زير تقسيم بندي شده است :

سايت شماره 1 : واقع در ناحيه شمالي منطقه (240 هكتار) ، براي ايجاد صنايع كوچك و متوسط اختصاص يافته است. حدود 160 هكتار از اراضي اين سايت براي كاربري هاي مختلف ، مانند صنايع پايين دستي پتروشيمي ، شيميايي ، برق و الكترونيك ، ساختماني ، فلزي و ماشين سازي ، آزمايشگاه و كنترل كيفيت ، ساخت و تعمير و نگهداري تجهيزات و همچنين واحدهاي اداري ، خدماتي ، اقامتي ، تاسيساتي و غرفه هاي تجاري در نظر گرفته شده است.

سايت شماره 2 : با مساحتي حدود 350 هكتار براي ايجاد صنايع سنگين و مياني پتروشيمي ، واحد توليد سرويس هاي جانبي مركزي فجر 2 ، محل انبار جامدات ، ايستگاه مركزي راه آهن و دروازه اصلي گمركي.

سايت شماره 3 : با مساحتي حدود 260 هكتار جهت ايجاد صنايع سنگين پتروشيمي ، مركز آموزش و مركز تحقيق و توسعه ، كارگاه مركزي تعميرات و نگهداري صنايع نفت ، گاز و پتروشيمي ، اسكانهاي كارگري شماره 2 ، 3 و 4

سايت شماره 4 : با مساحتي حدود 200 هكتار جهت احداث صنايع سنگين و مياني پتروشيمي و واحدهاي توليد و سرويسهاي جانبي مركزي (پتروشيمي فجر1).

سايت شماره 5 : با مساحتي حدود 210 هكتار جهت احداث پايانه ها و مخازن صادرات و واردات مايعات شيميايي ، احداث اسكله اختصاصي مايعات ، استقرار انبارها و مخازن مايعات و بازرگاني فرآورده هاي پتروشيمي.]4[

به منظور تحقق الزامات ماده 19 قانون جلوگيري از آلودگي هوا، ايجاد 10 درصد فضاي سبز منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي برعهده سازمان منطقه ويژه گذاشته شده كه در اين راستا مطالعات جامع فضاي سبز منطقه توسط سازمان انجام و اقداماتي جهت ايجاد فضاي سبز صورت گرفته است. فضاي سبز منطقه مشتمل بر 200 هكتار از اراضي منطقه ويژه اقتصادي است كه مراحل خاكبرداري ، زه كشي و جدول بندي 85 هكتار آن تا كنون انجام پذيرفته است. آب مورد نياز آبياري اين اراضي از پساب تصفيه شده ، تصفيه خانه هاي فاضلاب پتروشيمي فجر تامين مي گردد و روش آن نيز بصورت آبياري قطره اي مي باشد. حدود 342 هزار اصله نهال و درختچه تا كنون در اين طرح كاشته شده كه شامل انواع گونه هاي بومي و سازگار منطقه مي باشد. از جمله مهمترين گونه هاي گياهي مي توان به كهور پاكستاني ، برهان ، سه پستان ، آكليا، ماليسينا، اكاليپتوس ، درمان عقرب، شيشه شور ، شاه پسند، شمشاد اهوازي و مورد را نام برد.]3[ منطقه مورد مطالعه با ميزان بارش 160ميلي ليتر در سال كه بيشتر در ماههاي دي و بهمن و اسفند نزول مي كند و اين ميزان باران با توجه به بالا بودن ميزان تبخير در منطقه بسيار ناچيز مي باشد و كمبود باران خود زائده گرماي زياد و خشكي هوا معلول كاهش فشار، و ازبين رفتن بخار آب در نتيجه وزيدن بادهاي موسمي است. معدل نسبي رطوبت در زمستان80 درصد و در تابستان زير 40 درصد است. ميزان تبخير و تعرق متوسط ماهانه در زمستان بين 60 تا 80 ميلي ليتر و در ماههاي تابستان به حدود 300 ميلي متر در ماه مي رسد. مجموع تبخير و تعرق بالقوه ساليانه در منطقه 2200 ميلي متر است. در جدول 1مقادير ماهانه تبخير و تعرق پتانسيل (ETO) برحسب ميليمتر در منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي ارائه شده است.]5[

 جدول 1- مقادير ماهانه تبخير و تعرق پتانسيل (ETO)

ماه

شهريور

مرداد

تير

خرداد

ارديبهشت

فروردين

اسفند

بهمن

دي

آذر

آبان

مهر

ETO

(mm)

7/238

90/306

2/347

350

1/282

15/20

7/124

90

60

60

99

159

 2-2- پتروشیمي فجر

به منظور استفاده بهينه از امكانات زير بنايي و كاهش سرمايه گذاري و حفاظت از محيط زيست طرح ايجاد مجتمع يوتيليتي متمركز به مساحت 55 هكتار براي كل منطقه ويژه تصويب و اجراي اين پروژه از ابتداي سال 1378 آغاز و در سال 1381 به بهره برداري رسيد. پتروشيمي فجر داراي واحدهاي تصفيه آب ، تصفيه فاضلاب، برق و بخار و خطوط ارتباطي مي باشد. ماهيت فاضلابهاي صنعتي منطقه، بهره گيري از تكنولوژي بالاي تصفيه را ضروري مي نمايد. انتخاب فرآيند تصفيه به عواملي همچون مشخصات فاضلاب ورودي، كيفيت مورد نياز خروجي و هزينه و فضاي فيزيكي در دسترس بستگي دارد. مشخصات فاضلاب ورودي و خروجي تصفيه خانه هاي پتروشيمي فجر كه مباني طراحي به شمار مي رود در جدول شماره 2 ارائه شده است.]6[

جدول 2 - مباني طراحي تصفيه خانه هاي فاضلاب مجتمع پتروشيمي فجر

پارامتر

خروجي از تصفيه خانه

ورودي به تصفيه خانه

شماره2

High TDS

شماره 1

FLOW(M3/d)

معادل ورودي

12480

1680

11040

COD(mg/l)

<200

1740

4000

2450

BOD( mg/l)

<100

845

1500

1170

TSS (mg/l)

<100

120

100

415

Oil &Grease(mg/l)

<10

30

20

2790

pH

5/8~6

5/12~4/5

5/8~6

5/8~6

 2-3- استانداردهاي تخليه پساب

  سازمان حفاظت محيط زيست براي پارامترهاي مختلف، حدود مجاز و استانداردهايي را بر حسب منبع پذيرنده اعلام كرده است. در جدول3 مربوط به موارد استانداردهاي اين سازمان،52 سطوح آلودگي آن در آبهاي سطحي، چاه هاي جذبي و آبهاي مورد استفاده در كشاورزي تعريف شده است.]7[

 جدول3- استاندارد خروجي فاضلابها

مواد آلوده كننده

تخليه به آبهاي سطحي

 mg/I

تخليه به چاه جاذب

 mg/I

مصارف كشاورزي و آبياري

mg/I

COD

60 (لحظه اي 100)

60 (لحظه اي 100)

200

اكسيژن محلول حداقل DO

2

-

2

مجموع مواد جامد محلول TDS

(تبصره يك)

(تبصره دو)

-

مجموع مواد جامد معلق TSS

40 (لحظه اي 60)

-

100

مواد قابل ته نشيني SS

0

-

-

پ-هاش (حدود)PH

5/8-5/6

9-5

5/8-6

مواد راديو اكتيو

0

0

0

كدروت (واحد كدورت)

50

-

50

رنگ( واحد رنگ)

75

75

75

درجه حرارتT

تبصره 4

-

-

كلي فرم گوارشي

(تعداد در 100ميلي ليتر)

400

400

400

كل كليفرم ها

(تعداد در 100ميلي ليتر)MPN

1000

1000

1000

تخم انگل

-

-

(تبصره4)

 2-4- برسي سيستم تصفيه پساب دربخش كم نمك ( Low TDS)

همان گونه كه در شكل 1 اشاره شده است تصفيه خانه هاي فاضلاب پتروشيمي فجر مشتمل بر واحدهاي آشغال گيري ، حوض ذخيره ، سيستم جداسازي روغن (API) ، واحد متعادل سازي ، واحد تنظيم pH ، واحد شناور سازي با هواي محلول (DAF) مي باشد. فاضلاب در بدو ورود به تصفيه خانه وارد قسمت آشغال گير شده و مواد درشت آن گرفته مي شود. سپس فاضلاب وارد قسمت جداساز روغن شده و بخشي از مواد هيدروكربني آن كه بصورت شناور در آمده است در اين بخش زدوده مي شود. مكانسيم كار اين قسمت بر اساس نيروي ثقل و بدون استفاده از مواد شيميايي مي باشد. در صورت بروز شوك دبي نظير مواقع بارندگي يا Shut down  ناگهاني واحدهاي توليدي كه منجر به توليد فاضلاب با حجم بالا مي شود، مازاد ظرفيت تصفيه خانه به حوض ذخيره ارسال مي گردد تا در مواقعي كه دبي ورودي به تصفيه خانه كمتر از ميزان طراحي است، مجدداً به تصفيه خانه ارسال گردد. فاضلاب خروجي از قسمت جداساز روغن، وارد حوضچه متعادل سازي مي شود. اين قسمت باعث حذف يا كاهش نوسانات دبي و غلظت فاضلاب ورودي مي شود. مكانيسم كار اين قسمت بر اساس ايجاد زمان ماندگاري براي فاضلاب مي باشد. كيفيت فاضلابهاي ورودي به اين قسمت پس از اختلاط با يكديگر متعادل شده ولذا ضمن كاهش مصرف مواد شيميايي در بخشهاي بعدي، عملكرد فرآيندهاي بعدي تصفيه را بهبود مي بخشد. و امكان ارسال فاضلاب با دبي يكنواخت براي واحدهاي پايين دست ايجاد مي شود. فاضلاب خروجي از اين بخشها با دبي ثابت به قسمت تنظيم pH ارسال مي شود. در مرحله بعد مواد شيميايي  مورد نياز (پلي الكتروليت) براي ارتقاي عمل انعقاد و لخته سازي افزوده مي شود. در اين مرحله مواد ريز شناور درون فاضلاب به هم چسبيده و لخته هاي درشت و سنگيني را تشكيل مي دهد. كه در سيستم DAF جدا مي شوند. اين فاضلاب كه مواد معلق و كلوئيدي خود را در بخش قبل از دست داده، داراي مواد آلي به شكل محلول مي باشد . يكي از سيستمهاي موثر در حذف مواد آلي محلول كه از نظر اقتصادي نيز مقرون به صرفه است، سيستمهاي بيولوژيكي مي باشد كه يكي از كار آمد ترين اين سيستمها، روشن لجن فعال (Activated sludge ) مي باشد كه در تصفيه خانه هاي پتروشيمي فجر بكار گرفته شده است. فاضلاب خروجي از واحد هاي تصفيه اوليه به همراه فاضلاب بهداشتي وارد حوض هوادهي لجن فعال مي گردد. جهت افزايش كارايي و ريسك پذيري سيستم دو حوض هوادهي به طور موازي طراحي شده است. در صورت نياز مواد مغذي مورد نياز (N وP ) نيز از طريق افزودن اوره و اسيد فسفريك تامين مي گردد. همچنين فاضلاب بهداشتي مجتمع ها نيز از ابتداي اين حوضها به جريان مورد تصفيه اضافه مي شود. در اين قسمت مواد آلي محلول در فاضلاب به مصرف باكتريها مي رسد. هواي مورد نياز باكتريها با استفاده از 6 دستگاه هواده سطحي تامين مي شود. باكتريها از مواد آلي  بعنوان منبع غذايي و انرژي خود استفاده كرده و لذا ضمن توليد مثل، مواد آلي در فاضلاب به حالت معلق در مي آيد. جريان خروجي از حوض هوادهي وارد زلال ساز مي شود. در دو واحد زلال ساز كه به صورت موازي قرار گرفته اند لجن ته نشين شده و فاضلاب زلال مي شود. فاضلاب خروجي از قسمت هاي زلال ساز، مواد آلي خود را از دست داده و مشخصات فاضلاب تا حدود زيادي نزديك به مقادير استاندارد جهت استفاده در مصارف كشاورزي  مي شود ولي در بخش تصفيه پيشرفته فاضلاب خروجي از زلال ساز ها در قسمت كلر زني گندزدايي مي گردد تا عوامل بيماري زا حذف شود. سپس وارد چهار دستگاه صافي شني مي شود تا مواد معلق باقيمانده در فاضلاب از آن زدوده شود و بتوان آب را براي مصارف كشاورزي استفاده نموده. فاضلابي كه بدين ترتيب تصفيه شده، قابل استفاده و ذيقيمت بوده و لذا در مخزني نگهداري مي گردد. بخش عمده اي از مصارف آبياري فضاي سبز منطقه از آبهاي تصفيه شده تامين مي گردد.]6[  

2-5 شبكه آبياري فضاي سبز

شبكه آبياري فضاي سبز منطقه ويژه اقتصادي شامل خطوط انتقال آب، شبكه توزيع در هر سايت و حوضچه وشير آلات مربوطه مي باشد . طول خط لوله آبياري پيش بيني شده در سايتهاي يك تا چهار بترتيب 2/13 كيلومتر ، 7/23 كيلومتر ، 8/7 كيلومتر ، 5/15 كيلومتر مي باشد كه جمعاً 60 كيلومتر لوله گذاري به اقطار 25 الي 315 ميليمتر مي باشد. و جنس لوله پلي اتيلن مي باشد.

 3- نتايج

نتايج حاصله از اندازه گيري ضريب آبگذري در هفت نقطه از منطقه مطالعاتي طرح در جدول 4 ارائه شده است. همانگونه كه ارقام جدول4 نشان مي دهد در تعدادي از نقاط ميزان هدايت هيدروليكي با بافت خاك هماهنگي ندارد كه علت اين امر مربوط به ساختمان خاك و املاح موجود در پرفيل خاك مي باشد. وجود درز و شكافهاي عميق و مقادير كريستالهاي گچ در لايه هاي سنگين و رسي باعث افزايش نفوذ پذيري و برعكس وجود املاح كلسيم باعث سيماني شدن بافتهاي سبك و كاهش نفوذ پذيري مي گردد. بنابراين جهت بهبود رشد تعويض خاك در مناطقي لازم مي باشد.

 جدول 4- نتايج اندازه گيري ضريب هدايت هيدروليكي (K ) منطقه ويژه اقتصادي بر حسب متر در روز

شماره گمانه

بافت لايه

روش

K(m.day)

S1

Sic

ارنست

77/0

S2

Sicl

ارنست

36/1

S3

Sicl-Scl

ارنست

6/1

S4

Sicl-Scl

پورشه

09/0

S5

Sicl

ارنست

85/1

S6

Sicl-Scl

ارنست

28/1

S7

Scl-si

ارنست

2

 

با توجه به نتايج مطالعات آبياري، هيدرومدول طرح 1/2 ليتر در ثانيه در هكتار برآورد گرديده است و نياز آبي فضاي سبز سايتهاي مختلف در جدول 5 ارائه شده است .

 جدول 5- نياز آبي سايتهاي منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي

رديف

نام سايت

نياز آبي

( ليتر در ثانيه )

1

سايت يك

19/161

2

سايت دو

45/125

3

سايت سه

69/70

4

سايت چهار

74/35

5

سايت پنج

8/37

6

بلوار بين سايت يك و دو

76/0

7

بلوار بين سايت دو  و سه

97/1

8

بلوار بين سايت سه و چهار

23/3

جمع كل

83/436

 

همانگونه كه در فصل قبل اشاره گرديد پس از انجام مراحل تصفيه مقدماتي ، تصفيه ثانويه و تصفيه پيشرفته پساب تصفيه شده قابل مصرف در آبياري فضاي سبز مي باشد كه در جدولهاي 6 و7  داده هاي مربوط به تصفيه خانه پتروشيمي فجر ارائه گرديده است .

لازم به توضيح است كه در مواردي كه داده ها بطور جزئي از مقدار استاندارد فراتر بوده به دليل ارسال پساب خارج از طراحي از سوي ساير مجتمع ها مي باشد. ولي اين تصفيه خانه ها با توجه به راندمان بالاي 95درصد در اكثر مواقع شوكهاي وارده به سيستم تصفيه خانه را حذف نموده وخروجيها برابر استاندارد ملي مي باشد.

 

جدول6- پارامتر هاي شيميايي پساب تصفيه شده در سال 1386

COD(mg/l)

pH

TSS(mg/l)

TDS(mg/l)

EC(µS/cm)

 

ماه

74

3/7

<10

1769

3216

 

فروردين

77

6/7

<10

1896

3447

 

ارديبهشت

137

7/7

<10

2062

3749

 

خرداد

85

8

<10

1952

3485

 

تير

98

7

<10

1812

3294

 

مرداد

225

9/7

<10

2136

3884

 

شهريور

95

9/7

<10

2129

3871

 

مهر

76

8/7

<10

1695

3082

 

آبان

183

8/7

<10

1898

3451

 

آذر

214

3/7

<10

1554

2825

 

دي

97

8/7

<10

1720

3127

 

بهمن

106

8

<10

1853

3369

 

اسفند

 

جدول شماره 7- ميزان آب ارسالي جهت آبياري فضاي سبز در سال 1386

ماه

فرودين

ارديبهشت

خرداد

تير

مرداد

شهريور

مهر

آبان

آذر

دي

بهمن

اسفند

ميزان پساب تصفيه شده ارسالي جهت آبياري ( m3)

78646

74240

88665

115783

133678

115463

115075

110406

120480

103448

105590

110000

 

4- نتيجه گيري

استفاده از پساب تصفيه شده در آبياري فضاي سبز منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي مزاياي بسياري را به دنبال داشته كه اعم آنها عبارتند از :

الف- جلوگيري از به هدر رفتن 1271474متر مكعب در سال آب قابل استفاده

ب- صرفه جويي در مصرف منابع آبهاي شيرين

ج- ايجاد فضاي سبز 200 هكتاري

د- بالارفتن روحيه پرسنل شاغل در منطقه با ايجاد فضاي سبز ايجاد شده

ه – صرفه جويي اقتصادي حدود  1872881202ريال با جايگزين كردن پساب تصفيه شده بجاي آب خام جهت آبياري

پيشنهادات

تصفيه خانه شماره 2 پتروشيمي فجر بيش از يكسال است كه راه اندازي شده است ولي بدليل مشكلات اجرايي پساب تصفيه شده به خطوط انتقال جهت استفاده در آبياري فضاي سبز متصل نشده است و در حال حاضر پس از انجام مراحل تصفيه بدون استفاده به خور دور ريز مي شود كه باتوجه به نياز منطقه به آب آبياري نياز است در اجراي اين پروژه سرعت بيشتري صورت پذيرد

 منابع

1- چائي بخش لنگرودي ، م ، بررسي و استفاده از پسابهاي صنعتي حاصله از نيروگاه شهيد رجايي براي آبياري فضاي سبز، 1385

2 - مهردادي ، ن ، گيوه چي ، س،  استفاده از پسابها در آبياري فضاي سبز 1384

3 -  جعفرزاده ، م، ت، سيماي زيست محيطي پتروشيمي 1386

4-  اسناد و آرشيو فني سازمان منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي

5-  مطالعات مرحله اول طرح ساماندهي و استفاده بهينه از پسابهاي تصفيه شده منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي ، مهندسين مشاور ساز آب تابستان 1382

6- VA TECH WABAG, 2002, ETP operation manual,

7-  مجموعه قوانين و مقرارت حفاظت محيط زيست ، انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست ، 1383،صفحه  909الي 910

 

بررسي علل گرفتگي بيولوژيكي در سيستم  اسمز معکوس پتروشيمي فجر

بررسي علل گرفتگي بيولوژيكي در سيستم  اسمز معکوس پتروشيمي فجر

 مهرداد افشار،سعيد رادپور- سيد ضياءالدين جلالي

بندر امام خميني منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي فجر رواحد محيط زيست

FPCAFSHAR@YAHOO.COM

 چکيده

گرفتگي بيولوژيكي، چنانچه اجازه واقع شدن در سيستم هاي اسمز معكوس را بيابد، براي غشاهاي پليمري بسيار زيانبخش بوده و به همين دليل كنترل اين نوع گرفتگي ضروري مي باشد. اين امر مي تواند تا حدودي با حذف كردن يا حداقل ساختن شرايط مطلوب براي رشد ميكروارگانيسمها حاصل شود. با اين حال بسياري از اين شرايط، براي به حداقل رساندن پتانسيل گرفتگي بيولوژيكي تا حدود قابل قبول نمي توانند به آساني كنترل شوند.گرفتگي بيولوژيكي غشاهاي پلي آميد اسمز معكوس يكي از مشكل ترين و كم شناخته شده ترين نوع گرفتگي غشاءها مي باشد. اين تحقيق گرفتگي بيولوژيكي غشاءها و چگونگي نظارت بر پيش تصفيه و عملكرد سيستمهاي اسمز معكوس شرکت پتروشيمي فجر واقع در منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي بندر ماهشهر را به منظور شناسائي منابع فعاليتهاي بيولوژيكي مورد بررسي قرار مي دهد. همچنين بعضي از رهنمودهاي عملي كه بر پايه كارهاي تجربي براي طراحي عمليات و تثبيت سيستم هاي اسمزمعكوس ارائه شده اند را به منظور حداقل سازي يا حذف مشكلات گرفتگي بيولوژيكي مطرح مي كند. در اين تحقيق همچنين نوع ميکرو اورگانيزم ها، ميزان آن، و نقاطي که امکان رشد و نمو آنها وجود دارد شناسايي و مورد تجزيه وتحليل قرار گرفته است. هدف اصلي در اين تحقيق بررسي علل گرفتگي بيولوژيكي غشاء هاي اسمز معکوس و بررسي عوامل موثر در تشديد اين پديده بوده و با شناخت پارامترهاي موثر و بررسي و مطالعات لازم به نتايج قابل قبولي در جهت تداوم توليد وجلوگيري از توقف واحد توليدي هنگام شستشو غشاءها دست مي يابيم. در اين تحقيق واحد تصفيه آب شرکت پتروشيمي  فجر با توجه به بررسي و آزمونهاي انجام شده به مناطق پيش تصفيه، صافيهاي تحت فشار، صافيهاي فشنگي، خط خوراک بلوکهاي اسمز معکوس و غشاءهاي اسمز معکوس تقسيم بندي گرديد و سپس بطور اختصاصي هر قسمت مورد بررسي، آزمايش، تجزيه و تحليل قرار گرفت.

 واژه‌هاي كليدي: اسمز معکوس ، گرفتگي بيولوژيكي ، پتروشيمي  فجر ، ميکرو اورگانيزم

 1-مقدمه

اسمزمعکوس  يا به طور اختصارR.O، يک تکنولوژي است که تقريبا در هرصنعتي که احتياج به تفکيک مواد حل شده از حلال باشد (معمولاً حلال آب است) عموميت پيدا کرده است و متداولترين مورد استفاده اسمزمعکوس، در تهيه آب خالص است. در صنعت، جهت تهيه آب بدون املاح  و تصفيه فاضلاب بهداشتي استفاده زيادي از پديده اسمز معکوس مي شود. اسمز معکوس، يکي از روشهاي اساسي تصفيه آب است که درساخت نيمه هاديها، تجهيزات پزشکي و صنايع دارويي مورد استفاده قرار مي گيرد.]1 [امروزه مشکل کنترل بيولوژيکي در غشاءهاي پلي آميدي يکي از بزرگترين و در عين حال کم شناخته ترين نوع گرفتگي در سيستمهاي اسمز معکوس مي باشد. بدليل طبيعت پيچيده مکانيزم رشد ميکرواورگانيزمها و آثار زيانبخش گرفتگي بيولوژيكي بر عملکرد غشاءهاي پلي آميدي در سيستم اسمز معکوس که اغلب مخرب و برگشت ناپذير مي باشد، تدارک برنامه نظارتي و پايش ميکروبي به همراه طراحي مناسب اين سيستمها به منظور شناسائي منابع فعاليتهاي بيولوژيکي قبل از تبديل آن به يک مشکل حاد حائز اهميت مي باشد. اين امر مي تواند تا حدودي با حذف کردن يا حداقل ساختن شرايط مطلوب براي رشد ميکرواورگانيزمها حاصل شود. با اين حال بسياري از اين شرايط براي حداقل رساندن پتانسيل گرفتگي بيولوژيكي تا حدود قابل قبول نمي توانند به آساني کنترل شوند. بنابراين پتانسيل گرفتگي بيولوژيکي يک مشکل واقعي و هميشگي سيستم غشايي اسمز معکوس است که مي بايست از زماني که طراحي يک سيستم اسمز معکوس آغاز مي شود، مد نظر گرفته شود و در طراحي تمهيدات لازم جهت کاهش اين مشکل مد نظر گرفته شود. نشانه هاي اصلي فعاليت هاي بيولوژيکي قابل ملاحظه بايد تاحد امکان هرچه سريعتر از طريق يک برنامه نظارتي جامع بر روي همه جنبه هاي عملکرد واحد شناسايي شود.]2 [

1-1- شركت پتروشيمي فجر

به منظور استفاده بهينه از امكانات زيربنايي و كاهش سرمايه گذاري و حفاظت از محيط زيست، طرح ايجاد مجتمع يوتيليتي به صورت متمركز براي كل منطقه ويژه اقتصادي بندر امام خميني تصويب و پس از تأسيس شركت پتروشيمي فجر در سال 1377 توسط اين شركت آغاز گرديد. اين طرح عظيم 500 ميليون دلاري كه اولين تجربه يوتيليتي در كشور بوده است، شامل احداث نيروگاه گازي و مجموعه توليد بخار، تصفيه خانه آب، واحد تفكيك هوا، واحد تصفيه پساب و شبكه توزيع و جمع آوري در كل منطقه مي باشد. خوراك اين مجموعه شامل آب خام و گاز طبيعي است كه از رودخانه كارون (تصفيه خانه کوت امير) و خط لوله سراسري گاز تامين مي­گردد. شركت سهامي پتروشيمي فجر در زميني به مساحت 55 هكتار بنا شده و به عنوان قلب منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي مطرح است. تامين هوا، آب، بخار و نيتروژن واحدهاي پتروشيمي و برق كل منطقه ويژه به عهده اين شركت مي­باشد. كل سرمايه گذاري اين شركت، مبلغ 310 ميليون دلار و 768 ميليارد ريال است. ارزش توليدات سالانه پتروشيمي فجر مبلغ 1 هزار و 150 ميليارد ريال است و محصولات آن در تامين سرويس­هاي جانبي مورد نياز واحدهاي فرآيندي طرح­ هاي مستقر در منطقه ويژه اقتصادي پتروشيمي كاربرد دارند. خوراك آن نيز حدود 7 هزار مترمكعب در ساعت آب خام و 7 ميليون مترمكعب در روزگاز طبيعي است.

1-2- تصفيه خانه آب  

تصفيه خانه آب مجتمع پتروشيمي فجر ، جهت تامين آب صنعتي مورد نياز واحدهاي توليدي- فرآيندي منطقه و همچنين آب مورد نياز واحد توليد بخار مجتمع احداث گرديده است. واحد تصفيه آب شرکت پتروشيمي فجر در شمال غربي مجتمع در زميني به مساحت 12 هكتار بخش اعظم مساحت كل مجتمع پتروشيمي فجر را به خود اختصاص داده است. اين واحد به منظور تامين آب مورد نياز واحدهاي فرآيندي از جمله آب مورد نياز سيستمهاي خنك كننده بويلرها و مبدل­ها، آب بدون املاح (آب DM) جهت توليد بخار در واحد نيروگاه، آب آشاميدني، آب سرويس و آب آتش نشاني مورد نياز كل منطقه احداث گرديده است.

اين تصفيه خانه از هفت بخش اصلي تشكيل شده است:

1) واحد پيش تصفيه

2) واحد اسمز معكوس (R.O)

3) واحد توليد آب DM (آب بدون املاح)

4) واحد تصفيه آب كندانس

5) واحد تهيه آب آشاميدني

6) واحد آب آتش نشاني

7) برج خنك كننده و سيستم بلودان

ساختمان اداري و اتاق كنترل، ساختمان تهيه مواد شيميايي و... از ديگر بخشهاي جانبي اين واحد ميباشند.

2- روشها و مواد

اطلاعات مورد نياز جهت انجام اين پژوهش با مراجعه به مراکز مختلف دانشگاهي و تحقيقاتي طي مدت نه ماه بطور پيوسته (نه ماهه اول سال 1385) و در طول انجام مراحل آزمايشگاهي بطور پراکنده جمع آوري گرديد. آزمايش هاي باکتريولوژيک بدليل حساسيت مقدم بر ساير آزمايشها انجام شده است. جهت انجام آزمونهاي ميکروبي و ديگر آزمونهاي مورد نياز بصورت غير روتين نمونه به آزمايشگاه ارسال گرديد. جهت انجام آزمونهاي روتين 1000 ميلي ليتر و جهت انجام آزمونهاي ميکروبي 500  ميلي ليتر نمونه آب به آزمايشگاه ارسال گرديد. لازم به توضيح است که روشهاي اندازه گيري برابر روشهاي  استاندارد موسسه آمريکايي استانداردها و روشها ، روشهاي استاندارد براي آزمايشهاي آب و فاضلاب و كتابچه راهنماي دستگاه (كاتالوگ دستگاه) مي باشد.]3[

3-نتايج

کدورت در واقع جزء خواص ظاهري آب محسوب مي شود، اما مي تواند ناشي از مواد معلق و مواد کلوئيدي و در برگيرنده انواع باکتريها، ويروسها و عوامل انگلي باشد. کدورت يکي از عوامل موثر در گندزدايي مي باشد. نتايج بدست آمده نشان داد که بيشترين کدورت در بهمن، اسفند و ارديبهشت است و تقريباً در تابستان(تير، مردادو شهريور) کمترين مقدار خود را دارد. هر چقدر کدورت آب بيشتر باشد حذف ميکروارگانيزمها بوسيله لخته سازي بهتر صورت گرفته و زلال سازي سير مطلوبي را  طي مي کند که به تبع آن بار آلودگي نيز به طور چشمگيري کاهش مي يابد. در مورد مکانيسم عمل لازم است ويژگي ها و رفتار باکتريها تشريح شود. اساساً باکتريها داراي ويژگي هاي مخصوص به خود هستند. سطح خارجي آنها از مواد شيميايي متنوع و نامتجانسي که برخي آبدوست (قطبي) و برخي ديگر دافع آب (غير قطبي) است، تشکيل شده است. لذا خاصيت رطوبت پذيري انواع باکتري ها يکسان نمي باشد. بر اساس نتايج حاصل از آزمايش ها، هر چه کدورت آب بيشتر باشد درصد حذف باکتري ها نيز بيشتر مي شود و در آزمايش هاي  مبنايي آب خام به خوبي اين مسئله ثابت شده است که هر چه تعداد ذرات زيادتر باشند تعداد دفعات برخورد و تصادم بين ذرات نيز افزايش يافته و عمل لخته سازي ذرات بهتر صورت مي گيرد. با توجه به توضيح فوق و توجه به اين نکته که در تابستان کمترين کدورت در آب خام دريافتي و جود دارد و از سوي ديگر در دماي بالاي هوا در تابستان فعاليت باکتريها افزايش مي يابد  و حذف باکتري در واحد پيش تصفيه کمتر مي شود . لذا انجام تدابيرنظارتي دقيق درفصل تابستان در پايش سيستم با هدف کنترل مشکل گرفتگي بيولوژيکي مورد نياز مي باشد. 

قدرت اسيدي هر محيط آبي توسط pH بيان مي شود و نبايد فراموش کرد که هر آناليزي بدون معلوم کردن pH کامل نخواهد بود و نيز pH به دما بستگي دارد. در آزمايشهاي انجام شده ميزان  pHتقريباً ثابت و حدود 1/8 ~ 4/8 مي باشد. pH آب چون مي تواند در نوع واکنش مادهُ ضد عفوني کننده اثر بگذارد، از اين رو عملکرد آن در از بين بردن باکتريها موثر است. مثلاً  موثرترين شکل کلر براي ميکرب کشي، شکل اسيد هيپو کلرو است که محيط مناسب براي آن در pH  هاي کمتر از 7 خواهد بود. pH   آب مستقيما در ميزان يونيزه شدن اسيد هيپو کلرو دخيل خواهد بود. pH هاي پايين، بهترين وضعيت اسيدي را دارند. در pH  حدود 5 مقدار بسيار کمي يونيزاسيون صورت مي گيرد. در  pH حدود5/7 تقريبا مقادير مساوي اسيد هيپوکلرو  و يون هيپوکلريت وجود دارد. چون نسبت اسيد هيپو کلرو به يون هيپوکلريت به pH بستگي دارد، بنابراين pH بر عمل ضد عفوني کلر اثر مي گذارد. اسيد هيپوکلرو در pH پايين، اندکي تجزيه مي شود که بيشتر کلر باقيمانده به صورت HOCL است در صورتي که در pH بالاتر به طور کامل تجزيه مي گردد که ֿ OC1 بيشتر کلر باقيمانده آب است. بيشتر اسيد هيپوکلرو در pH  (5/8-6) تجزيه مي شود و حرارت، اثر کمي در توزيع HOCL در pH هاي مختلف دارد. بررسي نتايج آب خام بيانگر اين موضوع است که کلر بصورت پيوسته به آب خام تزريق مي گردد و در طراحي سيستم و دستورالعملهاي بهره برداري ميزان کلر 3 ميلي گرم بر ليتر توصيه شده است.]4[ در حالي که در اکثر تحقيقاتي كه صورت گرفته است نشان داده شده که  استفاده از بايو سايدها و بخصوص کلر اگرچه ممکن است در بهره برداري و راهبري سيستم مفيد واقع شود اما از سوي ديگر ممکن است که مشکل بايو فولينگ را تشديد کند زيرا ميکرواورگانيزم ها در مقادير پايين بايوسايد اغلب پلي ساکارريد تراوش مي کنند که اين پلي ساکاريدها باعث تشکيل بايو فيلم و محافظت از خودشان مي شوند. در بخش آب خام با توجه به تزريق پيوسته کلر اين توجيه قابل پذيرش است که كلر به هنگام تزريق در ورودي مخزن آب خام با تركيبات شبيه به هيوميک واكنش كرده و آنها را به مواد غذايي قابل هضم بيولوژيكي ( يعني تركيبات آلي قابل جذب با AOC ) تبديل مي كند كه براي باكتري ها قابل دسترسي مي باشد و به تكثير آنها در قسمت كلر زدايي شده واحد اسمز معکوس(هدر اصلي خوراك بلوك ها) كمك مي كند. از طرفي پاره شدن ديواره سلول باکتريها باعث آزاد شدن پلي ساکاريد  مي گردد که همانند صمغ عمل کرده و باعث گرفتگي مي شود.] 5[ دراين تحقيق متاسفانه بدليل عدم امکان تست AOC در منطقه اين آزمون انجام نگرديد و تنها به نتايج بدست آمده در تحقيقات انجام شده در ساير کشورها استناد گرديد. بررسي نتايج نشان داد كه در 11 ماه از سال، ميزان حداقل كلر به صفر رسيده و اين در حالي است كه در تمامي ماههاي سال ميزان ميانگين كلر در pH هاي قليايي 2/8 به بالا است كه درصد پايين اثر انتشار HOCl را نشان مي دهد. همانطور كه در قبل هم اشاره شد بدليل دخالت pH در توزيع ميزان HOCL و ClO - ، اين فاكتور در گند زدايي كلر تاثير گذار مي باشد و در جايي كه به دليل كنترل خوردگي pH  بالا مي باشد اهميت بيشتري دارد چرا كه براي تامين شرايط تاثير مناسب كلر در اينpH  مي بايست ميزان كلر تزريقي را افزايش داد. استفاده از هيپوكلريتها، pH  آب را به سرعت افزايش مي دهد. [5]

در مرحله بعد نتايج آب تصفيه شده در بخش پيش تصفيه مورد ارزيابي قرار گرفته شد و پارامترهاي شيميايي با شاخص حجمي لجن SDI)) بعنوان شاخص گرفتگي مقايسه گرديد  و نتايج جدول 1 بدست آمد.

جدول 1-  بررسي رابطه بين شاخص حجمي لجن و پارامترهاي شيميايي

مقدار درصد  لجن

ته نشين شده

سختي کل

(ppm)

قابليت هدايت الکتريکي

(µs/cm)

 

43/24

41/251

1336

ميانگين

30

324

1698

حداکثر

10

210

1102

حداقل

16/4

53/24

78/129

انحراف معيار

0318/0

119/0

093/0

ضريب همبستگي خطي SDI با پارامترهاي شيميايي

بررسي نتايج رابطه بين شاخص حجمي لجن و سختي کل، قابليت هدايت الکتريکي و درصد لجن ته نشين شده در زلال ساز ها  با توجه به ضريب همبستگي پايين نشان مي دهد که رابطه اي بين پارامترهاي ذکر شده با يکديگر وجود ندارد و يا اينکه بدليل انجام آزمونهاي فوق در مقياس واقعي و عدم امکان ثابت نگه داشتن پارمترهاي ديگر و متغير کردن يک پارامتر يافتن رابطه منطقي مابين پارامترهاي مذکور امکان پذير نمي باشد. همچنين  در بخش بعدي بررسي وضعيت صافي هاي شني تحت فشار نشان داد که ايجاد جريان نا آرام در فيلتر باعث ايجاد جريانهاي گردابي در صافي مي شود و در نتيجه باعث کاناليزه شدن صافي شده که اين پديده مي تواند باعث افزايش کدورت و افزايش اندازه ذرات خروجي از صافي گردد. افزايش اندازه ذرات و افزايش کدورت آب خروجي از صافي مي تواند همچون سپري براي ميکرواورگانيزمها در برابر گندزدايي قرار گيرد. در بخش مبدلهاي حرارتي شواهد نشانگر اين موضوع بود که از خروجي مبدلهاي حرارتي تا ورودي صافي هاي فشنگي بدليل عدم رنگ آميزي مناسب و ايجاد خوردگي و احتمال رشد باکتريهاي آهن( که باعث توليد اکسيد آهن شده و بصورت نامحلول مي باشد و به سرعت باعث گرفتگي صافيهاي فشنگي و غشاءهاي  اسمز معکوس مي شود) وجود دارد. اين باکتريها زير پوشش اکسيد آهن در جداره مخازن يا لوله ها فعاليت مي نمايند. باکتريها در زير اين پوشش، ابتدا اسيدهائي که قادر به حل آهن مي باشند را دفع نموده آنگاه آهن را اکسيد  مي نمايد. با گذشت زمان اين باکتريها در جداره هاي کربن استيل يا فولاد ضد زنگ خوردگي شديد بوجود مي آورند. همچنين نتيجه شمارش ذرات معلق بعد از صافي فشنگي و مقايسه آن با نتيجه قبل از صافي منطقي به نظرنرسيد، چراکه تعداد ذرات بعد از صافي افزايش مي يابد و راندمان صافي کاهش مي يابد. با فرض بر اينکه صافيها درست کار نمي کنند يا اشکالي در سيستم جايگاه وجود داشته و قسمتي از آب بدون عبور از صافي وارد مدار مي شود هم نمي تواند ذرات خروجي از ورودي بيشتر باشد. دومين فرضيه، آزاد شدن پرز از صافيها مي باشد که با توجه به ابعاد پرزها که بالاي 30 ميکرون مي باشند و اين ذرات بين 1 تا15 ميکرون مي باشد اين فرضيه نيز مردود به نظر مي رسد. جهت حصول اطمينان از صحت آزمايش تمام مراحل نمونه گيري و آزمون مجدد با دقت بيشتري انجام گرفت ولي مجدداً همان نتايج تکرار گرديد. تنها فرضيه ممکن که نياز به بررسي بيشتري دارد احتمال گسستگي لايه بيولوژيکي تشکيل شده بر روي سطح صافي و عبور اين ذرات از نقاطي که آب بندي نشده و يا بدليل پاره گي صافي از نقاط لبه تيز سيستم جايگاه  از صافي عبور مي کنند. ضمن اينکه احتمال تبديل صافي فشنگي به يک صافي بيولوژيکي نيز وجود دارد. در بخش ورودي به سيستم اسمز معكوس مشخص گرديد افزايش اندازه ذرات در ورودي اولين بلوک مي باشد، که اين مسئله با توجه به آزمونهاي ميکروبي انجام شده و مشاهدات چشمي از لاين هدر اصلي خوراک بلوکهاي اسمز معکوس بيانگر رشد لايه بيولوژيکي در لاين اصلي خوراک بلوکهاي اسمز معکوس و کنده شدن ذرات در طول مسير مي باشد. كنده شدن ذرات باعث تجمع در المنت هاي اسمز معكوس و تشديد گرفتگي بيولوژيكي در درون بلوكها مي شود.

در مرحله بعد با استفاده از برنامه نرمالاسيون اسمز معكوس برروي سه بلوك كه که بطور تصادفي انتخاب شده است بررسي انجام و نتايج جدول 2 بدست آمد

 

جدول 2- نتايج نرمالاسيون 3 بلوک C)- (A - B

مقدار فشار

ورودي نرمال شده

مقداردفع نمک

نرمال شده

مقدار فلو

نرمال شده

PΔ مرحله دوم

PΔ مرحله اول

 

افزايشي↑

کاهشي ↓

کاهشي ↓↓

افزايشي↑

افزايشي↑↑

بلوکA

افزايشي↑

کاهشي ↓

کاهشي ↓↓

افزايشي↑

افزايشي↑↑

بلوکB

افزايشي↑

کاهشي ↓

کاهشي ↓↓

افزايشي↑

افزايشي↑↑

بلوکC

نتايج بيانگر کاهش آشکار و عمده جريان آب محصول مي باشد که اين امر ناشي از اثر تجمع لايه بيولوژيکي که مانع نفوذ مي شود، مي باشد. منابع ديگر نيز کاهش جريان را نشانه گرفتگي بيولوژيکي گزارشکرده اند.]6[ نتايج جدول2 بيانگر افزايش اختلاف فشار در مرحله اول و دوم  مي باشد که البته سير صعودي در مرحله اول بسيار شديدتر از مرحله دوم است. که اين نيز از نشانه هاي گرفتگي بيولوژيكي در بلوکهاي اسمز معكوس مي باشد. افزايش تدريجي مقاومت اصطکاکي جريان آب مماس بر سطح غشاء، موجب افزايش اختلاف فشار آب خوراک و دوريز مي شود. در مرحله بعد يک المنت غشاء به قسمت سرويس غشايي شرکت NALCO ارسال گرديد و نتايج مهمي بدست آمد. نتايج نشان مي داد که سطح غشاء با يک رسوب ژلاتيني قهوه اي نرم گرفته شده است که بيشتر آن بر روي دهنه ورودي بوده است و اين لايه رسوب به آساني با خراشيدن سطح غشاء قابل حذف بود. دانسيته رسوب بيولوژيکي mg/cm2 49/0 برآورد شد. ترکيب لايه رسوب بيشتر آلي بوده و مقدار کمي مواد غير آلي مثل سولفور، سيليکا، آهن و فسفر نيز موجود بود. نتايج همچنين بيانگر آن بود که نرخ فلاکس پرميت غشاء بزرگتر از مقدار طراحي ودفع نمک آن کمي پايينتر از مقدار طراحي آمده. (5/98%) اين نتايج نشان داد

1: گرفتگي بيولوژيكي (بايو فولينگ ) و رشد ميکروبي يکي از فاکتور هاي اصلي مي باشد که مستقيماً در کاهش فلاکس و افزايش عبور نمک تاثير گذار است

2: آزمونهاي شستشو نشانگر آن بود که روشهاي شستشو فعلي جوابگو حذف اين لايه بيولوژيکي نيست.

3: نتايج ميکروبيولوژيکي تعداد باکتري بالايي رانشان مي داد که بيانگر بايو فولينگ غشاء بود. آناليز مادون قرمز بيانگر حضور پروتئين ها و کربو هيدراتها بودند.

4: چنانچه بايو فيلم در دانسيته (ضخامت) اجازه يابد تا افزايش يابد آنگاه حذف آن از روي سطح غشاء بدليل طبيعت آن مشکل خواهد بود همچنين شاهد کاهش اثر بخشي شستشو شيميايي در بايو فيلم هاي بالغ خواهيم بود.

4-نتيجه گيري 

4-1- علل گرفتگي

در بخش آب خام با توجه به تزريق پيوسته کلر اين توجيه قابل پذيرش است که كلر به هنگام تزريق در مدخل آب خام با تركيبات شبيه به هيوميک واكنش كرده و آنها را به مواد غذايي قابل هضم بيولوژيكي ( يعني تركيبات آلي قابل جذب با AOC ) تبديل مي كند كه براي باكتري ها قابل دسترسي مي باشد و به تكثير آنها در قسمت كلر زدايي شده واحد اسمز معکوس كمك مي كند. از طرفي پاره شدن ديواره سلول باکتريها باعث آزاد شدن پلي ساکاريد مي گردد که همانند صمغ عمل کرده و باعث گرفتگي مي شود. پس از آن مي توان به عدم برنامه شستشوي معكوس مناسب براي صافي هاي شني ثقلي اشاره كرد در اين صافي ها بدليل عدم شستشو به موقع احتمال تبديل صافي شني به بايو راكتور بسيار زياد مي باشد. در بخش پيش تصفيه سيستم اسمز معكوس عدم كارآيي فيلترهاي شني تحت فشار و كاناليزه شدن بستر فيلتر از عوامل مهم بدليل افزايش كدورت و عدم گندزدايي مناسب مي باشد. بررسي ها نشان داد كه لاين هدر اصلي خوراك بلوكهاي اسمز معكوس شديداً دچار گرفتگي بيولوژيكي گرديده و با توجه به مدت زمان محدود جهت از سرويس خارج كردن واحد و عدم سرعت لازم در زمان شستشو و فلاشينگ (flushing) تمامي روش هاي شستشو مناسب نبوده و لايه بايو فيلم در جاي خود باقي مي ماند و به مرور باعث تشديد گرفتگي بيولوژيكي در بالا دست كه همان المنتهاي اسمز معكوس مي باشد، خواهد شد.  بررسي نتايج بيانگر متفاوت بودن ميزان گرفتگي بر روي سطح غشاء بوده است و المنتهاي ابتدايي در ظروف تحت فشار  بيشترين تخريب را دارند و از ابتدا به انتها سير تخريبي کاهش مي يابد.

4-2- روش کنترل گرفتگي بيولوژيكي

مؤثرترين كنترل بيولوژيكي وقتي حاصل مي شود كه از كلوني شدن يا تكثير يا خته اي نمونه هاي ميكروبيولوژيكي در سيستم غشاء‌ ممانعت به عمل آيد . يك سيستم غشاء‌ شامل همه اجزاء واحد از ورودي آب خام تا تانك ذخيره سازي محصول اسمز معکوس را شامل مي شود. رشد فراوان (مؤثر و پربار) مي تواند به صورت هر نوع افزايش نسبي در غلظت اجزاء آلي داراي قابليت ادامه حيات (زنده ماندني ) با اهميت درجه يك يا بيشتر در طول يك دوره 24 ساعته يا كمتر بيان شود. اين نکته حائز اهميت است كه به محض اينكه رشد شروع شود نرخ افزايش غلظت با زمان به صورت لگاريتمي تغيير مي كند. كنترل بيولوژيكي تقريباً هميشه با اجزاء سيستم ضد عفوني مؤثر مترادف مي باشد. تأثير ضد عفوني به پارامترهاي زير بستگي دارد :

نوع و ميزان فعاليت بيولوژيكي در سيستم ، نوع ضد عفوني كننده مورد استفاده ( يعني كلر ، دي اكسيد كلر ، ازن ، UV و غيره ) ، غلضت ضد عفوني كننده، مقدار ضد عفوني كننده ، زمان تماس ضد عفوني كننده با آب ،PH  آب تصفيه شده (با ضد عفوني كننده شيميايي) ، غلظت تركيبات آلي در آب، غلظت تركيبات غير آلي از قبيل سولفيد هيدروژن و سولفيد آهن و ديگر تركيبات قابل اكسيد شدن در آب

بسته به اينكه گرفتگي بيولوژيكي در سيستم بروز كرده باشد يا فقط پتانسيل تبديل به يك مشكل را داشته باشد يك ضد عفوني كننده از قبيل بيواستات Biostat ( يعني ممانعت كننده از رشد ) يا بايوسايد Biocide ( يعني كشنده رشد ) مي تواند مؤثر باشد. به عنوان يك بايوسايد ( كشنده بيولوژيكي) ماده ضد عفوني كننده معمولاً اغلب اوقات و با غلظت هايي بيش از غلظت شرايط بيواستاتيك Bioastatic مورد استفاده قرار مي گيرد .

استفاده از تغذيه ناگهاني و متناوب از كلر ، مخصوصاً در مدخل خوراك ، لوله ها، فيلتر ها و تانك ها در سيستم هايي كه پتانسيل براي گرفتگي بيولوژيكي در حد معقولي بالا است، تقريباً اجتناب ناپذير است. فراواني و غلظت تغذيه ناگهاني ممكن است از يك سيستم به سيستم ديگر و بسته به شرايط آب و ديگر پارامترهاي مخصوص محل، تغيير كند. به هر حال در بسياري از موارد در جايي كه ضد عفوني مؤثر مورد نياز است، كلر ( يا به صورت گاز و يا به شكل هيپوكلريت) نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد. اغلب غشاهاي پليمري موجود در بازار به دليل قدرت فوق العاده اكسيد كنندگي كلر بر ساختار سطح غشاء نسبت به آن حساسيت دارند . علاوه بر اين غشاهاي حلزوني مركب از لايه هاي نازك نيز به تركيبات كلرينه شده( كلر دار شده ) خاص كه ممكن است در آب تصفيه شده تشكيل شوند حساسيت دارند. اين امر پيش تصفيه بيشتر را كه شامل فيلتراسيون به وسيله كربن فعال شده  يا افزايش سديم بي سولفيت اضافي در نقطه كلر زدائي (50-60 ppm) در بعضي موارد (برخلاف 5-10 ppm  نمونه براي جداسازي كلر ) مي باشد الزامي مي سازد. علاوبر اين، تئوري قادر به تشريح علت گرفتگي بيولوژيكي شديد رخ داده در بسياري از واحدها ي آب كه در آنها آب كمتر از 2ppm از اسيد هاي  هيوميک را دارد، نمي باشد. در واقع در واحدهايي كه كلرزني ناگهاني بطور مرتب انجام مي گيرد، مانند واحدهايي كه در آنها كلر زني پيوسته انجام مي گيرد گرفتگي بيولوژيكي نيز هرگز مشاهده نشده است. واقعيت اين است كه كلوني هاي باكتريايي قبل از ورود كلر ( كلر تزريقي) به آب تازه رشد كرده و مواد  هيوميک را تجزيه مي كنند. هچنين تحقيقات نشان داده است كه تركيبات اسيد هيوميک مخصوصاً در حالتي كه با ميزان بالا  50-60  ppmدر آب خام وجود دارند فقط وقتي با پلي الكتروليت ها واكنش مي دهند ، باعث گرفتگي بيولوژيكي مي شوند. [7]

5- پيشنهادات          

به منظور حفظ يا حداقل سازي هر نوع پتانسيل گرفتگي بيولوژيكي عمده در سيستم اسمز معکوس پتروشيمي فجر، پيشنهادات علمي زير توصيه مي شود:

از نظر ميکروبيولوژي آبگير هاي مناطق جنوبي کارون داراي آلودگي هاي بيشتر از حد مجاز استاندارد هاي بين المللي است. [8] بنابراين پيشنهاد مي گردد در ايستگاه کوت امير و ايستگاههاي مرغزار و سربندر جهت کنترل بيولوژيکي کلر زني به صورت دوره اي اجرا گردد و هنگام لايروبي کانال انتقال باهماهنگي شرکت پتروشيمي فجر ميزان تزريق کلر بالاتر از حد تزريق صورت پذيرد. همچنين براي حفاظت کيفي از رودخانه کارون، کنترل پسابهاي صنعتي ، کشاورزي و شهري به اشکال مختلف از جمله تاسيس و استقرار سيستم هاي تصفيه فاضلاب  و بازيافت آب براي پسابهاي صنعتي و شهري، افزايش راندمان آبياري و همچنين بکار گيري روشهاي پيشرفته آبياري به منظور کاهش آب برگشتي حاوي آلاينده هاي کشاورزي و دفع آن بخش از پسابهاي بسيار شور کشاورزي به مکان مناسب ديگر نظير حوضچه هاي تبخيري بطور جدي نياز مي باشد

در ماه هاي گرم و زمان شكوفه دهي جلبك ها ، سيستمهاي خوراك ( آب خام و آب پيش تصفيه شده) ماده ضد عفوني كننده را بالاتر از حد (بصورت ناپيوسته) تزريق شود‌.

از ايزوله کردن تانکهاي ذخيره سازي جداً خوداري شود. آب راکد شرايط رشد ميکرواورگانيزمها را تشديد مي کند.

در زمان انجام تعميرات بر روي صافي هاي شني ثقلي، صافي هاي فشنگي و يا صافي هاي تحت فشار DMF تدابير بيولوژيکي در نظر گرفته شود.

در حين شستشوي معكوس فيلتر هاي DMF، آنهارا بصورت دوره اي تا حد mg/lit 100  كلر زني کرده تا يك شوك بيواستاتيكي براي جلوگيري از كلونيزه شدن مهيا شود.

از نگهداري هريک از صافيهاي ثقلي، DMF و صافي فشنگي در حالت آماده به سرويس خوداري شود و در صورت نياز به اين کار آن را با    mg/lit 100 كلر رها كرده و تا زمان آمادگي براي سرويس آن را خشك نكرده.

اجراي نصب تايمر زماني شستشوي معکوس برروي سيستم صافي هاي شني ثقلي

تمهيدات اضطراري براي جدا سازي لاين خوراک بلوکهاي اسمز معکوس  به صورت كنار – گذر كه مي بايست قبل از اينكه شروع به تأثير گذاري بر روي ساير اجزاء نمايد و سيستم دچار گرفتگي بيولوژيكي شود را طراحي و در سيستم گنجانيد. به هر حال در چنين مواردي روش ارجح از كار انداختن كل واحد تا زمان رفع مشكل مي باشد، اما ممكن است بدليل عدم امکان توقف توليد گاهي اوقات انجام چنين كاري عملي يا ممكن نباشد.

به منظور نظارت كنترل شده فعاليت هاي بيولوژيكي از کوپنهاي بيولوژيکي استفاده شود.

هرگز بيشتر از چند ساعت سيستم پيش تصفيه واحد را بدون ضد عفوني صحيح ، در خلال پريودهاي از توقف واحد به حال خود رها نكرده زيرا  هيچ چيزي بدتر از آب راكد ته نشين شده در لوله ها و صافي ها بدون ضد عفوني مناسب و پيوسته   براي تشديد رشد بيولوژيکي نمي باشد .

استفاده از پليمر هاي غير يوني  و يا آنيوني در سيستم آبگيري لجن

صافي هاي فشنگي را بجز در مواردي كه واقعاً نياز باشد ( آن هم فقط به صورت موقتي ) تميز و مورد  استفاده قرار نگيرد. همواره آنها را با صافي  نو ساخته شده از موادي كه از لحاظ بيولوژيكي فساد ناپذيرند از قبيل پروپيلن ( و نه مواد سلولزي ) جايگزين گردد .

دستگاه ORP (يا پتانسيومترهاي اكسيداسيون – احياء) براي بازرسي ها پس مانده كلر و بي سولفيت سديم بطور دوره اي کاليبره گردد.

وقتي كه سيستم از كار انداخته مي شود دستگاه هاي اسمز معکوس را بدون ضد عفوني كردن غشاء  بيش از 24 ساعت رها نکرده و غشاها را با محلولي از حد اقل 2%  بي سولفيت سديم 18% گليسيرين نگهداري کرده. مرتباً براي تعيين غلظت تشكيل دهنده ها و نيز pH ، محلول بهداشتي كننده را نمونه برداري و بررسي کرده و در صورت نياز آن را با محلول تازه عوض شود.

مرتباً همه مواد شيميايي و مجاري تزريق مواد شيميايي را براي آلودگي بيولوژيكي‌ بررسي شوند. نصب دستگاه uv قبل از محل تزريق ضد رسوب و سديم بي سولفيت مي تواند از احتمال آلودگي از طريق تزريق مواد شيميايي جلوگيري کند.

هر وقت كه يك صافي تحت فشار، يك صافي فشنگي  يا هر قسمت ديگري از سيستم باز است، براي يافتن آثار لايه بيولوژيكي، توده جلبك ها ، بوي لجن گرفتگي و غيره، مورد بازرسي قرار گيرد.

 مي توان با استفاده از سديم بي سولفيت يا متا بي سولفيت به ميزانppm 500-1000 به مدت 30 دقيقه بصورت ناگهاني و فاصله زماني هر تزريق ناگهاني ، 24 ساعت شوك بيولوژيكي به سيستم وارد كرد . متا بي سولفيت بر روي باکتريهاي هوازي موثر است.[ 9]

استفاده از بايوسايدهاي موثر غير اکسيد کننده و سازگار با غشاءهاي پلي آميد و تزريق بصورت پيوسته. [9]

جداکردن سيستم تصفيه آب آشاميدن از آب اسمز معکوس جهت امكان تزريق بايوسايد.

نصب بافل جهت جلوگيري از کاناليزه شدن صافي هاي شني تحت فشار  با هدف ايجاد جريان آرام  و جلوگيري از كاناليزه شدن آب

 

تشكر و قدرداني

در پايان از رهنمود ها و زحمات استاد ارجمندم جناب پرفسور مدائني و دوست گرامي جناب دكتر قاسم پناه صميمانه تشكر و قدرداني مي نمايم.

 

منابع:

1) Byrene, W, 2002, Reverse osmosis a practical guide for industrial users.

2) Winters, H., 1987, Control of organic fouling at Two Sea Water reverse osmosis plant, Desalination, 79, 319-325

3) APHA, AWWA, WEF.1998.Standard method for the examination of water and wastewater -20th Edition

4) VA TECH WABAG, 2002, WTP operation manual, G 01~05.

5) نفری، م. 1382 ، بررسی ضد عفونی آبهای آشامیدنی بهداشتی و صنعتی. انتشارات سر سبز

6) Vrouwenvelder, J.S, 2002, Diagnosis of fouling problems of NF and RO membrane installations by a quick scan, Desalination 153, 121-124

7) Winters, H., 1987, Control of organic fouling at Two Sea Water reverse osmosis plant, Desalination, 79, 319-325

8) مرعشی ، ش، 1383 ،بررسی عوامل باکتریایی و انگلی در آبگیرهای آب شرب مناطق جنوبی کارون (بازه شهرستان اهواز). پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز.

9) توزی، ف ،1380 ، سیمنار تخصصی آب ، شرکت BETZ- DEARBORN ، کشور ایتالیا

 

مديريت پسماند هاي بيمارستاني در بيمارستان صنايع پتروشيمي بندر ماهشهر

مديريت پسماند هاي بيمارستاني در بيمارستان صنايع پتروشيمي بندر ماهشهر

مهرداد افشار : كارشناس ارشد محيط زيست پتروشيمي فجر

Fpcafshar@yahoo.com

 لادن آقايي  كارشناس محيط زيست پتروشيمي فجر

Ladan.shariat@yahoo.com

چكيده

روش مطالعه در اين پروژه توصيفی- مقطعی می باشد. بدين صورت که ابتدا پرسشنامه بررسی وضعيت جمع آوری، نگهداری و دفع زباله در بيمارستان تهيه و سپس با مراجعه حضوری به بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت در بندر ماهشهر و بازديد از بخشها و جايگاه موقت زباله، نسبت به تکميل اين پرسشنامه اقدام گرديد. لازم به توضيح است که پرسشنامه مذکور در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوين شده بود. اين پرسشنامه حاوی سؤالاتی نظير: تعداد بخشها و تخت های بيمارستانی و تعداد افرادی که در امر جمع آوری و حمل زباله فعاليت می کنند و غيره می باشد. سؤالات ديگری در زمينه ميزان زباله های توليدی بر حسب کيلوگرم در روز و وضعيت جمع آوری، نگهداری و دفع زباله های بيمارستانی بود. در مورد توزين انواع زباله ها در بيمارستان صنايع پتروشيمی با همکاری مديريت محترم بيمارستان، نسبت به توزين زباله های در اين بيمارستان با استفاده از وسيلۀ باسکول اقدام و در پرسشنامه ثبت گرديد. سپس نتايج اين پروژه که از اطلاعات موجود در پرسشنامه استخراج گرديده مورد برسي قرار گرفته است و با کارهای مشابه مقایسه گردید

 کلمات کليدي:

بيمارستان ، پسماند بيمارستان ، دستگاه ميكرويو ، صنايع پتروشيمي .

1- مقدمه

  زائدات بيمارستانها ويژگيهای خاصی نسبت به ساير مواد زائد اماکن و مؤسسات شهری دارد.زباله های بيمارستانی به علت اهميت بهداشتی، از نظر نوع و نحوۀ جمع آوری به دو قسمت مهم تقسيم می شوند: قسمت اول شامل مواد زائد حاصل از اتاقهای عمل و مراکز پاتولوژی و ديگر اماکني است که به نحوی با بيماران، داروها و آزمايشگاههای طبی و غيره سروکار دارند، در اين قسمت مشخصاً زباله های آلودۀ بيمارستانی مورد نظر است که در طبقه بندی مواد سمی و خطرناک به حساب می آيند. قسمت دوم زباله های معمولی(شبه خانگی) هستند که اگر با زباله های بيمارستانی مخلوط نشوند، مسأله خاصی ندارند و می توانند به وسيلۀ شبکۀ عمومی دفع زباله های شهری دفع شوند‌‌[1]. زباله های مربوط به بيمارستان بايد با کمال دقت و به طور ويژه ای در کيسه های پلاستيکی مطمئن بسته بندی شود و در زباله دان های سر بسته ای که پس از تخليه حتماً ضد عفونی می شوند، جمع آوری گردند. براساس قانون و طبق تصميمات متخذه در مجامع بين المللی، همۀ بيمارستانها موظفند با استفاده از دستگاههای زباله سوز يا وسايل ديگری که مورد تأييد مقامات بهداشتی محل باشد، نسبت به امحاء زبالۀ خويش اقدام کنند. بنابراين، زباله های بيمارستانی بايد با توجه خاص جمع آوری شوند و تا هنگام سوزاندن با اطمينان خاطر و دور از هرگونه پراکندگی و انتشار در محيط و آلودگی حفظ و حراست گردند تا قسمت هايی از آن که قابل احتراق باشند، در دستگاههای زباله سوز بيمارستانی سوزانده شوند و بقيه براساس نظر مقامات بهداشتی کشور به نحو مناسب به خارج از بيمارستان حمل و با ملاحظات ويژه معدوم گردند[2].

در طی سالهای اخير مسئله عفونت بيمارستانی و آلودگی کارکنان مراکز درمانی به باکتريها، ويروسها، قارچها و همچنين خطرات ناشی از ويروس هپاتيتB وHIV يکی از مسايل عمده مورد توجه سازمانهای بين المللی به ويژه سازمان بهداشت جهانی قرار گرفته است. بسياری از اين آلودگی ها اگر به درستی شناخته شوند قابل پيشگيری است زيرا بررسی های دقيق علمی نشان داده است که قسمت اعظم اين عفونتهای ايجاد شده به علت بی دقتی و سهل انگاری در نگهداری، حمل و نقل و نوع مواد زائد بوجودآمده است. از آنجائی که هيچ آزمايشی در دسترس نيست تا بتوان زباله عفونی راتشخيص داد، مراکز و سازمان های مسئول، زباله را زمانی عفونی تلقی می کنند که مظنون به داشتن پاتوژنها در حدی باشد که باعث ايجاد بيماری شود. مرکز پيشگيری و کنترل بيماری(CDC) پنج نوع زباله بيمارستانی راعفونی تلقی می کند: زباله های ميکروبيولوژيک، پاتولوژيک، لاشۀ حيوانات آلوده، خون و اشياء نوک تيز. سازمان حفاظت از محيط زيست آمریکا(EPA) علاوه بر پنج نوع زباله فوق، زباله حاصل از جداسازی بيمار مبتلا به امراض مسری را نيز عفونی در نظر می گيرد.

بر حسب تعريف  CDCحدود 6% زباله های بيمارستانی، عفونی محسوب می شوند.ولی براساس ساير تعاریف 45% آنها عفونی هستند[3].

طبق تحقيقات بعمل آمده از دانشگاه ويرجينيا در آمريکا، مشخص گرديد که اگرچه تعداد ميکروبهای موجود در زباله های شهری بيشتر از بيمارستانی است اما در داخل زباله های بيمارستانی انواع زيادتری از باکتريها و ويروسهای خطرناک يافت می شود.

از مخاطرات ديگر زباله های بيمارستانی، وجود اشيای نوک تيز و برنده مثل: تيغ های جراحی و سرنگ های تزريقی است که از لحاظ ايمنی شغلی و بهداشت حرفه ای کارگران مسئول جمع آوری مواد زائد بيمارستانی و نيز ساير کارکنان درمانی بيمارستان بسيار مهم است. بنابراين مواد زائد بيمارستانی درصورتی که با شيوه های صحيح علمی جمع آوری، حمل و دفع نگردند، برای افراد شاغل در امر اجتماع نيز بسيار مخاطره آميز خواهد بود، به طوری که انجام يک بررسی جامع در زمينه وضعيت توليد، جمع آوری و حمل و نقل زباله در سطح کليه بيمارستانهای کشور ضروری به نظر می رسد[4].

يکی از مهمترین اصل برنامه ريزی و مديريت زباله در بيمارستان ها، برآورد نرخ توليد، حجم و چگالی زباله توليدی می باشد. برآورد مقدار زباله توليدی و ساير پارامترهای زباله به طراحان بيمارستانها، مسئولين زيربط مراکز درمانی و دست اندرکاران خدمات شهری اين امکان را می دهد که بر مبنای اطلاعات و آمار موجود بتوانند خط مشی کلی، وسائل و تجهيزات مورد نياز، نيروی انسانی و هزينه های مربوطه را برآورد و برنامه ريزی نمايند. لذا اين پروژه با هدف روشن شدن وضعيت بهداشتی هر يک از مراحل جمع آوری، نگهداری و دفع پسماندهای پزشکی و همچنين تخمين ميزان وزن و حجم زباله توليدی در بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت صورت گرفت.

2- كليات

زباله های بیمارستانی شامل موادی هستند که با توجه به نوع کار و وظیفه در هر بخش بیمارستانی، متفاوت می‌باشند. مثلاً زباله بخش عفونی یا اطاق عمل، با مواد زاید آزمایشگاه یا بخش رادیولوژی، تفاوت محسوسی دارد و طبق یک بررسی، زباله بخش‌های مختلف بیمارستان‌ها به هفت گروه تقسیم می‌شوند:

2-1- زباله های معمولی بیمارستان

عموماً شامل زباله های مربوط به بسته بندی مواد و دیگر زباله های پرسنل شاغل در بیمارستان و خوابگاه های آن‌هاست.

2-2 ـزباله های پاتولوژیکی:

شامل بافت‌ها، ارگان‌ها، قسمت‌های مختلف بدن، پنبه های آغشته به خون و چرک و مواد دفعی بدن همچون نمونه های مدفوع و ادرار و غیره جزو این گروه از مواد زاید، محسوب می‌شوند.

2-3 ـ مواد زاید رادیواکتیو:

شامل جامدات، مایعات و گازها بوده و در برخی از بخش‌ها و آزمایشگاه های بیمارستان‌ها وجود دارند که جمع آوری و دفع آن‌ها دارای خصوصیات ویژه ای است.

2-4 ـ مواد زاید شیمیایی:

شامل جامدات، مایعات و گازهای زاید می‌باشد که به وفور در بیمارستان‌ها وجود دارد، در بخش‌های تشخیص و آزمایشگاه ها ماحصل نظافت و ضدعفونی بیمارستان، وسایل و ابزار تنظیف و ضدعفونی به انضمام داروها و وسایل دور ریختنی اطاق عمل بخش دیگری از این فضولات را تشکیل می‌دهند. مواد زاید شیمیایی ممکن است خطرناک باشند. فضولات شیمیایی خطرناک در سه بخش زیر، طبقه بندی می‌شوند:

2-4-1-فضولات سمی

 این فضولات با PH کمتر از 2 (به شکل اسیدی) و بالاتر از 12 (به حالت قلیایی) در زباله های بیمارستانی وجود دارند. بخشی از داروهای اضافی و یا فاسد شده، جزو اینگونه فضولات به حساب می‌آیند

2-4-2-مواد قابل احتراق

 شامل ترکیبات جامد، مایع و گازی شکل

2-4-3-مواد واکنش دهنده و موثر:

 در سایر فضولات که تا حدودی در زباله های بیمارستانی، قابل تشخیص هستند.

از فضولات شیمیایی بی‌خطر می‌توان قندها، اسیدهای آمینه و برخی از نمک‌های آلی و معدنی را نام برد. اسیدهای آمینه و نمک‌های شیمیایی نظیر نمک‌های سدیم، منیزیم، کلسیم، اسید لاکتیک، انواع اکسیدها، کربنات‌ها، سولفات‌ها و فسفات‌ها قسمتی از مواد زاید شیمیایی هستند.

2-4-4 ـ مواد زاید عفونی:

این مواد، شامل جِرم‌های پاتوژن در غلظت‌های مختلف هستند که می‌توانند به سادگی منجربه بیماری شوند. منشاء آن‌ها ممکن است پس‌مانده های آزمایشگاهی، جراحی و اتوپسی بیماران عفونی باشد. وسایل آغشته به جرم‌های عفونی در بیمارستان، شامل دستکش، وسایل جراحی، روپوش، لباس‌های بلند جراحی، ملحفه و غیره است. این زباله ها تقریباً 10% کل زباله های بیمارستانی را تشکیل می‌دهند. از وسایل جراحی سرنگ‌ها، اره های جراحی، شیشه های شکسته، کاردهای کوچک جراحی و غیره را می‌توان در یک دسته بندی خاص منظور کرد.

2-4-5 ـ مواد زاید دارویی:

شامل داروهای پس مانده، محصولات جانبی درمان و داروهای فاسد شده یا مواد شیمیایی هستند که تا حدود زیادی در زباله های بیمارستانی وجود دارد.

 

3- مواد و روشها:

روش مطالعه در اين پروژه توصيفی- مقطعی می باشد. بدين صورت که ابتدا پرسشنامه بررسی وضعيت جمع آوری، نگهداری و دفع زباله در بيمارستان تهيه و سپس با مراجعه حضوری به بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت و بازديد از بخشها و جايگاه موقت زباله، نسبت به تکميل اين پرسشنامه اقدام گرديد. لازم به توضيح است که پرسشنامه مذکور در دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوين شده بود. اين پرسشنامه حاوی سؤالاتی نظير: تعداد بخشها و تخت های بيمارستانی و تعداد افرادی که در امر جمع آوری و حمل زباله فعاليت می کنند و غيره می باشد. سؤالات ديگری در زمينه ميزان زباله های توليدی بر حسب کيلوگرم در روز و وضعيت جمع آوری، نگهداری و دفع زباله های بيمارستانی بود. در مورد توزين انواع زباله ها در بيمارستان صنايع پتروشيمی با همکاری مديريت محترم بيمارستان، نسبت به توزين زباله های در اين بيمارستان با استفاده از وسيلۀ باسکول ترازو در محل جایگاه موقت اقدام و در پرسشنامه ثبت گرديد.

4- نتايج:

هر بخش بيمارستان، زباله ها را به سه قسمت معمولی، عفونی، تيز و برنده تفکيک می کند و تحويل مسؤل حمل زباله داده می شود. زباله های عفونی در ظرفهای مخصوص آبی رنگ با در زرد رنگ و کيسه مشکی نسوز(که از کارخانهMETEKA  فرستاده شده است) حمل شده و با ظرف در دستگاه ميکروويو قرار می گيرند و پس از ضد عفونی شدن، کيسه ها بر چسب خورده و در کنار زباله های معمولی قرار داده می شوند

 زباله های عفونی که در ظرفهای مخصوص ریخته شده اند توسط یک گاری چرخدار از بخشهای مختلف جمع آوری شده وبه محل دستگاه میکروویو برده می شود. مسئول دستگاه بار دیگر زباله های عفونی را چک کرده تا سوزن و یا اشیاء تیز و برنده درون زباله ها نباشد. زیرا دستگاه نسبت به فلز حساس است. سپس زباله ها در سطلها ریخته و با ظرف درون دستگاه قرار می دهد. درون دستگاه به زباله 2 لیتر آب و 20 سی سی محلول خوشبو کننده افزوده می شود و در مدت 40 دقیقه با حرارت 100 درجه سانتی گراد زباله ها ضد عفونی می گردد. سپس زباله ها برچسب خورده و به جایگاه موقت منتقل می شوند.  زباله های معمولی در ظرفهای چرخدار جمع آوری و به جایگاه موقت منتقل می شود. در جایگاه موقت زباله های عفونی و معمولی بصورت مخلوط هستند . زیرا زباله های عفونی پس از بیرون آیرون آوردن از دستگاه مانند زباله های معمولی می باشند.

در اين بيمارستان به جهت رعايت بهداشت محيط زيست از دستگاه زباله سوز بدليل آلودگی هوا استفاده نمی شود و دستگاه ميکروويو  ساخت شرکت METEKA اتریش جايگزين آن شده است که با ظرفيت 60 ليترکار می کند.

لازم به توضيح است که زباله های عفونی درمانگاه شهرک بعثت نيز به بيمارستان منتقل می شود و مانند زباله های عفونی بيمارستان با آنان برخورد می گردد. در این درمانگاه تفکیک زباله به سه صورت عفونی، معمولی و تیز وبرنده انجام می شود. در بخش دندان پزشکی ، دندانهای کشیده شده به همراه زباله های عفونی به بیمارستان منتقل می شود . در بخش دندان پزشکی  مقدار جیوه باقی مانده از پر کردن دندانهای بیماران در ظرفهای کوچکی به نام ظرف ثبوت نگهداری و به مجتمع پتروشیمی بندر امام ارسال تا در کوره زباله سوز سوزانده شود.

جايگاه موقت در بيمارستان صنايع پتروشيمی  برابر استانداردبا ابعاد 3×4 و تا سقف کاشی کاری، دارای کولر، نورگير، پنجره، کف شور و آب گرم و سرد می باشد. میزان حشرات در جایگاه موقت کم و شیرابه نیز به مقدار کم مشاهده گردید.

مدت زمان مانده شده زباله در جايگاه موقت بر طبق دستورالعمل، در روزهای گرم حداکثر24ساعت  و روزهای سرد حداکثر 48 ساعت می باشد.

فاصله جايگاه موقت تا اولين بخش بيمارستان حدود 200 متر است که اين مقدار با استانداردهای بهداشتی مطابقت دارد.

ميانگين ميزان زبالۀ شبه خانگی بر حسب kg/day ، 360 و ميانگين زباله های عفونی 27 کيلوگرم در روز می باشد.

لازم به توضيح است که در اين بيمارستان از طريق افزايش ولتاژ برق خانگی، اشعۀ X توليد کرده و در بخش راديولوژی مورد استفاده قرار می گيرد، بنابراين زبالۀ راديواکتيو توليد نمی شود.

بنا به اظهار مسئولين بيمارستان، در بخش انبار دارويی، داروهای تاريخ مصرف گذشته طی 10سال گذشته جمع آوری شده و حدود 6ماه قبل با حضور مسئولين بيمارستان، سوزانده شده اند  و خاکستر حاصل دفن شده است.

در اين بيمارستان بدليل مخلوط شدن زباله های پاتولوژيک با زباله های عفونی، متأسفانه آمار دقيقی در دست نيست. جنين و اعضاء بزرگ قطع شدۀ بدن(دست،پا و...) تحويل همراه بيمار داده می شود تا دفن گردد و اعضاء کوچک همراه زباله های عفونی دفع می شود و بنا به اظهار مسئولین بیمارستان در مورد تفکیک زباله آموزش دیده اند و اما گواهی نامه ای در این خصوص صادر نگردیده است.

زباله ها  در محلی که توسط شهرداری شهر چمران مشخص شده (کیلومتر 15 جاده شهرک بعثت و مجتمع های پتروشیمی ) تخلیه می شود. زباله های تیز و برنده بخشها، را  در SAFETY BOX قرار می دهند، که با زباله های عفونی جمع آوری می شوند. مسئول دستگاه میکروویو  زباله هاي عفوني را در درون ظرف های مخصوص دستگاه که پر از آب شده قرار می دهد. ( تا از تشکیل گاز کلر جلو گیری شود ) پس از خارج کردن زباله ها از دستگاه  زباله ها برچسب خورده و به جایگاه موقت منتقل می شوند. زباله های تیز و برنده متاسفانه در نهایت همانند دیگر زباله ها دفع می شود

نتايج اين پروژه که از اطلاعات موجود در پرسشنامه استخراج گرديده، در جداول 4،3،2،1 موجود است.

 جدول 1- اطلاعات عمومی بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت

تعداد بخشهای بستری

تعداد بخشهای

پلی کلينيکی

نوع درجه بندی

بيمارستان

تعداد تخت های

فعال

تعداد افراد فعال

در امر زباله

6

8

1

120

3

 جدول 2- ميانگين ميزان زباله توليدی بر حسب kg/day بيمارستان صنايع پتروشيمی

ميانگين ميزان زباله توليدی بر حسب

Kg/day

ميانگين ميزان زباله توليدی به ازای هر تخت بر حسب

Kg/day

388

233/3

 جدول 3- ميانگين ميزان انواع زباله توليدی بر حسب kg/day در بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت

ميانگين ميزان زباله های شبه خانگی بر حسب

Kg/day

360

ميانگين ميزان زباله های عفونی بر حسب

Kg/day

27

ميانگين زباله های دارويی و شيميايی بر حسب

Kg/day

در حد ناچيز

توليد می شود

ميانگين ميزان زباله های راديواکتيو بر حسب

Kg/day

-

ميانگين ميزان زباله های پاتولوژيک بر حسب

Kg/day

-

ميانگين ميزان زباله های تيز و برنده و سرنگ ها

بر حسب kg/day

6/1

ميانگين ميزان زباله کل توليدی بر حسب

Kg/day

388

ميانگين ميزان زباله توليدی به ازای هر تخت

بر حسب kg/day

233/3

 جدول4- اطلاعات کلی در مورد وضعيت جمع آوری،نگهداری ودفع زباله های بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت

 

بيمارستان صنايع پتروشيمی

تفکيک زباله در بخشها

هر بخش زباله را به سه قسمت معمولی،عفونی،تيز

و برنده تفکيک می کند

تناوب جمع آوری زباله ازبخشها

دو نوبت(اول صبح برای زباله عصر و شب و ظهر برای

زباله صبح)

جايگاه موقت

دارد

ساختمان جايگاه موقت

به ابعاد 3×4 و تا سقف کاشی کاری

امکانات جايگاه موقت

دارای کولر،نورگير،پنجره،کف شورو آب سرد و گرم

مدت زمان مانده زباله در جايگاه موقت

روزهای سرد حداکثر 48 ساعت و

روزهای گرم حداکثر 24 ساعت

ميزان وجود حشرات و آلودگی و بوی تعفن

کم

فاصله محل جايگاه موقت تا اولين بخش

200 متر

روش حمل و نقل زباله از جايگاه موقت به محل دفع نهايی

بصورت مخلوط

نوع ماشين زباله کش

وانت سرباز

دستگاه زباله سوز

غير فعال

دستگاه موجود امحاء زباله

دستگاه ميکروويو ساخت شرکت METEKA

علت اصلی نبود دستگاه زباله سوز

رعايت بهداشت محيط زيست و جلوگيری از آلودگی هوا

آموزش پرسنل بيمارستان در رابطه با زباله

آموزش دیده اند ( بدون ارائه گواهی نامه)

روش دفع نهايی زباله

 تخیه در کیلومتر 15 جاده شهرک بعثت و مجتمع های پتروشیمی

 

5- بحث و نتيجه گيری:

يافته های اين پروژه که در بيمارستان صنايع پتروشيمی شهرک بعثت صورت گرفت، نشان می دهد که این بیمارستان در سال 1378 در 14 هکتار در ورودی شهرک بعثت با هدف تامین نیازهای درمانی پرسنل و خانواده های کارکنان مجتمع های پتروشیمی منطقه با ظرفیت200 تخت ثابت  تأسیس ، و در حال حاضر 120 تخت فعال دارد . تخصصهای موجود در این بیمارستان عبارتند از : داخلی ، جراحی ، زنان و زایمان ، کودکان ، ارتوپدی ، روانپزشکی ، ارولوژی ، چشم پزشکی ، گوش و حلق و بینی ، ICU ، CCU ساخته شد. اين بيمارستان درجه 1 و دارای 6 بخش بستری و 8 بخش پلی کلينيکی و خدماتی می باشد. همچنين 3 نفر در امر زباله فعاليت دارند. 1 نفر زباله ها را از بخشها جمع آوری می کند، 1 نفر مسئول دستگاه میکروویو و یک نفر هم حمل زباله ها را به محل دفع نهایی به عهده دارد . بیمارستان صنایع پتروشیمی دارای ایزو I.M.S می باشد.  یافته های این تحقیق بیانگر تولید زباله 233/3 در این بیمارستان بوده درحالی که کمیت این مواد در تهران در محدوده 5/0-71/2 ودر جهان 9-2 کیلو گرم در روز به ازای هر تخت گزارش شده است[5]. درحالی که طبق استاندارد EPA و WHOمواد زائد بیمارستانی باید در محل معدوم گردند و دفع آن با مواد زائد شهری ممنوع و دفن آنها نیز دارای شرایط خاص است متاسفانه انجام جداسازی و سترون کردن در این بیمارستان بخوبی انجام ولی کار دفن بهداشتی انجام نمی گیرد[6]. دفع پسماندهاي بيمارستاني نيازمند مديريت صحيح و رعايت اصول بهداشتي و مهندسي مي باشد در حالي كه درايران 58/4% موارد از اين پسماندها در زمين دفن شده30/64% سوزانده و 18/2 % نيز به صورت تلنبار در مي آيند كه هيچ كدام از اين روشها به دليل دارا بودن عواقب سوء زيست محيطي و بهداشتي مورد تاييد مجامع علمي و بين المللي نمي باشد. [7]

6- پيشنهادات:

1-  حمل مواد عفوني سترون شده به محل دفن توسط خودرو سرپوشيده انجام شود و زباله هاي بيمارستاني بجاي دفع ، دفن گردد تا امكان دسترسي افراد سودجو به زباله هاي بيمارستاني به حداقل خود برسد.

2-از مخلوط کردن زباله های معمولی با زباله های عفونی جلو گیری شود.

3-اجراي دوره هاي آموزشي جهت كاركناني كه به نحوي با جمع آوري ، حمل و دفن زباله ارتباط دارند.

مواد زائد بیمارستانی شامل مواد عفونی , بیماری زا, سمی و خطرناک است. انسان به عنوان محور اساسی جامعه در معرض مخاطرات حاصل از دفع غیر اصولی و بهداشتی این گروه از مواد قرار دارد. لذا مسئولین امور بهداشتی ما باید به دانش روز مدیریت مواد زائد بیمارستانی مجهز باشند.

اميد است كه در آينده نزديك مديريت پسماند در كليه بيمارستانهاي كشور به نحو ايده آل اجرا گردد.

 

7- مراجع

1-بقايي محمدي، داود ، قلي زاده ، شهناز ، اصول مديريت مواد زائد جامد مراكز درماني و آزمايشگاهي ، انتشارات شهر آب پاييز 1379

2-عمراني ، قاسمعلي، مواد زائد جامد. انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي ، جلد دوم زمستان 1374

3- اصل سليماني ، حسين ، افهمي ، شيرين، يشگيري و كنترل عفونت هاي بيمارستاني، موسسه فرهنگي انتشاراتي تيمور زاده، نشر طبيب 1379.

4-عمويي، عبدالايمان، عمراني، قاسمعلي، بررسي وضعيت جمع آوري ، نگهداري حمل و نقل مواد زايد جامد بيمارستاني در بيمارستانهاي استان خوزستان ، مجموعه مقالات ششمين همايش كشوري بهداشت محيط، دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني مازندران – 30 مهر لغايت 2 آبان 1382

5-نوری سپهر, محمد ضرورت مدیریت پسماندهای بیمارستانی و نقش مشارکت مردمی , دومین همایش مدیریت پسماند -1384

6-سایت سازمان بهداشت جهانی WWW.WHO.COM

7-عسگری,علیرضا, دهقانی فرد عماد,درویشی, رضا,خلیلی ,فاطمه, مديريت پسماندهاي بيمارستاني, اولین همایش تخصصی مهندسی محیط زیست, 1385

چه آبی برای آشامیدن استفاده کنیم ؟

امروزه مصرف آب هاي داخل بطري رواج بسياري پيدا كرده است. برخي از مردم معتقدند آب هايي كه داراي مواد معدني غني مي باشند براي انسان مفيد هستند. اساسا سه نوع آب بطري وجود دارد:
1- آب معدني طبيعي: اين نوع آب بايد از يك منبع زيرزميني و محفوظ از هرگونه آلودگي بوده و توسط مقامات مسئول ثبت شده باشد. استاندارد هاي مختَلف ميكروب شناسي را دارا باشد و به طور مداوم تست شود، هيچ گونه عمل ديگري به جز تصفيه با دي اكسيد كربن يا تصفيه عادي روي آن انجام نشود و در همان منبع آب مربوطه داخل بطري ريخته شود. به علاوه اين آب بايد داراي تركيبات خاص شيميايي باشد. آب هاي معدني طبيعي در مقايسه با انواع ديگر آب هاي بطري داراي بهترين كيفيت هستند.

2- آب چشمه: از يك منبع زيرزميني مشخص مي آيد. اين آب نيز بايد در همان محل، داخل بطري ريخته شده و با استانداردهاي شيميايي و ميكروب شناسي سازگار باشد تنها عملي كه مي تواند روي اين آب انجام شود تصفيه با دي اكسيد كربن يا تصفيه عادي است، لزومي ندارد آب چشمه تركيبات شيميايي خاص داشته باشد و يا قبل از اين كه وارد بازار شود توسط مقامات مسئول شناسايي و ثبت شود.
3- آب آشاميدني: به هر آبي كه داخل بطري ريخته شده باشد گفته مي شود. ممكن است از هر منبع آبي باشد و چه بسا اين منبع، زيرزميني هم نباشد، حتي مي تواند از آب هاي معمول لوله كشي بوده و يا از منبع اصلي توسط تانكر به كارخانه پر كننده بطري فرستاده شود. ممكن است روي اين آب اعمالي از قبيل تغيير تركيبات شيميايي يا كاهش تعداد ميكروب ها را انجام دهند؛ حتي برخي از كارخانه ها به منظور اين كه طعم اين آب شبيه آب چشمه معدني شود نمك معدني به آن اضافه مي كنند.
- مصرف دائمي آب معدني مضر است
با وجود املاح معدني در آب هاي معدني كارشناسان مصرف دائمي اين نوع آب را مناسب نمي دانند.
در برخي موارد به ويژه براي افرادي كه در نواحي كليه، مثانه و مجاري گوناگون بدن مستعد سنگ سازي هستند مصرف دائمي آب معدني توصيه نمي شود زيرا سنگ سازي بدن به دليل غلظت املاح، تسريع مي شود.
همچنين بايد توجه داشت كه در آب لوله كشي هم برخي املاح وجود دارد كه ميزان آن كمتر است براي مثال در هر ليتر آب لوله كشي حدود دو ميلي ليتر فلورايد وجود دارد و چنانچه بخواهيد فلورايد بيشتري مصرف كنيد مي توانيد آن را از طريق مصرف نمك، برخي از محصولات لبني و مواد ديگر تامين كنيد.
اما مشكل اينجاست كه برخي افراد تصور مي كنند مصرف دائمي آب معدني بهتر است در صورتي كه ميزان دقيق املاح موجود در اين گونه آب ها مشخص نيست و ممكن است سود جويي هايي رخ دهد.
كارشناسان مصرف آب معدني را در برخي شرايط به ويژه در هنگامي كه از كيفيت آب مطمئن نيستيد و در سفر توصيه مي كنند.
- مصرف آب معدني و پوسيدگي دندان كودكان
دانشمندان هشدار دادند كه مصرف آب معدني باعث پوسيدگي دندان كودكان مي شود. كم بودن عنصر فلورايد در آب هايي كه در بطري هاي بسته بندي شده عرضه مي شود در مقايسه با آب لوله كشي زمينه ساز پوسيدگي دندان در كودكان است.
طي تحقيقاتي، ميزان دريافت فلورايد در كودكاني كه آب هاي بسته بندي شده مي خوردند 26 تا 48 درصد كمتر از ميزان اين عنصر در مصرف كنندگان آب هاي لوله كشي است. فلورايد از پوسيدگي دندان ها پييشگيري مي كند. مصرف آب هاي حاوي فلورايد يا آب لوله كشي و آموزش مسواك زدن صحيح به كودكان در حفظ سلامت دندان هاي كودكان تاثير چشمگيري دارد.

كدام يك را ترجيح مي دهيد بنوشيد؟ آب معدني يا آب شرب بهداشتي لوله كشي شده؟ استفاده از آب معدني به خاطر كلاس گذاشتن رواج يافته يا واقعاً سلامتي را به ارمغان مي آورد؟
در حال حاضر سفره هاي مجالس، ميزهاي كنفرانس و همايشها با بطريهاي آب معدني تزئين مي شود. همچنين خريد و فروش روزانه صدها هزار بطري آب معدني در كنار ساير نوشيدنيهاي رنگارنگ گازدار و... براساس ضرورت و يك نياز و خواست منطقي صورت مي گيرد يا استفاده از آب معدني دراثر يك جريان تجمل گرا وارد زندگي ما شده است؟ بديهي است كه سالم و مفيد بودن آب اصلي ترين فاكتور قابل بررسي است، اما مقرون به صرفه و قابل دسترس بودن آن نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است.

طبق آمارهاي ارايه شده سالانه بيش از 100 ميليون بطري آب بسته بندي در كشور ما توليد و چيزي در همين حدود هم وارد مي شود.
اكثر مصرف كنندگان اين گونه آبها در كشور ما تصور مي كنند مصرف آب بسته بندي بهتر است، در حالي كه ميزان دقيق املاح موجود در آنها اغلب مشخص نيست و نمي توان با اطمينان نسبت به مصرف دايمي آن مبادرت كرد.در آب لوله كشي املاحي وجود دارد كه ميزان آن نسبت به آب بسته بندي بيشتر است،

انجمنهاي تغذيه كشورهاي جهان نيز معتقدند آب معدني داراي املاح فراواني است و استانداردهاي خاصي دارد كه در هر كشور متفاوت است و در صورت رعايت نكردن اين استانداردها توسط شركتهاي توليد كننده، نمي توان از سلامت آن اطمينان پيدا كرد.
فوايد آب معدني
براساس آنچه تاكنون در علم پزشكي به اثبات رسيده آب معدني موجب كاركرد صحيح دستگاه گوارش مي شود.ريگها و شنهاي مجاري ادراري را در خود حل مي كند و از تشكيل مجدد آنها جلوگيري مي كند براثر آشاميدن اين نوع آب، خون ميزان قابل توجهي از اسيد اوريك خود را از دست مي دهد و در نتيجه تغذيه در شرايط بهتر انجام مي شود.
ضمن آن كه نوشيدن آب معدني اسيديته ادرار را به حالت طبيعي رسانده و سبب ازدياد ادرار و دفع مواد زايد كليه ها مي شود.
آب معدني قادر به تميز كردن سطح مجاري هاضمه است و ديواره مخاط آن را نيرو مي بخشد. نوشيدن اين آب علاوه بر تقويت انقباضات روده اي، شيره مترشحه گوارشي را افزايش داده و اشتها را زياد مي كند.
آشاميدن آب معدني غلظت صفرا را كاسته و سنگهاي صفراوي را از مجاري آن به سوي روده رهنمون مي كند و حالات احتقان كبدي را از بين مي برد.
آب معدني همچنين حاوي ميزان فراواني "آمين" است كه تأثير بسزايي در توليد گلبول قرمز و درمان انواع كم خونيها دارد.
استفاده مستمر اين آب براي افرادي كه به علت زندگي در ارتفاعات تعداد گلبولهاي قرمز خونشان تقليل يافته، بسيار مفيد است
اين آبها به دليل داشتن مواد معدني همچون كلسيم، كربن، سديم، منيزيم و كلروفور بسياري از نيازهاي معدني بدن را تأمين كرده و مي تواند به عنوان يك منبع غذايي مهم به شمار آيد.
وي با بيان اين كه يكي از خواص مهم آبهاي معدني تنظيم فشار خون است، تصريح مي كند: مصرف آبهاي معدني تا حدودي در افزايش وزن و تنظيم متابوليسم بدن افراد تأثيرگذار است.
اين متخصص تغذيه به برخي از مشكلات احتمالي كه در پي مصرف آبهاي معدني كنترل نشده به وجود مي آيد، اشاره مي كند و مي گويد: چنانچه مقدار نيترات موجود در آبهاي معدني براساس استانداردهاي مربوطه تنظيم نباشد، مي تواند منجر به بيماري سرطان شود كه البته در كشور ما با توجه به كنترل كيفي اين آبها و نصب برچسبهاي مشخص شده ميزان نيترات روي بطري، چنين مشكلي به وجود نخواهد آمد.

فواید آب سخت

آب سخت برای انسان مضر نیست بلکه مفید است و معمولاً شکستگی استخوانهای آنهایی که آب سخت می‌آشامند زودتر بهبودی حاصل می‌کند و بیماری راشیتیست کمتر در این اشخاص دیده می‌شود.

مضرات آب سخت

آب سخت برای رختشویی و مصرف در کارخانجات مناسب نیست. آب سخت موجب از دست دادن طعم و مزه خوب چایی و قهوه می‌شود. پخته نشدن حبوبات با آب سخت ضرر رساندن به جداره دیگهای بخار و ایجاد قشر آهکی بر روی جداره دیگ خوب کف نکردن صابون و موجب افزایش مصرف صابون مزاحمت در هنگام شستن نسوج و دستها رفع سختی آب در تجارت تعداد زیادی مواد شیمیایی برای رفع سختی آب به فروش می‌رسد که دارای کربنات سدیم هستند. این مواد را قبل از ورود آب در دیگها سختی آنرا می‌گیرند و یا در دیگ بر اثر افزودن این مواد آهک و گچ را رسوب می‌دهند و دیگر این رسوب محکم به جدار دیگ نمی‌چسبد بطوری که می‌توان آنرا به آسانی پاک نمود.

سختي زدايي

برای برطرف کردن سختی موقت آب با جوشاندن آن کربنات‌های هیدروژنی محلول به کلسیم نامحلول تبدیل شده و تشکیل رسوب می‌دهند. این رسوب در مناطق دارای آب سخت درون کتری‌ها دیده‌می‌شود. سختی دایمی آب را می‌توان با کمک نرم‌کننده‌های تبادل کنندهٔ یون مانند پرموتیت برطرف کرد. آبی که در طبیعت وجود دارد تقریباً همیشه ناخالص می‌باشد. زیرا که اغلب دارای گچ، آهک، نمک طعام، ترکیبات منیزیم، آهن، اکسیژن و ازت، انیدرید کربنیک، ترکیبات آلی و غیره است و مقدار این اجسام در آبهای مختلف متفاوت است در آب اجسام دیگری مانند گل و لای و غیره هستند که معلق می‌باشند و مقداری باکتری هم در آبها یافت می‌شود.

ويژگي هاي آب سالم

1 ـ  عاري از عوامل زنده بيماري زا باشد.
2 ـ عاري از مواد شيميايي زيان آور باشد.
3 ـ بدون رنگ و بو، و طعم مطبوع داشته باشد.
4 ـ قابل استفاده براي مصارف خانگي باشد.
آبي كه يك يا دو مورد از ويژگي هاي فوق را نداشته باشد (بويژه مورد يك و دو) آن را آلوده و براي شرب غيرقابل مصرف مي دانند.

آلودگي آب

آب خالص مطابق ساختمان شيميايي آن به هيچ وجه در طبيعت وجود ندارد، ليكن انواع ناخالصي ها به صورت حل شده، معلق يا بينابيني با خود دارد كه در بخش ناخالصي هاي آب آمده است. جنبه وخيم تر، آلودگي آب ناشي از فعاليت هاي انساني است، مانند شهرنشيني و صنعتي شدن است که جای بحث دارد.

تعريف آب آلوده

آبي كه داراي عوامل بيماري زاي عفوني يا انگلي، مواد شيميايي سمي، ضايعات و فاضلاب خانگي و صنعتي باشد را آب آلوده گويند. بیشتر آلودگي آب از فعاليت هاي انساني، نشات مي گيرد.
منابع آلاينده آب عبارتند از:
الف) گندآب كه عوامل زنده بيماري زا و مواد آلي تجزيه پذير را در بردارد.
ب) مواد زائد تجاري و صنعتي در بردارنده عوامل سمي از نمك هاي فلزي يامواد شيميايي پيچيده مصنوعي.
ج) آلاينده هاي كشاورزي نظير كودها و آفت كش ها.
د) آلاينده هاي فيزيكي مانند گرما (آلودگي حرارتي) و مواد پرتوزا.
آلودگي را مي توان به عنوان يك تغيير نامطلوب در خواص فيزيكي، شيميايي و بيولوژيكي آب تعريف كرد كه باعث به خطر انداختن سلامت، بقاء و فعاليت هاي انسان يا ساير موجودات زنده مي شود. آلودگي از نظر پايداري نيز قابل بررسي و مطالعه است. لذا از اين ديدگاه دو نوع آلودگي وجود دارد.
آلودگي قابل انحطاط و آلودگي غيرقابل انحطاط.
آلوده كننده قابل انحطاط را مي توان تجزيه كرد، ازبين برد و يا براي برخي فعاليت ها مصرف نمود. از اين طريق حدقابل پذيرش آلودگي را مي توان طي مراحل طبيعي يا با روش هاي مهندسي (سيستم هاي تصفيه) نقصان داد. البته در صورتي كه سيستم تحت تاثير شوك ناشي از آلاينده، شكست نخورده باشد يا به عبارتي آلودگي لبريز نگردد. اين دسته خود به دو گروه تقسيم مي شوند.
قابل انحطاط تند و كند،
آلوده كننده هاي قابل انحطاط تند، نظير فاضلاب انساني وزائدات حيواني و كشاورزي، معمولا خيلي سريع قابل تجزيه اند.
آلوده كننده هاي قابل انحطاط كند مانند د.د.ت و بعضي از مواد راديواكتيو به كندي تجزيه مي شوند.
به هرحال اجزاي آن ها يا كاملا تجزيه میشوندويابه حدغيرقابل ضرر كاهش مي يابند.
آلوده كننده هاي غيرقابل انحطاط از راه هاي طبيعي تجزيه نمي شوند. نمونه چنين آلوده كننده هايي عبارتند از جيوه، سرب، تركيبات آلي هالوژنه ها، ديوكسين ها و بعضي از پلاستيك ها.
ويژگي هاي فيزيكي يا ظاهري آب

ويژگي هاي فيزيكي آب نظير بو، مزه، كدورت، درجه حرارت و رنگ آب مي تواند آب را براي مصرف كننده نامطلوب سازد.


بو و طعم
اساسي ترين مساله درمورد آب تصفيه شده عدم داشتن بو و طعم مي باشد، بوي آب قاعدتا ارتباط نزديكي با طعم آن دارد. عوامل مختلفي در ايجاد طعم و بوي آب موثر است. ازجمله اين عوامل جلبك ها، تجزيه گياهان آبزي، محصولات حاصل از كلرينه نمودن آب نظيركلروفنل ها و آب هاي راكدي كه در انتهاي سيستم توزيع ساكن مي مانند.

كدورت آب
کدورت آب پديده اي است كه ميزان زلال بودن ياشفافيت آن را مشخص مي كند و يكي از معيارهاي تعيين كيفيت ظاهري آب است. كدورت معمولا به علت وجود مواد معلق در آب ايجاد مي شود. در برنامه هاي تهيه، تامين و توزيع آب بهداشتي معيار كدورت نيز مورد توجه است، و معمولا براي كدورت هاي قابل توجه از واحد J.T.U براي سنجش استفاده مي شود و براي كدورت هاي پايين از واحد N.T.U استفاده مي گردد.

رنگ آب
آب خالص معمولا بي رنگ است. رنگ آب آلوده نشده مي تواند ناشي از مواد درحال گنديدگي زمين يا نمك هاي فلزي موجود در طبيعت (آهن و منگنز) باشد. آلاينده هاي صنعتي نيز مي توانند بوجود آورنده طيف وسيعي از رنگ هادر آب هاي پذيرنده باشند. رنگ آب معمولا با واحد هيزن كه معروف به مقياس پلاتين ـ كبالت است، بيان مي شود.

دماي آب
از آنجايي كه گوارايي آب مربوط به ميزان اكسيژن محلول درآن مي باشد، هرقدر دماي آب بالاتر باشد، ميزان حلاليت اكسيژن محلول در آن كمتر خواهد بود. لذا آب به اصطلاح گرم با دماي 20 درجه بالاتر اكسيژن كمتري در بر دارد و مورد رضايت مصرف كننده نيست، این در حالي است كه آب با دماي بين 5 تا15 درجه سانتيگراد اكسيژن محلول بيشتري در خود دارد كه گوارا و مطلوب است البته دماي پايين تر از 5 درجه نيز براي نوشيدن مطلوب نيست.
غلظت يون هيدروژن در آب با معيار PH سنجيده مي شود. اين ويژگي يكي از مهم ترين خواص فيزيكوشيميايي آب محسوب مي شود. در آب نزديك خلوص، غلظت يون هاي H  و OH- خيلي كم و تقريبا نزديك به هم هستند، چنين آبي را خنثي گويند. كه PH آن در 25 درجه سانتي گراد حدود 7 است. در شرايطي كه غلظت يون هيدروژن بيش ازيون هيدروكسيل باشد PH كمتر از 7 و آب اسيدي است، در صورتي كه غلظت يون هيدروكسيل بيش از يون هيدروژن باشد PH بيشتر از 7 و آب قليايي است.

در نهایت اشاره به این نکته بسیار مهم است که آب لوله کشی شهری . آب معدنی . آب دستگاههای آب شیرین کن وآب جوشیده هر کدام  دارای مزایا و معایبی می باشد که با توجه به سطح زندگی و فرهنگ و بینش و آگاهی مصرف کننده و عدم توجه به تبلیغات شرکتهای سودجو می تواند به انتخاب گزینه بهترین نوع آب مصرفی کمک کند و به این نکته اشاره می کنم که متاسفانه در شرایط فعلی مصرف آب به صورت یک پرستیژ در آمده به طوری که اگر از آب های بطری و دستگاههای تصفیه کننده استفاده کنیم افرادی با فرهنگ و متمدن هستیم و اگر از دستگاه و آب لوله کشی شهری استفاده کنیم شهروندی بی فرهنگ و بی تمدن....... حال این نتیجه گیری را به خواننده واگذار می کنم که چه آبی مصرف کنیم و فقط بایستی بدانیم در کجا و چه زمان از کدام آب باید استفاده کنیم .

الگوي مصرف بهينه براي صرفه جويي در مصرف آب

الگوي مصرف بهينه براي صرفه جويي در مصرف آب به شرح زير اعلام شده است

جدول استاندارد مصرف آب آشاميدني براساس 130 ليتر براي يك نفر در روز 

استحمام 43 ليتر نظافت خانه و آبياري باغچه 5/8 ليتر
دستشويي 26 ليتر كولر و تهويه 5/4 ليتر (در مناطقی که از کولرهای آبی استفاده می شود)
لباسشويي 5/17 ليتر آشاميدني و غيره 5/4 ليتر
پخت و پز 13 ليتر ظرفشويي 13 ليتر 

جمع كل 130 ليتر در روز
رروش هايي كه در خانه،  محل كار و يا در سطح شهر مي توان اين الگو را پياده كرد،  به شرح زير پيشنهاد مي شود
• موقع مسواك زدن شيرآب تصفيه شده را باز نگذاريد.
آب پخش كن دوش حمام را با نوع جديد آن (سردوش مصرف) تعويض كنيد.
براي آب دادن به درختان، درختچه ها، بوته ها و گل ها از روش آبياري قطره اي استفاده كنيد.
براي دوش گرفتن در حمام، زمان بگيريد و آن را به كمتر از 5 دقيقه برسانيد، با اين روش ماهيانه حدود 4000 ليتر آب صرفه جويي خواهد شد.
بهتر است براي شستن سبزي ها ابتدا آنها را در ظرفي بخيسانيد و سپس آب بكشيد.
از جريان آب به منظور آب شدن يخ گوشت يا ديگر مواد غذايي منجمد استفاده نكنيد، براي آب شدن يخ مواد خوراكي منجمد، آن را در هواي آزاد قرار دهيد.
هنگام استفاده از دستشويي شير آب را به طور مداوم باز نگذاريد. چون جريان دايم آب موجب هدرروي آن مي شود.
اگر دوش حمام شما در كمتر از 20 ثانيه يك ظرف چهارليتري را بتواند پر از آب كند در آن صورت حتماً آن را با يك سردوش كاهنده مصرف عوض كنيد.
براي نظافت حياط به جاي مصرف آب، بهتر است از جارو استفاده شود.
تمام شيلنگ ها، اتصالات و شيرها را به طور مرتب كنترل كنيد تا از نشتي آب جلوگيري شود.
لوله هاي آب گرم را عايق بندي كنيد تا براي رسيدن آب گرم به شير آب، لازم نباشد آن را بي‌دليل باز بگذاريد.
ماشين هاي لباسشويي معمولاً مقدار زيادي آب مصرف مي كنند. بنابراين صبر كنيد تا مقدار لباس‌هاي كثيف به اندازه ظرفيت كامل ماشين برسد.
يك بطري پر از آب يا يك كيسه نايلوني پر از شن و كاملاً دربسته را در مخزن آب توالت فرنگي و يا فلاش تانك قرار دهيد تا مصرف آب را در هر بار كشيدن سيفون كاهش دهيد.
براي نوشيدن آب به جاي آنكه شير آب را به مدت زيادي باز بگذاريد تا خنك تر شود، بهتر است ابتدا چند قطعه يخ در ليوان قرار دهيد و سپس شيرآب را باز كنيد.
به كودكان آموزش دهيم تا با بستن به موقع شير، آب را هدر ندهند.
به جاي شستن خودرو با شيلنگ آب، از يك سطل آب هم مي توان استفاده كرد.
اكنون كه كمبود آب در شهربه طور جدی احساس مي شود لزومي به شست و شوي پياده روي مقابل مغازه و منزل نيست.
هنگام احداث ساختمان از كارگران ساختماني بخواهيد از آب تصفيه شده استفاده نكنند.
زماني كه سرگرم آب دادن باغچه و گل هاي منزل هستيد با شنيدن صداي زنگ تلفن يا زنگ در، ابتدا شير آب را ببنديد و بعد به آنها پاسخ دهيد.
تا حد امكان از آب شرب براي فضاي سبز استفاده نشود.
باغچه را در شب يا صبح زود آبياري كنيد تا از تبخير آب جلوگيري شود.
زماني كه به مسافرت مي رويد، ضروري است شير فلكه بعد از كنتور آب را ببنديد تا از وقوع هرگونه حادثه پيشگيري شود.
در مراكز آموزشي و مدارس به اطفال و دانش آموزان محدوديت منابع آب و روش هاي صرفه جويي آن را آموزش دهيم.
هرگونه اتلاف قابل توجه آب را (شكستگي لوله ها، باز بودن لوله ها، هدرروي آب در هر نقطه) به مركز (شركت آبفا منطقه) اطلاع دهيد.
تعويض واشر شير آب براي جلوگيري از چكه كردن آب، كار دشواري نيست.

درصورت امكان در شركتها ، اورگانها و ادارت و حتي منازل از شيرهاي داراي سنسور نوري استفاده شود تا در مواقع غير لازم بطور اتوماتيك جريان آب را قطع كند.

از آب کندانس شده کولرهای گازی نیز می توان جهب آبیاری فضای سبز استفاده نمود.

 در هنگام وضو گرفتن شیر آب را در مواقع غیر ضروری بسته شود.

محيط زيست در محل كار

در پژوهشي كه ناسا انجام داده، ثابت شده است كه گياهان مي توانند تا ‌87% آلودگي هواي داخل مكان هاي بسته را از بين ببرند.

برآورد شده است كه حدود يك سوم از ساختمان هاي اداري با مشكل آلودگي هواي داخل ساختمان روبه رو هستند. از دستگاه كپي گرفته تا كف پوش روي زمين، گازهاي خطرناكي آزاد مي كنند.

در نتيجه، همچنان كه يك پژوهشگر اشاره كرده است:« وقتي هواي آلوده در فضاي بسته قرار مي گيرد و منافذ جريان هوا كاملآ بسته مي شود، همانند ساختمان هايي با تهويه مطبوع، درست مثل اين است كه از آبي كه ديگري براي حمام استفاده كرده است دوباره استفاده كنيم.»

يك راه ساده براي بهتر شدن هواي داخل ساختمان، نگهداري گياهان است.

 افزايش توجه به گياهان:

بنابر تحقيق چهار ساله اي كه در آمريكا انجام شد، كاركنان ساختمان هاي جديد كه در آنها از تهويه مطبوع استفاده مي شود، نسبت به كاركنان ساختمان هاي قديمي، 50% بيشتر دچار سرماخوردگي و عفونت هاي دستگاه تنفسي مي شوند. زيرا هوا بسته و خفه است.

بيشترين آلوده كننده هاي محيط هاي كاري عبارتند از: فرمالدئيد كه از خرده چوب، چوبكاري ديوارها، تخته سه لا، مبلمان اداري و كف پوش ها آزاد مي شود، تري كلرواتيلن كه از بعضي جوهرها، رنگ ها و روغن هاي جلا آزاد مي شود و بنزن كه از دود سيگار، گازهاي حاصل از سوختن بنزين و بعضي از پلاستيك ها و جوهرها و روغن ها آزاد مي شود.

خبر خوب: گياهان مي توانند از راه برگ ها، ريشه ها و ميكروارگانيسم هايي كه در كنار آنها زندگي مي كنند، اين گازهاي آلوده كننده را جذب كنند. آنها اين مواد را به غذاي مورد نيازشان تبديل مي كنند- همان فرايندي كه در طبيعت براي پاكيزگي هوا انجام مي شود.

كارهاي ساده اي كه مي توان انجام داد:

در اطراف ميز كارتان حتي در محوطه كارخانه، گياهان پاك كننده هوا بگذاريد.

پيشنهاد: حداقل يك گياه 1.5 متري براي هر 10 مترمربع

بعضي از گياهان مفيد عبارتند از: فيلو دندرون ها، فيتوس طلايي، عشقه و هر نوع ديوار چسب، سوسن و زبان مادر شوهر. اين گياهان، هم در كنار پنجره و هم در نور فلورسنت رشد مي كنند. اگر نور بيشتري داريد، مي توانيد از گندمي ها و گياهان گلدار مانند داوودي و آزاليا استفاده كنيد.

 نمونه هاي موفق:

يك تعميرگاه براي جذب گازهاي خروجي خودروها در اطراف كارگاه، گياه گندمي گذاشته است. مدير مؤسسه مي گويد:«اين گياهان احساس خوبي ايجاد مي كنند، زيبا هستند و مشتريان از ديدن آنها لذت مي برند. اين تآثيرات نشان مي دهند كه تعميرگاه ما با بقيه فرق دارد.»

در يك مؤسسه در زلاندنو، پس از جدا كردن بخش ها با ديوار، كارمندان بيمار و مشتريان دچار سوزش چشم شدند. وقتي مسئولان از همه روش ها نااميد شدند، گياهان را امتحان كردند. پس از چهار ماه ، هواي مؤسسه پاكيزه شد. مدير مؤسسه مي گويد:«ما به جايي رسيده ايم كه ديگر هيچ مشكلي در مورد سلامت كاركنان مان نداريم.»

 حرف آخر:

براي محل هاي كار:

آلودگي هواي داخلي براي محل كار شما گران تمام مي شود. گزارشي كه در مجله پزشكي آمريكا منتشر شده است، نشان مي دهد كه سالانه 150 ميليون روز كاري بر اثر مشكلات تنفسي و 15 ميليارد دلار هزينه هاي درماني از دست مي رود.

علاوه بر پاكيزگي هوا، گياهان فضاي مطبوعتري هم ايجاد مي كنند. چنين فضايي باعث بهبود روحيه، افزايش كارايي و بازدهي مي شود.

 

هواي پاك ، مصرف بهينه ، انسان سالم

نسل‌كشي و انتظار پاسخگويي

هواي پاك مثل وضو داشتن است براي سجده نمودن در مقابل عظمت و نعمات الهي. به عكس، آلوده كردن محيط انسان، گناهي بزرگ است كه به اعماق مغز و چشم و قلب و خون و ريه و معده و حتي پوست - و در نهايت روح - انسان رسوخ مي‌‌كند و حيات، اين هديه الهي را تهديد مي‌نمايد. در كلامي ديگر، آلوده نمودن طبيعت نوعي خودكشي تدريجي است؛ به قتل عام مي‌ماند؛ بدتر آن كه مثل نسل‌كشي است. آلودگي، "فرزنداني سربي" به وجود مي‌آورد كه مغزشان كار نمي‌كند، آسم دارند، بچه‌دار نمي‌شوند، سرطان مي‌گيرند. حتي آلودگي در بانوان باردار، از طريق جفت، جنين را تحت تأثير قرار مي‌دهد. لذا گناه آلودگي از گناه نسل‌كشي هم بدتر است. آلودگي، تجاوز به طبيعت الهي است و زنجيره طبيعت را پاره پاره مي‌كند. آلودگي جنگل‌ها را تخريب مي‌كند، رودها را كثيف مي‌سازد، پرندگان را مي‌گريزاند و حيوانات را مي‌كشد. در عين حال، آلودگي مردم و نيروي كار را خسته و افسرده مي‌كند، بهره‌وري را كاهش مي‌دهد و ذوق ابداع، خلاقيت و نو‌آوري را كور مي‌كند.

140روز  پاك در 8 سال!

بيش از دو سوم روزهاي تهران با "وارونگي جوّي" و لذا تراكم گازهاي آلاينده روبه‌رو است. در تهران در كل هشت سال گذشته يعني قريب به 3000 روز، فقط 140 روز هواي پاك داشته‌ايم. به عبارت ديگر، 95 درصد مواقع اين 8 سال، فرصت تنفس در هواي پاك از مردم سلب شده است. بدتر آن كه، در دي ماه سال جاري، مردم تهران تنها يك روز هواي پاك را در ريه‌هاي خود استشمام كرده‌اند. آلودگي مختص تهران نيست و به سرعت به شهر‌هاي ديگر كشور در حال سرايت كردن است. سالانه قريب به 3 ميليون تن انواع آلاينده به هواي تهران تزريق مي‌شود كه سهم منابع متحرك، 90 درصد است. خودروهاي سواري،‌ وانت‌بارها، موتورسيكلت‌‌ها، تاكسي‌ها، اتوبوس‌ها و ميني‌بوس‌ها عمده‌ترين آلوده‌كنندگان متحرك هوا هستند، هرچند كارخانجات حومه تهران را نبايد ناديده گرفت. ‌

شكست بازار

آلودگي يك مسأله اقتصادي در بحث "عوامل بيروني"((Externalities  است و راه‌حل آن يك خط كلي و آشكار دارد: مديريت و نظارت مؤثر دولت در آن (بر عكس كارهاي ديگر مانند تصدي‌گري)، ضروري است. به عبارت ديگر، آلودگي از مصاديق شكست بازار است و بازار و مردم جوابگوي آن نيستند و پاسخگويي از آنها انتظار نمي‌رود. در واقع،‌ همه مردم، توليدكنندگان خودرو، كارخانجات و ... سعي خواهند كرد از هرگونه مسؤوليت در اين زمينه بگريزند و به اصطلاح، "كولي مجاني" (‌Free Rider) بگيرند. لذا حل قضيه نيازمند دو چيز است: اول، انديشه (يعني تهيه و تدوين سياست‌هاي موثر و منطقي، از جمله وضع امتيازها و جرايم) و دوم، اجراي كارآمد سياست‌هاي تعيين‌شده (يعني مديريت مؤثر و شايسته) توسط دولت.

متوليان متعدد و مقصر

در 12 سال گذشته قوانين و مقررات بسياري در خصوص آلودگي هوا در كشور تنظيم شده است. در اين مدت، نهادها و سازمان‌‌هاي مسوول مشخص شده‌اند،‌ شرح وظايف و حوزه اختيارات آنها تعيين شده است و بودجه و تسهيلات اختصاص يافته است. در حال حاضر 49 قانون، مصوبه و بخشنامه در خصوص آلودگي هوا وجود دارد. در كنار آنها، نُه مورد وظيفه بر عهده هيأت وزيران؛ هشت مورد به وزارت صنايع و مراكز زير مجموعه، نيروي انتظامي و مراجع قضايي؛ پنج وظيفه به وزارت كشور، شهرداري، وزارت نفت و سازمان حفاظت از محيط زيست؛ چهار وظيفه به متقاضيان بخش خصوصي تأسيس شركت؛ سه مورد به وزارت بهداشت و درمان؛ دو وظيفه به شركت‌هاي خودروساز، وزارت جهاد كشاورزي و واحدهاي توليدي و خدماتي و يك وظيفه به وزارت مسكن و شهر‌سازي محول شده است. با اين حال، بهبود قابل ملاحظه‌اي در آلودگي هواي مشاهده نمي‌شود. ‌به علاوه، در برنامه سوم توسعه حكم شده بود كه دولت مكلف است نسبت به كاهش آلودگي هواي شهر‌هاي بزرگ در حد استانداردهاي سازمان بهداشت جهاني اقدام نمايد (ماده 104)، ولي اين اهداف هيچگاه محقق نشد. لذا در برنامه چهارم توسعه (ماده 62) اين حكم تكرار شده است، اما هنوز نتيجه‌اي در خور بحث مشاهده نمي‌شود. ‌در مصوبه سال 1384 هيأت وزيران، 200 هزار خودروي فرسوده مي‌بايست در اين سال از رده خارج مي‌شد و تا سال 88 نيز هر سال،100 ‌ هزار خودرو نسبت به سال گذشته به اين ميزان اضافه مي‌گرديد. در واقع، بنا بود در فاصله چند سال،‌ دو ميليون خودروي فرسوده از رده خارج شود. اما نتيجه چه شد؟ در سال 84، تنها 20 درصد از هدف تعيين‌شده يعني 40 هزار دستگاه خارج شدند. عملكرد سال 85 نيز دست كمي از ناكامي‌هاي سال 84 نخواهد داشت. اين در حالي است كه مصرف سوخت خودروهاي فرسوده، سه برابر خودروهاي جديد و ميزان آلايندگي آنها چندين برابر است. در حال حاضر، تعداد خودروهاي فرسوده بالاي 10 سال در كشور 2/5 ميليون و بالاي 20 سال، حدود يك ميليون دستگاه برآورد مي‌شود. به علاوه، 52 درصد تاكسي‌‌ها، 32 درصد اتوبوس‌ها و 92 درصد ميني‌بوس‌هاي فعلي كشور فرسوده به حساب مي‌آيند. هفتاد و پنج درصد خودروها فاقد معاينه فني هستند. بايد اين را هم اضافه كرد كه آلودگي موتورسيكلت‌‌ها، 12 برابر اتومبيل‌ها است، در حالي كه تنها در سال 1384 روزانه 600‌,‌22 دستگاه موتورسيكلت توليد شده است. ‌

بد نيست به مصوبه سال 1369 هيأت وزيران مبني بر انتقال صنايع آلوده‌كننده و مزاحم محيط زيست شهر تهران به خارج اين شهر اشاره كنيم كه با گذشت 16 سال از تصويب آن، تنها در حد 30 درصد اجرا شده است و هم اكنون،‌‌ استقرار 35 درصد واحدهاي صنعتي، توليدي و خدماتي كشور در تهران و حومه آن كه بالغ بر 540 هزار واحد مي‌باشد، در آلودگي پايتخت تأثير فراواني داشته‌‌ است.

خسارت آلاينده‌هاي كشور

بنا بر مطالعات بانك جهاني، هزينه‌هاي ناشي از آلودگي بخش انرژي ايران،‌ معادل 3/2 درصد كل محصول ناخالص داخلي كشورمان برآورد مي‌شود كه دليل اصلي آن، آلودگي ناشي از خودروهاي شخصي تشخيص داده شده است. همچنين در سال 2004 خسارات ناشي از آلاينده‌ها در كشورمان نزديك به 65 هزار ميليارد ريال بوده است. طبق برآوردهاي انجام شده، با ادامه وضعيت موجود خسارات ناشي از آلاينده‌ها در ايران به 85 هزار ميليارد ريال در سال 2009 و بيش از 110 و 130 هزار ميليارد تومان به ترتيب در سال‌هاي 2014 و 2019 خواهد رسيد. ‌گفتني است، در سال 2004 خسارات ناشي از آلاينده منواكسيد كربن حدود 35 هزار ميليارد ريال بوده است كه در ميان ديگر آلاينده‌ها، بيشترين ميزان خسارات را موجب شده است. برآورد مي‌شود كه ميزان خسارات اين آلاينده به 80 هزار ميليارد ريال در اواخر دهه دوم قرن 21 بالغ شود. پس از مونواكسيد كربن، آلاينده دي اكسيد گوگرد با اختصاص خسارتي معادل بيست هزار ميليارد ريال، در سال 2004 در رتبه دوم قرار گرفته است. خسارت اين آلاينده بنا بر برآوردهاي انجام شده به 35 هزار ميليارد ريال در سال 2019 خواهد رسيد.

در مطالعه ديگري كه در سال 2005 توسط بانك جهاني انجام شده است، خسارات ناشي از آلودگي هوا به تفكيك آلودگي‌هاي موجود در محيط‌هاي داخلي و آلودگي‌هاي شهري مورد بررسي قرار گرفته است . بر اساس اين مطالعه، مجموع خسارات ناشي از آلودگي هوا حدود 14 هزار و 420 هزار ميليارد ريال (معال يك هزار و 810 ميليارد دلار) بوده است كه بيش از 5/1 درصد از كل توليد(GDP) كشور را به خود اختصاص داده است. در اين ميان، خسارات ناشي از مرگ و مير و بيماري‌هاي‌ حاصل از ذرات معلق به ترتيب پنج هزار و 100 ميليارد ريال و چهار هزار و 100 ميليارد ريال برآورد گرديده است. مجموع خسارات ناشي از آلودگي هوا در محيط‌هاي داخلي نيز معادل دو هزار و 530 ميليارد دلار تخمين زده شده است.

شبكه توزيع آب شهر زوريخ بدون تزريق كلر

چکیده:
بمنظور پاسخگويي به نياز جامعه در راستاي تامين آب آشاميدني عاري از تركيبات مضر جانبي و با طعم غير شيميايي، شركت آب و فاضلاب شهر زوريخ- سويس، در سال 1993 مبادرت به بهره برداري سيستم آبرساني در مقياس كامل براي توزيع آب آشاميدني عاري از هر نوع مواد شيميايي نمود. بدين ترتيب مواد شيميايي كه در محل خروج آب از تصفيه خانه ها بمنظور جلوگيري از آلودگي مجدد آب در لوله هاي شبكه آبرساني، به آب تصفيه شده اضافه ميگردد، كاملا حذف شد. پياده سازي اين سيستم عاري از مواد شيميايي ضدعفوني كننده سالها بطول انجاميد. در طول اين مدت مقدار مواد شيميايي بصورت گام به گام تقليل يافت. اين فرايند نشان داد كه چه در مدت آزمايش و چه در زماني كه بهره برداري از سيستم توزيع عاري از مواد ضدعفوني كننده رسما آغاز شد هيچ مشكلي در شبكه توزيع بوجود نيامد. مقدار متوسط شمارش ميكروبي در محل خروجي تصفيه خانه ها بميزان كمي يعني از صفر تا 3 واحد در ميليمتر به صفر تا 6 واحد در ميليگرم و در نقاط نمونه برداري داخل شبكه از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليمتر افزايش يافت. افزايش هاي موضعي شمارش ميكروبي بميزان 100 تا 300 واحد در ميليمتر كه در بعضي موارد قبل از پياده سازي پروژه نيز مشاهده مي شد، بلافاصله پس از شستشو با آب با سرعتي معادل 5/0 متر در ثانيه، برطرف ميگرديد.

موقفيت اين پروژه نشان داد كه آب آشاميدني كه حتي از آبهاي سطحي تامين ميشود، لزوما به اضافه نمودن مواد ضدعفوني كننده احتياج ندارد.

1- مقدمه

رساندن آب آشاميدني فاقد ميكروبهاي بيماري زا به مصرف كننده وظيفه اصلي كليه سازمانهاي آب است. بهمين دليل است كه عمدتا بمنظور حفاظت آب، قبل از ورود آب به شبكه توزيع مقدار كمي ماده ضدعفوني- اغلب كلر، اسيد هيپوكلريك يا دي اكسيد كلر- به آب آشاميدني اضافه ميشود. اين ”حفاظت شبكه” از رشد دوباره باكتريها در لوله هاي توزيع آب جلوگيري نموده و بهداشت آب آشاميدني در محل مصرف را تضمين مي كند.
در سالهاي اخير سازمانهاي آب با مخالفت افكار عمومي با استفاده از مقادير بالاي مواد ضدعفوني كننده در آب مواجه شده اند. بدين منظور مقدار غلظت مواد جانبي گندزدايي (DBP) كه از تركيب ماده ضدعفوني با ناخالصي هاي آب توليد ميشود، با تعيين حداكثر مجاز (MCL) محدود شده است. از جمله اين مواد مضر ميتوان تري هالومتان (THM) كه در روش كلرزني از تركيب كلر با مواد آلي طبيعي ايجاد ميشود و همچنين كلريت و كلرات كه از دي اكسيد كلر توليد ميشوند را نام برد.

اگر چه WHO كيفيت باكتريولوژيكي آب را در اولويت نخستين قرار مي دهد- و بهمين دليل مقدار مجاز توصيه شده كلروفرم را بصورت مستمر از mg/l 30 در سال 1984 تا به mg/l 200 در سال 1993 ]1 [بالا برده است- بر اساس اين واقعيت كه مقدار مصرف مواد بيماريزاي جانبي گندزدايي كه بصورت هاي مختلف وارد بدن ميشود، با توسعه زندگي ماشيني به حد خطرناكي افزايش يافته و موجب بروز امراض مختلف ميگردد، در ممالك اروپايي امروزه با وضع قوانين جديد، حد مجاز اين مواد در آب لوله كشي بصورت مستمر كاهش داده ميشود.

در اين راستا و بمنظور حفظ سلامت انسان و محيط زيست، كاهش حفاظت شبكه با هدف متوقف كردن كامل آن ضروري بنظر مي رسد. از آنجائيكه اين هدف بايد همزمان با حفظ كيفيت بهداشتي آب اعمال شود، بايستي كيفيت شيميايي آب، فرايند تصفيه و همچنين شبكه توزيع و سيستم كنترل كيفي بازنگري شوند. در ذيل بعنوان نمونه اصلاحات و اقداماتي كه در شبكه آبرساني شهر زوريخ در اين زمينه انجام گرفته است، تشريح ميشود.

2- دلايل رشد دوباره ميكروارگانيزم ها در شبكه هاي توزيع

براي اينكه آب آشاميدني را بتوان بدون افزودن مواد ضدعفوني كننده ذخيره و يا در شبكه توزيع كرد، بايد استانداردهاي كيفيت ميكروبيولوژيكي قانوني را به خوبي رعايت نمود. با وجود اين، اين عمل بخودي خود ضمانت نمي كند كه آب در محل مصرف نيز هنوز كاملا پاكيزه باشد. دلايل مختلفي براي رشد دوباره باكتري ها در شبكه توزيع وجود دارد :

باكتري ها ممكن است در محل هايي كه شبكه صدمه ديده و يا نشتي دارد مخصوصا وقتي فشار منفي پيش مي آيد، در آن نفوذ كنند. علاوه بر اين، لوله هاي كم جريان و با آب راكد، براي رشد دوباره باكتري ها مستعد هستند.

يك دليل عمده ديگر براي رشد مجدد ميكروبيولوژيكي، وجود مقدار زياد مواد خوراكي قابل جذب براي باكتري هاي باقيمانده در آب است. كربن آلي قابل جذب (AOC) بطور كلي يك قسمت كوچك از كربن آلي حل شده (DOC) در آب را تشكيل ميدهد. به گفته فان در كوي و همكاران ]2[، AOC بايد در حد پايين تر از مقدار mg 10 استات كربن معادل در يك ليتر آب تصفيه شده نگه داشته شود.
جنس نامناسب لوله ها، مخصوصا پلاستيك يا پوششهاي آلي، ميتوانند با عناصر قابل تجزيه خود، آب را آلوده كرده و باعث رشد دوباره باكتري ها شوند ]3[. اين موضوع بايستي كه هنگام انتخاب مواد براي لوله هاي جديد و يا ترميم قسمتي از شبكه مورد توجه و بررسي قرار بگيرد.

3- شرايط لازم براي كار شبكه توزيع فاقد مواد ضدعفوني كننده

1 . 3- سيستم خطوط لوله

قبل از متوقف كردن حفاظت شبكه، لازم است كه شبكه توزيع دقيقا كنترل گرديده و در صورت ضرورت قسمت هاي آسيب ديده تعمير شوند. شاخص معتبر براي تخمين وضع سيستم شبكه توزيع، نرخ نشتي آب است كه بوسيله مقدار آب بحساب نيامده و تعداد شكستگي هاي خط لوله تعيين ميشود. بعلاوه فشار آب به ميزان چند بار (bar) بالاتر از فشار آب معمولي، كمك ميكند كه از ورود آلودگي باكتريايي از خارج جلوگيري شود. شبكه آبرساني زوريخ با فشار 4 تا 11 بار و با حدود 8% آب بحساب نيامده شرايط لازم براي كار شبكه بدون مواد ضدعفوني كننده را كاملا برآورده ميكند.

مسئله ديگر اين است كه در قسمتهايي از شبكه كه جريان آب در لوله ها ضعيف است، بايد آبهاي راكد و كم حركت جابجا شوند. اين عمل بطور منظم بوسيله شستشوي اين مقاطع با آب پرفشار انجام مي گيرد. بدين منظور خاص لوله هاي آب آتش نشاني زوريخ دوبار در سال باز و شستشو ميشوند. همچنين بايد اضافه نمود كه پس از تجديد يا تعمير لوله ها، گندزدايي با آب ژاول يا ماده ضدعفوني ديگر كاملا ضروري است.

اگر به تنوع فوق العاده لوله هاي پلاستيكي و پوششهايي كه امروزه ارائه ميشوند، توجه شود، مشاهده ميشود كه انتخاب لوله مناسب كه مواد قابل تجزيه از خود آزاد نميكند، تا حدي دشوار است. براي انتخاب صحيح لوله ها ميتوان ازتجربياتي كه در طول سالها بدست آمده است و همچنين از قوانين و استانداردهايي كه در دسترس هستند مانند دستورالعمل هاي KTW و DVGW-Merkblatt W270 آلمان ]4[ استفاده نمود.

2 . 3- پالايش آب

آبهاي زيرزميني و چشمه ها معمولا حاوي مقدار كمي مواد آلي قابل جذب (AOC) هستند و از اين نظر موجب رشد باكتريايي نمي شوند. از آنجائيكه اين نوع آبها معمولا از لحاظ ميكروبيولوژيكي نيز وضعيت مطلوبي دارند، در توزيع آبهاي زيرزميني معمولا به حفاظت شبكه نياز نيست. حتي اگر بطور استثنا آلودگي ميكروبيولوژيكي پيش بيايد، بطور مثال پس از باران هاي شديد، نيازي به استفاده ازاكسيد كننده هاي شيميايي نمي باشد. در اين مورد به خوبي ميتوان بوسيله پرتو فرا بنفش (UV) گندزدايي نمود.

آبهاي سطحي به هرحال هميشه نياز به پالايش، شامل گندزدايي بي خطر و كاهش كربن آلي قابل جذب (AOC) وجود دارد. موضوع قابل توجه اين كه بعد ازكلرزني و يا ازن زني مقدار AOC كه در اثر عمل اكسيداسيون توسط كلر و يا ازن بطور مثال از تجزيه اسيدهاي هوميك توليد ميشود، زياد شده و در نتيجه احتمال رشد مجدد باكتريها را نيز بالا ميبرد. شركت آبرساني زوريخ از اين موضوع وقتي آگاه شد كه در سال 1968 مرحله كلريناسيون در انتهاي فرايند تصفيه حذف و ازن زني جايگزين آن شد ]5[ .هدف اين تجربه جلوگيري از ايجاد كلروفنولها پس از آلودگي احتمالي درياچه زوريخ بوسيله فنول بود. نتيجه اين آزمايش افزايش سريع شمارش ميكروبي در شبكه توزيع بود كه منجر به قطع پيش از موعد آزمايش پس از هفت هفته شد. از اين آزمايش نتيجه گرفته شد كه پس از ازن زني يا كلريناسيون مواد اكسيد شده قابل تجزيه توسط ميكروارگانيزم ها بايستي بوسيله يك فيلتر فعال بيولوژيكي تصفيه شوند. براي اين منظور فيلترهاي كربن فعال و صافي هاي شني آهسته مناسب هستند.

در دو تصفيه خانه شهر زوريخ، از سيستم مركب ازن زني - كربن فعال - فيلتر شني آهسته استفاده ميشود(شكل1). بدين ترتيب مقدار AOC پس از تصفيه كاملا زير مقدار مجاز باقي مي ماند. در نتيجه، آب آشاميدني با AOC كمتر از mg/l 10 ]6[ و DOC به مقدار mg/l 0/1 ~ 8/0 و شمارش ميكروبي زير cfu/l 10 بدست مي آيد. از آنجائيكه كيفيت آب زيرزميني كه به همين شكبه تزريق ميشود حتي از اين نيز بهتر است، شركت آب شهر زوريخ توانست كه حفاظت شبكه بوسيله تزريق كلر را براي يك دوره آزمايش متوقف سازد.

3- فرايند متوقف سازي حفاظت شبكه

 در فرايند بهينه سازي، يعني حذف كامل مواد ضدعفوني كننده از شبكه آبرساني، بهتر است كه مقدار تزريق كلر بصورت گام بگام و در طول يك دوره معين كاهش داده شود. در اين مدت بايستي وضعيت باكتريايي آب بطور مستمر كنترل گردد. بخصوص توجه خاص بايستي به نواحي با جريان ضعيف آب و همچنين لوله هاي پلاستيكي و يا لوله هاي با پوشش داخلي از پلاستيك معطوف شود.

سازمان آب شهر زوريخ اين خط مشي را از سال 1968 دنبال نمود (شكل2). در اولين قدم، مقدار mg/l 55/0 كلر كه از سال 1953 تزريق مي شد، در سال 1971 به مقدار بسيار كمترmg/l 13/0 دي اكسيد كلر تغيير يافت. عامل اين تغيير، سانحه فنول در درياچه زوريخ در سال 1967 ]7[ و همچنين كشف تري هالومتانها (THM) به عنوان محصول جانبي روش كلر زني بود.

در سالهاي 1975 و 1978، دو تصفيه خانه Lengg و Moos با فرايند تصفيه هشت مرحله اي تجهيز شدند و در نتيجه امكان كاهش بيشتر مقدار دي اكسيد كلر فراهم گرديد. با كاهش نهايي دي اكسيد كلر به ميزان mg/l 03/0 تا 05/0 ، مقدار باقيمانده دي اكسيد كلر در محل خروجي تصفيه خانه ها به مقدار mg/l 02/0 رسيد و هنوز داراي تاثير ضدعفوني بود. اين مطلب با پوتنسيال ردكس كه هرگز به زير مقدار mV 700 نرفت، قابل اثبات بود. در اين مرحله، در شبكه پس از مخازن ذخيره، كلر باقيمانده يافت نمي شد. از اين تاريخ، برداشتن گامهاي نهايي براي حذف كامل حفاظت شبكه اي فقط نياز به زمان داشت. از آغاز سال 1993 تا كنون سيستم توزيع آب بدون هيچگونه حفاظت شبكه اجرا ميگردد.

با وجود اين، براي واكنش سريع در مقابل آلودگي احتمالي در خروجي تصفيه خانه ها، در مخازن و يا شبكه، تجهيزات كلرزني باري عملكرد فوري و تزريق دي اكسيد كلر همواره آماده نگهداري ميشود. همچنين براي ضدعفوني هاي موضعي، يك دستگاه سيار براي شستشوي لوله ها با آب ژاول در دسترس ميباشد.

 4- تجربيات حاصله

در طول سه ماه اول پس از قطع كامل تزريق مواد ضدعفوني به شبكه، هيچ مشكلي در شبكه پيش نيامد. در اين دوره، مقدار ميانگين شمارش ميكروبي (12 تا 28 نمونه برداري در هفته ) در آب تصفيه شده در محل خروج تصفيه خانه از صفر تا 3 واحد به صفر تا 6 واحد در ميليگرم افزايش نشان داد. در شبكه توزيع يك افزايش جزيي ميانگين شماره ميكروبي(66 نمونه برداري در هفته) از صفر تا 2 واحد به 1 تا 5 واحد در ميليگرم مشاهده گرديد. اين نتايج، تجربيات آمستردام را تاييد مي نمود ]8[. افزايش موضعي شمارش ميكروبي تا حد cfu/ml 300-100 كه قبل از حذف كلر نيز مشاهد ميگرديد، با بالا بردن سرعت جريان آب به حد m/sec 5/0 در لوله هاي موردنظر، برطرف گردد.

در اين زمان يكي از تصفيه خانه ها بعلت نقص فني براي مدت يك هفته تعطيل گرديد. پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه و وصل به شبكه، شمارش ميكروبي در آب تصفيه شده تا cfu/ml 1000 بالا رفت. بدين دليل تزريق موقت مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر در اين تصفيه خانه غير قابل اجتناب بود. پس از اين اقدام، شمارش ميكروبي در شبكه بلافاصله به زير cfu/ml 10 سقوط كرد. همچنين شمارش ميكروبي پس از فيلتر شني آهسته اين تصفيه خانه در مدت دو ماه به كمتر از cfu/ml 20 رسيد و در نتيجه پس از اين مدت ادامه عمليات بدون كلرزني مجددا امكان پذير شد. دليل اصلي افزايش شمارش ميكروبي پس از توقف يك هفته اي، رشد تشديد شده باكتريها در آب راكد داخل فيلترهاي شني آهسته فاقد مواد ضدعفوني، و جاري شدن باكتريها به داخل شبكه پس از راه اندازي مجدد تصفيه خانه بود.

پس از اين دوره، به دليل عملياتي تصفيه خانه، تا ماه مارس 1994 همچنان به مقدار mg/l 05/0 دي اكسيد كلر به آب اضافه گرديد. از اين تاريخ كه مجددا تزريق كلر كاملا قطع گرديد تا به امروز، ميانگين شمارش ميكروبي آب آشاميدني در حدود شمارش شده در سه ماه اول سال 1993 باقي مانده است.

اين تجربه نشان داد كه تغيير سيستم از فرايند داراي حفاظت شبكه به سيستم فاقد كلرزني ايمني به رعايت ملاحظات بهداشتي نياز دارد. پرسنل بايد بياموزند كه در رابطه با استفاده از دستگاهها و تاسيسات مرتبط با آب احتياط لازم را بعمل آورند تا باعث آلودگي آب نشوند. البته اين مساله با آموزش صحيح قابل حل مي باشد.

5- جمع بندي

هدف بهينه سازي سيستم آبرساني يعني توزيع آب آشاميدني بدون افزودن مواد شيميايي براي حفظ شبكه، ميتواند براي آبهاي سطحي نيز پياده شود. بدين منظور، يك فرايند تصفيه مؤثر كه كربن آلي قابل جذب (AOC) را زير mg/l 10 و شمارش ميكروبي را زير cfu/ml 10 نگاه دارد، غير قابل اجتناب است. علاوه بر اين شبكه توزيع بايد سالم بوده و بخوبي نگهداري شود. براي پياده سازي سيستم توزيع آب فاقد مواد ضدعفوني، تقليل گام بگام مقدار مواد ضدعفوني كننده همزمان با يك كنترل دقيق پارامترهاي بهداشتي شبكه كاملا ضروري است.

منبع:

نويسندگان : هانس پتر كلاين و ريچارد فرستر
Zuerich Water Supply, Hardhof 9, PO Box, CH-8023 Zuerich, Switzerland

ترجمه : بهرام مظفر زنگنه مدير عامل شركت پيلاب
شرکت پیلاب 88784638 - 88784639 فن آوري هاي زيست محيطي در صنعت آب - فاضلاب و استخر

[1] WHO Guidelines for drinking water qulity, Vol. 1, World Health Organization, Geneva 1993

[2] Kooij, D., v.d., and Hijnen W., Assimible organic carbon as an indicator of bacterial regrowth, AWWA Journal 84 (1992), p. 7-65

[3] Schoene, D., Influence of materials on the microbiological colonization of drinking water, Aqua 38(1989) , p. 101-113

[4] Anonymous, Vermehrung der Mikroorganismen auf Materialien fuer Trinkwasserbereich; Pruefung und Bewertung, Technische Regeln, DVGW-Arbeitsblatt W 270 (1984)

[5] Jaeggi, N.E., Wiederverkeimung von Trinkwasser durch oligotrophe Wasserbakterien waehrend und nach der Aufbereitung, Ph. D. Thesis, ETH Zuerich, 1986

[6] Naegeli, F., Auswirkungen des Plhenolunfalls vom 20. September 1967 auf das Wasserwerk der Stadt Zuerich, GWA 49 (1969), p.46

[8] Schellart, J.A., Amsterdam drinking water quality before and after stopping safety chlorination, IWES : Summer Conference 1987

استفاده از پساب در آبياري فضاي سبز  صنايع پتروشيمي

دانشمندان معتقدند آينده از آن كساني خواهد بود كه بهترين استفاده را از آب بنمايند بطوري كه در سالهاي آينده ديگر شاهد جنگ نفت نخواهيم بود و شايد در آينده اي نه چندان دور شاهد جنگ آب در جهان باشيم.

يكي از محور هاي اصلي توسعه پايدار در صنايع پتروشيمي استفاده بهينه از منابع مي باشد و استفاده مجدد از فاضلاب به لحاظ اهميت روز افزون ماده حياتي آب از اهداف كلان مديريت شركت ملي صنايع پتروشيمي بوده است بطوري كه  حتي الامكان سعي مي شود كه پساب واحدهاي توليدي پس از انجام تصفيه، مجدداً در بخش آبياري فضاي سبز و يا بخش صنعت در خنك كننده ها مورد استفاده قرار گيرد. شركت ملي صنايع پتروشيمي بعنوان سكاندار صنعت استراتژيك پتروشيمي در ايران با شعار تلاش مستمر ، آفرينش سبز ، بالندگي پايدار ، با بهره گيري از حداكثر توان خود در صدد توسعه هر چه بيشتر صنعت از طريق مجتمع هاي جديد و توسعه مجتمع هاي موجود مي باشد. توسعه اي كه پتروشيمي در پي دستيابي به آن است ، توسعه پايدار و همه جانبه بوده و عميقاً به اين واقعيت معتقد است كه بدون حفظ محيط زيست و استفاده بهينه از منابع، توسعه هر صنعتي تك بعدي و ناپايدار است.  لذا استفاده مجدد از پساب از گزينه ها مورد توجه در صنعت پتروشيمي مي باشد.  تنها نگراني استفاده از پسابها ، بروز آلودگي هاي زيست محيطي در دراز مدت است. بنابراين به منظور رفع چالش هاي زيست محيطي موجود و ارايه راهكارهاي مناسب براي استفاده پايدار از پساب ها، تعيين نوع آلودگي هاي ناشي از آبياري با فاضلاب و تاثيرات زيست محيطي ناشي از آن بايستي به طور كامل بررسي گردد.

مديريت مواد زائد شهري

مديريت مواد زائد جامد عبارتست از جمع آوري و دفع بهداشتي  اين مواد و در سه طبقه كلي دسته بندي مي شوند :

1-     مواد زائد جامد شهري

2-     مواد زائد جامد صنعتي

3-     مواد زائد جامد خطر ناك

مواد زائد جامد شهري : عبارتست از پسماند هاي غذائي ضايعات ساختماني خاكستر و مواد باقي مانده جامد قابل اشتعال و غير قابل اشتعال مثل پلاستيك چرم و منسوجات و و مواد زائد جامد و نيمه جامد ناشي از عمليات تصفيه آب ( لجن و غيره ) .

 

منابع مواد زائد جامد شهري بشرح ذيل است :

-         مراكز مسكوني

-         مراكز تجاري

-         مناطق باز ( خيابانها و كوچه ها )

-         مراكز تصفيه آب

مواد زائد جامد صنعتي : اين زباله ها ناشي از فعاليت هاي صنعتي و تجاري نوعاً شامل اشغال خاكستر زباله هاي ساختماني ناشي از ساخت و ساز و زباله هاي ويژه و خطرناك مي باشند .

زباله هاي خطرناك : شامل ضايعاتي هستند كه براي حيات انسانها ، گياهان و جانوران داراي خطرات آني باشند و شامل ضايعات زير هستند .

1-     ضايعات اشتعال پذير

2-     ضايعات خورند

3-     ضايعات و پسماندهاي راديو اكتيويته

4-     ضايعات سمي

5-     ضايعات مواد منفجره

6-     مواد بيولوژيكي و شيميايي

تركيب فيزيكي زباله :

براي مديريت و برنامه ريزي براي جمع آوري و دفع بهداشتي زباله بايستي از تركيب آن آگاهي كامل داشته باشيم . شناخت تركيب فيزيكي و شيميايي زباله مواد تشكيل دهنده زباله را روشن مي نمايد . لذا در شناخت اين تركيب بايستي مسائل ذيل مورد بررسي قرار گيرد :

-          مقدار رطوبت ذرات

-          دانسيته زباله

-          آناليز ابعادذرات

مقدار رطوبت زباله : ميزان رطوبت زباله معمولاً بصورت مقدار رطوبت موجود در واحد جرم خشك يا مرطوب بيان مي شود .

دانسيته زباله : دانسيته زباله عبارتست از جرم مخصوص زباله و مقادير دانسيته زباله ها بستگي به موقعيت جغرافيائي فصل سال و مدت زمان ذخيره نمودن زباله .

 

آناليز ابعاد ذرات زباله :

اندازه ابعاد ذرات زباله بوسيله سرند هاي طبقه بندي شده تعيين مي گردد و در 4 دسته قرار مي گيرند :

ذرات ريز   0 8 ميليمتر

ذرات متوسط 8- 40ميليمتر

ذرات بزرگ 40- 120ميليمتر

پسماندهاي الك ( سرريز ) عموماً بيش از 120ميليمتر

در شناخت تركيب فيزيكي زباله و آناليز ابعاد آن مواد را به سه گروه عمده طبقه بندي مي كنند :

1-     مواد سوختني يا مواد قابل تبديل به كود ( پسماند سبزيجات ، پارچه ، كتان ، كاه ، علوفه و مواد مشابه ) .

2-     مواد قابل احتراق : چوب ، كارتن ، چرم ، پلاستيك ، استخوان و

3-     مواد غير قابل احتراق و سوختن ( آهن ، فلزات ، سنگ ، چيني ، شيشه ، سراميك و غيره .

در نمونه برداري جهت تعيين اجزاء و تشخيص نوع زباله حداقل 1000 كيلو گرم از زباله براي نمونه تهيه مي شود و در شهر هاي بزرگ نمونه گيري ماهي يكبار و جمعاً 12 در سال انجام مي گيرد . در شهر هاي كوچك 6 تا 4 بار در سال نمونه گيري كاهش مي يابد

 

تركيب شيميايي زباله :

شناخت تركيب شيميايي زباله نيز در مديريت جمع آوري و دفع بهداشتي مهم است . در شناخت اين تركيبات عناصري همچون كربن هيدروژن اكسيژن ازت سولفور و خاكستر دسته هاي مواد زائد مورد سنجش قرار مي گيرد .

در شناخت تركيبات شيميايي زباله همچنين بايد  نسبت كربن به ازت براي تهيه كود درصد خاكستر فلزات سنگين PH هدايت الكتريكي فسفر كلسيم پتاسيم و ميكرو نوترينت ها را تعيين كرد .

 

 

اثرات آلودگي هاي ناشي از دفع غير بهداشتي زباله :

 

بر مبناي اصول بهداشتي و بهسازي زيست محيطي بايستي زباله ها كه منشاء انواع آلودگي هستند در اسرع وقت دفع گردند چرا كه در غير اينصورت انتشار و انتقال بيماري ايجاد بو و چشم اندازهاي بد و نشت شيرابه زباله ها باعث آلودگي شديد محيط زيست مي گردد .

بيماريهايي همچون كزاز حصبه و شبه حصبه انگلهاي روده اي اسهالهاي خوني فلج اطفال سالك پوستي و احشائي و از جمله بيماريهايي هستند كه از طريق آلودگي ناشي از مواد زائد جامد در آب ، هوا و خاك حاصل مي شوند .

 

سياه زخم Anthrocis :

بيماري كه توسط مواد غذائي و علوفه آلوده در دامها بروز نموده و به انسان سرايت مي كند . ابتلاي انسان به اين بيماري از راه خراش پوستي است كه توسط حشرات ايجاد مي گردد .

بروسلوز Brucellosis:

بيماري عفوني است كه در انسان بشكل تب مالت در دامها بصورت سقط جنين ظاهر مي شود و از راه دستگاه گوارش و به وسيله علوفه آلوده به زباله به حيوان سرايت مي نمايد . كاركنان كشتارگاهها و فروشگاههاي گوشت و دامداريها بيشتر در معرض اين بيماري قرار مي گيرند .

كيست هيداتيك Hydatidosis:

نوعي بيماري انگلي شايع در ايران است كه ارتباط مستقيم با مدفوع سگ و رشد لارو اكي نوكوكوس گرانولوزوس ( Echinococus granolossus در يكي از اعضاي بدن انسان به وجود مي آيد .

سگهاي ولگرد و زباله خوار از طريق دفع مدفوع موجب انتشار انگل مي شوند .

بيماريهايي كه از طريق جوندگان انتقال مي يابند :

موشها ي بيمار از طريق مدفوع ادرار و گزش موجب انتشار آلودگي مي شوند . بيماريهاي كريومننژيت سالمونلا تريشينوز و هاري بيماريهاي انگلي مثل آميبياز و از طريق موش منتقل مي شوند .

سه نوع موش منتقل كنند بيماريها عبارتند از : 1- موش خانگي 2- راتوس نروژيكوس 3- راتوس راتوس كه از زباله هاي شهري تغذيه مي كنند و شرايط براي راتوس نروژيكوس از بقيه مهيا تر است .

بيماريهاي ناشي از ابودگي اب به لحاظ وجود فلزات سنگين تركيبات فلوئور كادميوم نيتراتها راديو اكتيو و غيره هستند .

بيماريهاي ناشي از الودگي خاك :

آلودگي خاك اثر مستقيمي روي آلودگي آب دارد و مي تواند در انتشار انواع و اقسام باكتريها ويروسها و انگلها موثر واقع شود .

سيستم هاي مديريت جمع آوري و دفع زباله و كنترل آلودگي ناشي آز آن

 

جهت جلوگيري از الودگي هاي زيست محيطي مواد زائد جامد بايستي بلافاصله بعد از توليد در محل مناسب و با رعايت مسائل بهداشتي نگهداري و سريعاً جمع آوري حمل و نقل و دفع گردند .

80% مخارج كل مديريت مواد زائد جامد مربوط به جمع آوري زباله است .

 

جمع آوري زباله بطور كلي به دو صورت است :

 

1-     جمع آوري خانه به خانه ( براي بافت سنتي و قديمي مورد استفاده قرار مي گيرد ) .

2-     جمع آوري از كانتينر هاي موقت

در روش  كانتينر هاي موقت دو سيستم وجود دارد :

الف) سيستم كانتينر ثابت SCS ( Stationary container system    )

ب) سيستم كانتينر متحرك    )HCS Hauled container system  )

جمع آوري اطلاعات دقيق از وضعيت موجود اجتماع تعيين زمان مورد نياز براي عمليات جمع آوري و بررسي متغيرها از نيازهاي اوليه براي تجزيه و تحليل اساسي در سيستم جمع آوري محسوب مي شود .

شناخت پارامترهايي نظير زمان برداشت در سيستم كانتينر ثابت و متحرك زمان حمل زمان خارج از خط در محاسبات مربوط به خطوط جمع آوري از اهميت خاصي برخوردار است . پس از تعيين لوازم و نيروي انساني مسير حركت و سايل تعيين مي گردد و اطلاعات و مسير دقيقاً روي نقشه پياده مي شود .

دفع نهائي

 

روشهاي دفع عبارتند از :

1-     سوزاندن در كوره هاي زباله سوز

2-     دفن زير خاك يا دفن بهداشتي

3-     تهيه كود كمپوست به طريق سنتي نيمه سنتي و صنعتي

4-     پردازش بازيافت و استفاده مجدد

قبلاً روش تلمبار كردن در اقيانوسها مورد استفاده قرار مي گرفت كه روشي كاملاً غير بهداشتي است و امروزه منسوخ شده است .

 

 

ضوابط كلي انتخاب محل آماده سازي با روشهاي مختلف دفن

دفن بهداشتي زباله يعني انتقال مواد زائد به محل ويژه تخليه لايه بندي و متراكم نمودن آن با پوششي از خاك .

انتخاب محل : محلي كه براي دفن انتخاب مي شود بايستي با توجه به رشد جمعيت محل با وسعت مناسب انتخاب شود و جوابگوي نيازها تا 30تا 40سال آينده باشد . فاصله محل تا مركز جمعيت بايستي 10تا 20كيلومتر منظور گردد و مطالعات اوليه با نقشه برداري از نظر توپو گرافي مشخص شود .

مطالعات زمين شناسي هيدرولوژي زهكشي طبيعي منطقه خاك پوششي قابليت دسترسي هواشناسي بادهاي غالب و مقبوليت عمومي مسائل بهداشتي با دقت انجام مي گيرد و آماده سازي مي شود .

آماده سازي محل دفن : پس از انتخاب محل بر اساس ضوابط بايستي جهت آماده سازي محل جاده كشي تسطيح نصب باسكول اتاق نگهباني فنس كشي برق ـ آب و اقدام شود .

 

جلوگيري از نشت شيرابه زباله به داخل آب : بايستي جهت جلوگيري از نشت شيرابه تدابيري اتخاذ مي گردد . شيب بندي مناسب 2 تا 4 درصد و براي شيب هاي جانبي تا30درصد و ايجاد سد يا حفاظ 3 متري خاك براي جلوگيري از نفوذ سيلاب و آبهاي سطحي بسيار موثر است . در صورتيكه جايگاه دفن زباله مجاور دريا و يا روي سفره آبي  آبهاي زير زمين باشد يا حركت شيرابه بطرف سفره ها انجام شود آبهاي زير زميني آلوده مي شوند . همچنين نفوذ گازهاي توليد شده به داخل آب باعث سختي آب مي شود . شيرابه زباله بشدت سمي است و علاوه برداشتن CO2 داراي BOD5  دو تا سه هزار ميلي گرم در ليتر و COD   سي تا چهل و پنج هزار ميلي گرم در ليتر است . و عناصري نظير كلرور سولفات منيزيوم فسفر كلسيم آهن سديم پتاسيم نيترات آزت آلي و آمونياكي و جامدات معلق را به آبها وارد مي نمايد . شيرابه با روشهاي فيزيكي شيميايي و بيولوژيكي تصفيه مي شود .

 

ماده پوشش زباله : براي پوشش زباله هر نفر در سال حدود 1 متر مكعب خاك پوششي لازم است و حجم خاك پوششي مورد نياز يك چهارم تا يك پنجم حجم كل زباله فشرده شده توصيه مي گردد . پوشش نهائي بايستي 60سانتيمتر خاك باشد .

 

كنترل بو:  بو بوسيله پوشش سريع زباله بستن شكافها و حفره ها و استفاده از مواد از بين برنده بو مثل اورتو دي كلرو- بنزن به نسبت يك بيست و پنجم با آب و مصرف به مقدار 5000ليتر در هكتار است . كنترل آتش سوزي هم بايستي در محلهاي دفن صورت گيرد .

روشهاي مختلف دفن بهداشتي زباله :

روشهاي زير براي دفن زباله وجود دارد :

1-    بصورت مسطح Area Method

وقتي كه زمين براي گود برداري مناسب نباشد بعد از تخليه زباله بصورت نوار باريكي 40تا 75 سانتيمتري روي زمين تسطيح و فشرده مي شوند تا به ضخامت 180تا 300سانتيمتر برسند و آنگاه روي آنها قشري خاك به ضخامت 15 تا 30سانتيمتر مي ريزند و فشرده مي نمايند . عرض هر لايه فشرده نبايد از 240سانتيمتر تجاوز نمايد .

2-    روش سراشيبي Ramp Method

وقتي كه خاك  كمي براي پوشش زباله باشد و در مناطق كوهستاني و يا كم شيب از اين روش استفاده مي نمايند . زاويه شيب مورد نظر با زمين 30 % است و عرض باريكه با توجه به شيب سطح در طول عمليات با نقشه برداري و شدت ترافيك تردد ماشين  آلات طراحي مي شود . در اين روش ابتدا شياري به موازات دامنه سراشيبي ايجاد مي شود و اولين لايه زباله در داخل شيار جايگزين مي شود و سپس مثل روس مسطح ادامه مي يابد .

3- روش ترانشه يا گودالي Trench Method

در مناطقي كه خاك با  عمق كافي در دسترس است و سطح آبهاي زير زميني به اندازه كافي پائين است ترانشه هائي به طول 30تا 120متر و به عمق 1 تا 4 متر و عرض 5/4 تا 15 متر حفر مي شود و زباله در آن ريخته و با خاك ريز به ضخامت 10تا 30سانتيمتر پوشانده مي شود . هزينه اين روش بعلت گود برداري زياد بسيار زياد است .

4-روش دره اي با شيب بسبتاً زياد Ravine Method

در مناطقي كه گودالهاي مصنوعي يا دره هاي مصنوعي وجود دارد از آنها استفاده مي نمايند و فقط بايستي زمين شناسي منطقه ويژگي هاي خاك منطقه و ضعيت آبهاي سطحي و زير زميني سيستم جمع آوري زباله مد نظر قرار گيرد .

5-    روش معمول در زمينهاي باطلاقي

در شرايط اضطراري مي توان از زمينهاي باتلاقي استفاده نمود ولي بايستي كنترل آلودگي صورت گيرد . زهكشي مناسب احداث سد مطمئن با مصالح و ايزولاسيون با 30تا 40سانتيمتر خاك رس كوبيده مهم است .

6-    دفن در زمينهاي ساحلي

عمليات دفن بايستي با توجه به سطح زير زمين ميزان و نوع زباله صورت گرفته تا آب الوده نشوند و مثل روش روش فوق است . بايستي محل ايزوله شود .

فضاي لازم جهت دفن بهداشتي زباله :

جهت برآورد فضاي لازم براي دفن بهداشتي زباله بايستي جمعيت و توليد سرانه زباله آنها را دقيقاً بدانيسم و همچنين نرخ رشد اين جمعيت و سرانه آن را تا 30الي 40سال آينده برآورد نموده تا بتوانيم زمين مورد نياز براي دفن بهداشتي زباله را در نظر بگيريم .

بنابراين فضاي مورد نياز براي دفن زباله تابع جمعيت ، ميزان خاك پوششي ، امكانات بازيافت ، دانسيته و ضخامت قشر زباله دفن شده است .

 

گازهاي متصاعد شده از زباله :

وقتي كه زباله به ايستگاه دفن منتقل و با هر يك از روشهاي موجود دفن مي گردد بعلت وجود فعل و انفعالات بيولوژيكي و شيميايي از زباله گازهائي بوجود مي آيد كه حتي الامكان بايستي جمع آوري شده و براي توليد انرژي مصرف گردند .

اين گازها شامل آمونيوم ، دي اكسيد كربن ، منواكسيد كربن ، هيدروژن ، سولفيد هيدروژن ، متان ، نيتروژن و اكسيژن هستند .

گازهاي متان و دي اكسيد كربن گازهاي اصلي توليد شده ناشي از تجزيه غير هوازي تركيبات آلي زباله مي باشند كه بيش از 90درصد حجم گازهارا  جامد را تشكيل ميدهند.

اگر غلظت گاز متان در هوا بين 5   الي  15     درصد برسد عمل انفجار به وقوع خواهد پيوست البته وجود گاز متان در لايه هاي زباله به علت عدم حضور اكسيژن باعث انفجار نمي گردد، اما در هر صورت بايستي بصورت كنترل شده به اتمسفر تخليه گردد .

اگر گاز متان با روش كنترل نشده به اتمسفر تخليه گردد مي تواند در زير ساختمانها و يا ساير فضاهاي مسدودي كه مجاور يثا روي زمين هاي پر شده از زباله بنا گرديده اند متراكم گردد .

گاز متان از هوا سبك تر است ولي انيدريد كربنيك co2 در حد 5/1 بار از هوا و 8/2 بار از متان غليظ تر است و بنابراين در محل دفن زباله متراكم مي شود و با توجه به وزن مخصوص خود به اعماق محل دفن حركت مي كند .

گاز انيدريد كربنيك با عبور از لايه هاي زيرين در آبهاي زير زميني نفوذ مي كند و در آن حل مي شود و باعث سختي آب مي شود :

با توليد اسيد كربنات كلسيم يا منيزيوم را در خود حل كرده و در واقع علت اصلي افزايش سختي آبهاي زير زميني در مناطق دفن زباله وجود گازكربنيك در لايه هاي دفن است . اين گاز PH آب را پائين مي آورد .

براي جمع آوري و كنترل گازها معمولاً از لوله هاي مشبكي استفاده مي كنند كه در لايه هاي شني كف زمين تعبيه شده است. گازها بصورت جانبي در زير خاك حركت مي كنند .

 اگر تهويه گاز از اماكن دفن بصورت جانبي امكان پذير نباشد الزاماً بايد از لوله هاي عمودي انتقال گاز  استفاده نمايند تا گاز پمپاژ شده به اتمسفر رها گردد .

استفاده از لايه هاي رسي شني براي كنترل گاز و جلوگيري از نفوذ بي رويه آن به اعماق زمين يك روش معمول در اماكن بهداشتي زباله است .

شيرابه زباله :

شيرابه زباله بايد در محل دفن بماند و يا به منظور تصفيه انتقال داده شود . شيرابه زباله مايعي است بسيار سمي . حركت شيرابه درون زمين صورت گرفته و بسته به جنس مواد اطراف آن ممكن است درجهات جانبي نيز حركت كند . ميزان تراوش شيرابه از بستر محل دفن را مي توان با فرض آنكه موانع واقع در زير محل دفن تا بالاي سفره آب زير زميني بحالت اشباع بوده و لايه نازكي از شيرابه در بستر محل دفن موجود باشد . با استفاده از قانون دارسي Darsy’s Law تخمين مي زنند.

سوزاندن زباله :

تقريباً تمام زباله ها را بجز مواد اينرت ( مصالح ساختماني ، آهن آلات ، و ) قابل سوختن هستند . با سوزاندن زباله 90% حجم آن كاهش مي يابد و از گرماي حاصل از سوختن مي توان بهره برداري كرد .

مخارج تاًسيسات سوزاندن زباله بسيار سنگين است و اثرات آن بر محيط زيست نيز مشكوك بنظر ميرسد و گاز هاي ناشي از سوزاندن اثرات بدي روي محيط زيست مي گذارند . گازهاي SO2 و HCL در شدت استهلاك خود تاًسيسات زباله سوز هم ديده مي شوند .

 

 

نكات مثبت سوزاندن زباله :

-         كاهش بسيار زياد حجم زباله

-         استفاده از گرماي آزاد شده

-         دفع مواد پلاستيكي

-         جدا كردن فلزات جهت استفاده مجدد

نكات منفي سوزاندن زباله

- ايجاد آلودگي هوا

-         احتمال دخول نمكهاي حلال در آبهاي زير زميني پس از انباشتن باقي مانده زباله

-          هزينه بسيار زياد

كمپوست يا كود سازي از زباله :

سالهاست كه در كشورهاي مختلف از زباله براي توليد كمپوست ( كود گياهي ) استفاده مي شود . اولين بار آزمايشات عملي كمپوست طي سالهاي 41-1926 توسط واكس من waksman و همكاران او انجام شد . گوتاس بكاري چوبانگولوس از پيشتازان اين علم و فن هستند .

در ايران استفاده از مواد زائد گياهي در روزگاران گذشته مورد توجه بوده است . در سال 48 در اصفهان و در سال 51 اولين كارخانه كودگياهي تهران تاًسيس شد .

براي ساختن كمپوست بايستي تجزيه مواد زائد صورت گيرد و اين تجزيه به دو صورت هوازي و بي هوازي است . در تجزيه هوازي ارگانيسم ها اكسيژن موجود در محيط را مصرف كرده و از مواد آلي تغذيه مي كنند و در اين واكنشها موادي مثل ازت فسفر كربن و ساير مواد غذائي به مصرف و تغذيه پروتوپلاسم سلولي اين موجودات مي رسد و با تنفس ارگانيسم co2 خارج مي گردد . در مقايسه با ازت گياه به كربن بيشتري نياز دارد . 3/2 كربن مصرف شده بصورت co2  دفع مي شود و 3/1 باقي مانده با ازت در ساختمان سلولي شركت مي كند .

بعداز مرگ ميكرو ارگانيسم ها كربن و ازت آنها در دسترس تجزيه كنندگان قرار مي گيرد . اگر نسبت C/N متعادل باشد ازت بصورت آمونياك آزاد مي شود و تحت شرايط خاصي بصورت NO3 اكسيده مي شود .در نتيجه اكسيداسيون كربن به اكسيد كربن مقداري انرژي بصورت حرارت آزاد مي شود اين حرارت ممكن است به 70 درجه سانتي گراد برسد . اگر حرارت بيش از 65 تا 70باشد فعاليت ميكرو ارگانيسم ها كاهش مي يابد .

ميكرو ارگانيسم ها ي مزو فيليك در حدود 45 درجه سانتي گراد و با كتريهاي ترموفيليك در حدود 45تا 65 درجه سانتي گراد را تحمل كرده و در اين دما فعال هستند .

اكسيداسيون درحرارت هاي ترموفيليك سريع تر از مزوفيليك است و زمان كمتري براي تثبيت و تجزيه مواد لازم است . در عمليات هوازي كه بخوبي صورت گيرد بو توليد نمي شود و اگر بوئي توليد شود بايستي با زير و رو كردن عمل هوادهي صورت گيرد .

لازم به ذكر است كه بجز ازت و كربن در كمپوست مواد ديگري نظير فسفر پتاس و عناصر غذائي كه براي رشد گياهان مورد نياز است به وفور يافت مي شود .

در تجزيه بي هوازي ازت موجود در مواد آلي به اسيدهاي آلي و آمونياك تبديل مي شود و كربن در تركيبات آلي جدا شده و به متان احياء مي شود . قسمت مهمي از گازهاي توليدي مثل متان و SH2 كه با بوي خاصي همراه است از تجزيه بي هوازي در طبيعت هم يافت مي شود ( در مردابها ) .

در شرايط بي هوازي بعلت نا مناسب بودن شرايط زندگي و مغايرت محيط براي زيست اين موجودات و در حدود 6 ماه الي يكسال نياز دارد .

در تهيه كمپوست به روش غير هوازي مواد آلي شكسته شده و در غياب اكسيژن از طريق احياء متان هيدروژن مواد آلي شكسته شده و در غياب اكسيژن از طريق احياء متان هيدروژن سولفوره و ديگر گازها كه عموماً موجب تعفن توده هاي كمپوست مي گردد به وجود مي آيد .

تجزيه مواد در توده كمپوست نتيجه فعاليت بسياري از گروهها ي مختلف باكتريها قارچها اكتينوميست ها و پرتوزوآ و ساير موجودات ريز كه در مواد آلي هستند است . ابتدا دماي توده ماده زائد جامد با بيرون يكسان است و سپس با فعاليت باكتريها ي مزوفيليك درجه حرارت بالا رفته و با توليد اسيدهاي آلي PH پائين مي آيد .

بعد از درجه حرارت 40درجه سانتي گراد باكتريهاي ترموفيليك فعاليت مي كنند و جايگزين باكتريهاي مزوفيليك مي شوند و با‌ آزاد كردن آمونياك از ازت محيط را شديداً قليايي مي كنند . در درجه حرارت 60درجه سانتي گراد قارچها ي ترموفيليك از بين رفته و واكنش بوسيله باكتريهاي تشكيل دهنده اسپور و اكتينو ميست ها ادامه مي يابد  و سپس وقتي كه مواد تجزيه شدند واكنش كند شده و حرارت كمپوست سرد مي شود . اين مراحل 5 روز طول مي كشد و كمپوست داراي بوي خاصي است وقتي درجه حرارت به زير 60 درجه سانتي گراد برسد قارچها ي ترموفيليك به عمل خود ادامه داده و سلولز را تحت تاًثير قرار مي دهند كه نتيجه عمل باز هم كاهش حرارت توده كمپوست است تا به درجه حرارت محيط برسد . وقتي درجه حرارت به 40 درجه سانتي گراد برسد باكتريهاي مزوفيليك مجدداً فعال مي شوند و كمپوست به مرحله رسيدگي مي رسد كه اين عمل تا چند هفته طول مي كشد و در طول اين مدت PH قليايي مي ماند و مرحله رشد ماكروفون ها مي رسد . در اين مرحله آنتي بيوتيك ها تشكيل مي شوند كه باعث مرگ بسياري از باكتريها ي مفيد و مضر مي شوند و در مرحله آخر حرارت كمپوست بطور جزئي زياد مي شود كه واكنش هاي ثانويه اتفاق مي افتد و كمپلكس هاي مختلف موجب توليد اسيد هيوميك و گاهي هوموس مي شود .

روشهاي تهيه كود از زباله :

1-     روش Windrows

2-     روش حوضچه اي Pits

3-     روش توده هاي سطحي با هوادهي بدون برگشت هوا Stacks

4-     روش توده هاي سطحي با هوادهي مصنوعي با برگشت هوا Stacks

اهميت C/Nو درجه حرارت در كمپوست :

درجه حرارت عامل بسيار مهمي در كمپوست محسوب مي شود . درجه حرات زياد باعث از بين بردن عوامل بيماري زا و بذور علفهاي هرز است . حداكثر درجه حرارت در فرآيند كمپوست 70 درجه سانتي گراد است و حرارت اپتيمم 60 درجه سانتي گراد است . اگر حرارت خيلي زياد شود باعث افت ازت و تصعيد آمونياك مي شود . در هر صورت افت ازت در درجه حرارت بالا در قبال از بين رفتن عوامل بيماري زا بذر علف هرز و مبارزه با مگس در شرايط بهتر را نمي توان ناديده گرفت .

مديريت مواد زائد شهري و آموزش

مدیریت مواد زائد جامد در شهرهای مختلف ایران به دلیل بافت فرهنگی، جمعیت، اقتصاد، مصرف بی رویه مواد، عدم آگاهی و عدم توجه مردم، عدم احساس مسئولیت، طبیعت ناهمگون و گس ترده مواد زائد، عدم اجرای مقررات ، قوانین و کمبود امکانات در عرصه خدمات شهری با مشکلاتی روبرو می باشد. به منظور فائق آمدن بر بسیاری از مشکلات لازم است که اقدامات جدی در امر بهینه کردن مراحل مختلف مدیریت مواد زائد تولید و نگهداری در محل، جمع آوری، حمل و نقل، پردازش و بازیافت و دفن بهداشتی صورت گیرد. در کلیه مراحل مدیریت یکی از کلیدهای موفقیت آگاهی و مشارکت مردمی می باشد. البته این امر مهم در مرحله تولید و نگهداری در محل ا ز اهمیت ویژه برخوردار است که بازتاب آن بر مراحل بعدی یعنی جمع آوری و حمل و نقل و دفع تاثیر گذار است.

از مهم ترین عوامل موثر بر میزان مشارکت مردم آگاهی ، آموزش و ایجاد انگیزه در آن ها به رو ش های مختلف می باشد، البته آگاهی به تنهایی موثر نمیباشد چون پیامد آگاهی باید تغییر نگرش و در نتیجه تغییر رفتار و اقدام به مشارکت باشد.

در روش های آموزش سنتی به مردم گفته می شود که چه کار انجام دهند و مردم تبعیت میکنند ولی در رو شهای نوین رویکرد از بالا به پایین مردم در تصمیم گیر یها نیز مشارکت دارند لذا پیشنهاد می گردد که مشارکت مردمی در تصمیم گیر یها و سیاستگزار یهای مدیریت مواد زائد در محله افزایش یافته و ارتقاء آگاهی و نگرش و تغییر رفتار در آنان با توجه به روش ها و الگوهای جدید دنیا اجرا شود  .بعلاوه از طریق پرداخت هزینه برای زباله بیشتر ، مسئولیت تولیدکنندگان زباله گسترش یابد.  دفعات جمع آوری دستی بتدریج در محله ها کاهش یافته و برنامه تفکیک مواد زائد در مبداء و بازیافت مواد افزایش یابد.  جریمه ها، مجازات و سایر ضمانت های اجرایی در راستای قوانین و آئین نامه های مدیریت پسماندها در مورد متخلفین در محله اجرا شود. در بعضی مواقع جهت پیشبرد اهداف طرح، برنامه ریزی مشارکت اجباری نیز لازم می باشد.

مديريت مواد زائد شهري و آموزش

مدیریت مواد زائد جامد در شهرهای مختلف ایران به دلیل بافت فرهنگی، جمعیت، اقتصاد، مصرف بی رویه مواد، عدم آگاهی و عدم توجه مردم، عدم احساس مسئولیت، طبیعت ناهمگون و گس ترده مواد زائد، عدم اجرای مقررات ، قوانین و کمبود امکانات در عرصه خدمات شهری با مشکلاتی روبرو می باشد. به منظور فائق آمدن بر بسیاری از مشکلات لازم است که اقدامات جدی در امر بهینه کردن مراحل مختلف مدیریت مواد زائد تولید و نگهداری در محل، جمع آوری، حمل و نقل، پردازش و بازیافت و دفن بهداشتی صورت گیرد. در کلیه مراحل مدیریت یکی از کلیدهای موفقیت آگاهی و مشارکت مردمی می باشد. البته این امر مهم در مرحله تولید و نگهداری در محل ا ز اهمیت ویژه برخوردار است که بازتاب آن بر مراحل بعدی یعنی جمع آوری و حمل و نقل و دفع تاثیر گذار است.

از مهم ترین عوامل موثر بر میزان مشارکت مردم آگاهی ، آموزش و ایجاد انگیزه در آن ها به رو ش های مختلف می باشد، البته آگاهی به تنهایی موثر نمیباشد چون پیامد آگاهی باید تغییر نگرش و در نتیجه تغییر رفتار و اقدام به مشارکت باشد.

در روش های آموزش سنتی به مردم گفته می شود که چه کار انجام دهند و مردم تبعیت میکنند ولی در رو شهای نوین رویکرد از بالا به پایین مردم در تصمیم گیر یها نیز مشارکت دارند لذا پیشنهاد می گردد که مشارکت مردمی در تصمیم گیر یها و سیاستگزار یهای مدیریت مواد زائد در محله افزایش یافته و ارتقاء آگاهی و نگرش و تغییر رفتار در آنان با توجه به روش ها و الگوهای جدید دنیا اجرا شود  .بعلاوه از طریق پرداخت هزینه برای زباله بیشتر ، مسئولیت تولیدکنندگان زباله گسترش یابد.  دفعات جمع آوری دستی بتدریج در محله ها کاهش یافته و برنامه تفکیک مواد زائد در مبداء و بازیافت مواد افزایش یابد.  جریمه ها، مجازات و سایر ضمانت های اجرایی در راستای قوانین و آئین نامه های مدیریت پسماندها در مورد متخلفین در محله اجرا شود. در بعضی مواقع جهت پیشبرد اهداف طرح، برنامه ریزی مشارکت اجباری نیز لازم می باشد.

گرمایش جهانی (GLOBAL WARMING)

آنچه اين روزها از آن به عنوان گرمايش جهاني (Global warming) نام برده مي‌شود در حقيقت افزايش ميانگين درجه حرارت زمين در نزديكي سطح آن است.تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد در طول يكصد سال گذشته ميانگين دماي هوا در نزديكي سطح زمين بين 0.18 تا 0.74 درجه سانتيگراد افزايش يافته است.هيئت بين‌الدولي تغييرات آب و هوايي(IPCC) كه مرجعي معتبر در زمينه تغييرات آب و هوايي و تاثيرات گرمايش جهاني است، در گزارشي اعلام كرد: «بيشتر افزايش دمايي كه از اواسط قرن بيستم در كره زمين مشاهده شده، مربوط به گازهاي گلخانه‌اي است كه انسان‌ها توليد كرده‌اندالبته اين هيئت در گزارش خود نقش عوامل طبيعي چون آتشفشان‌هاي خورشيدي را رد نكرده است اما معتقد است اين اثرات تا اوايل دهه 50 ميلادي كه دنيا هنوز صنعتي نشده بود، قابل بررسي است.مدل‌هاي تغييرات آب و هوايي كه IPCC طراحي كرده است، نشان مي‌دهد در فاصله سال‌هاي 1990 تا 2100 ميلادي ميانگين دماي هواي سطح زمين بين 1.1 تا 6.4 درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد. هرچند اغلب بررسي‌ها تنها به نشان دادن نتايج گرمايش جهاني تا سال 2100 ميلادي اكتفا مي‌كنند، اما دانشمندان معتقدند حتي اگر ميزان گازهاي گلخانه‌اي جو زمين ثابت بماند، اثرات آن تا پايان هزاره سوم پابرجا خواهد بود.گرمايش جهاني اثرات ناخوشايند فراواني بر زندگي انسان‌ها و جانوران روي آن مي‌گذارد. با گرم شدن زمين، يخ‌هاي قطبي آب مي‌شوند، سطح آب درياها بالا مي‌آيد و فصل‌ها شدت بيشتري مي‌گيرند. يعني زمستان‌ها سردتر از هميشه خواهد بود و تابستان‌ها گرم و خشك. اين ماجرا بر كشاورزي كه يكي از كليدي‌ترين صنايع موجود روي زمين است تاثير ناخوشايند مي‌گذارد.

دانشمندان پيش‌بيني در مورد اثرات سوء گرمايش جهاني را تا آنجا پيش برده‌اند كه مي‌گويند با گرم شدن تدريجي زمين، به زودي نوع محصولات كشاورزي زمين‌ها هم تغيير خواهد كرد.شمالي‌ها از جنوبي‌ها داغ‌ترند. در طول اين سال‌ها دماي هوا چه بر سطح آب و چه بر سطح خشكي افزايش يافته است اما افزايش دما بر سطح خشكي به مراتب بيش از سطح آب بوده است. از سال 1979 ميلادي تاكنون ميانگين دماي هواي سطح خشكي دو برابر دماي هواي سطح آب‌ها افزايش يافته است.  (سطح خشكي‌ها در هر دهه 0.25 درجه سانتيگراد گرم‌تر شده در حالي كه اين رقم براي سطح آب 0.13 درجه سانتيگراد است). اينكه چرا افزايش دماي سطح آب‌ها كمتر از خشكي‌هاست، به دو دليل برمي‌گردد. يكي اينكه درياها ظرفيت گرمايي بيشتري نسبت به خشكي دارند و ديگر اينكه دريا از روش‌هايي چون تبخير مي‌تواند حرارت خود را كاهش دهد.به اين ترتيب نيم‌كرده شمالي زمين كه خشكي‌هاي بيشتري نسبت به نيمكره جنوبي دارد، گرمتر است.

تاريخ مكرر: كره زمين تاكنون بارها و بارها گرم و سرد شدن را تجربه كرده است. نزديك‌ترين اين تغييرات 800 هزار سال پيش بود (800 هزار سال در زمين‌شناسي، گذشته بسيار نزديك محسوب مي‌شود) كه زمين هشت دوره يخبندان را تجربه كرد.پديد آمدن سريع گازهاي گلخانه‌اي در اوايل دوران ژوراسيك (حدود 180 ميليون سال پيش) هم سبب شد ميانگين درجه حرارت زمين بين پنج تا 9 درجه سانتيگراد افزايش يابد.تحقيقات كارشناسان دانشگاه انگليسي اپن Open نشان مي‌دهد گرما سرعت فرسايش سنگ‌ها را تا چهار برابر افزايش مي‌دهد. همين دليل سبب شد تا در دوران ژوراسيك، با افزايش دما، دي اكسيد كربن هوا با سنگ‌ها تركيب شود و پس از مدتي (البته نه چندان كوتاه) ميزان كربن هوا به سطح متعادلش بازگردد.

ضررهاي اقتصادي گرم شدن زمين: برخي از كارشناسان اقتصادي در طول اين سال‌ها كه بحث گرمايش جهاني در دنيا داغ شد، تلاش كردند ميزان ضررهاي اقتصادي اين گرمايش را در جهان برآورد كنند. تاكنون بيش از يكصد تحقيق در اين زمينه انجام شده است، اما هنوز نتيجه يكسان و مشخصي به دست نيامده است. اين تحقيقات ميزان مضرات اقتصادي گرمايش جهاني را از رقمي در حدود سه دلار براي هر تن دي اكسيد كربن تا 95 دلار براي هرتن برآورد كرده‌اند.نتايج تحقيقات اين دانشمندان اما بر يك نكته تاكيد دارد: «هرچند كشورهاي توسعه يافته بيشترين ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي را دارند، اما كشورهاي در حال توسعه بيشترين آسيب اقتصادي را از گرم شدن زمين مي‌بينند.

پيمان كيوتو و نافرمانان: در سال 1997، سازمان ملل متحد اجلاسي را در شهر كيوتوي ژاپن برگزار كرد. نتيجه اين اجلاس تنظيم معاهده‌اي در مورد كاهش گازهاي گلخانه بود. پيمان‌نامه‌‌اي كه به پيمان كيوتو معروف شد.بر اساس اين پيمان‌نامه، كشورهاي توسعه يافته از جمله ژاپن ملزم شدند كه ميزان خروج گازهاي گلخانه‌اي خود را تا سال 2012 ميلادي تا 5.2 درصد كاهش دهند. مبناي اين كاهش ميزان توليد گاز گلخانه‌اي در سال 1990 در آن كشورها بود. براساس برنامه‌هاى سازمان بين‌المللى محيط زيست UNEP تا سال ۲۰۱۲ بايد ۳۶ كشور صنعتى اين پيمان‌نامه را امضا كنند و با اجراى اين برنامه دى اكسيد كربن يكى از مهمترين گازهاى سازنده گازهاى گلخانه‌اى ۴۰ بار در سطح جو كمتر خواهد شد. تاكنون 140 كشور اين پيمان را امضا كرده‌اند اما هنوز آمريكا و استراليا به آن نپيوسته‌اند. جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا، معتقد است اجراي اين پيمان زيان اقتصادي بزرگي براي آمريكا به بار مي‌آورد زيرا ساختار صنعتي و كارخانه‌هاي اين كشور به گونه‌اي است كه بيشترين آلايندگي را در جهان دارد و اگر آمريكا بخواهد اين ساختار را تغييربدهد سال‌ها طول مي‌كشد.

 

 

گرمایش جهانی (GLOBAL WARMING)

آنچه اين روزها از آن به عنوان گرمايش جهاني (Global warming) نام برده مي‌شود در حقيقت افزايش ميانگين درجه حرارت زمين در نزديكي سطح آن است.تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد در طول يكصد سال گذشته ميانگين دماي هوا در نزديكي سطح زمين بين 0.18 تا 0.74 درجه سانتيگراد افزايش يافته است.هيئت بين‌الدولي تغييرات آب و هوايي(IPCC) كه مرجعي معتبر در زمينه تغييرات آب و هوايي و تاثيرات گرمايش جهاني است، در گزارشي اعلام كرد: «بيشتر افزايش دمايي كه از اواسط قرن بيستم در كره زمين مشاهده شده، مربوط به گازهاي گلخانه‌اي است كه انسان‌ها توليد كرده‌اندالبته اين هيئت در گزارش خود نقش عوامل طبيعي چون آتشفشان‌هاي خورشيدي را رد نكرده است اما معتقد است اين اثرات تا اوايل دهه 50 ميلادي كه دنيا هنوز صنعتي نشده بود، قابل بررسي است.مدل‌هاي تغييرات آب و هوايي كه IPCC طراحي كرده است، نشان مي‌دهد در فاصله سال‌هاي 1990 تا 2100 ميلادي ميانگين دماي هواي سطح زمين بين 1.1 تا 6.4 درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد. هرچند اغلب بررسي‌ها تنها به نشان دادن نتايج گرمايش جهاني تا سال 2100 ميلادي اكتفا مي‌كنند، اما دانشمندان معتقدند حتي اگر ميزان گازهاي گلخانه‌اي جو زمين ثابت بماند، اثرات آن تا پايان هزاره سوم پابرجا خواهد بود.گرمايش جهاني اثرات ناخوشايند فراواني بر زندگي انسان‌ها و جانوران روي آن مي‌گذارد. با گرم شدن زمين، يخ‌هاي قطبي آب مي‌شوند، سطح آب درياها بالا مي‌آيد و فصل‌ها شدت بيشتري مي‌گيرند. يعني زمستان‌ها سردتر از هميشه خواهد بود و تابستان‌ها گرم و خشك. اين ماجرا بر كشاورزي كه يكي از كليدي‌ترين صنايع موجود روي زمين است تاثير ناخوشايند مي‌گذارد.

دانشمندان پيش‌بيني در مورد اثرات سوء گرمايش جهاني را تا آنجا پيش برده‌اند كه مي‌گويند با گرم شدن تدريجي زمين، به زودي نوع محصولات كشاورزي زمين‌ها هم تغيير خواهد كرد.شمالي‌ها از جنوبي‌ها داغ‌ترند. در طول اين سال‌ها دماي هوا چه بر سطح آب و چه بر سطح خشكي افزايش يافته است اما افزايش دما بر سطح خشكي به مراتب بيش از سطح آب بوده است. از سال 1979 ميلادي تاكنون ميانگين دماي هواي سطح خشكي دو برابر دماي هواي سطح آب‌ها افزايش يافته است.  (سطح خشكي‌ها در هر دهه 0.25 درجه سانتيگراد گرم‌تر شده در حالي كه اين رقم براي سطح آب 0.13 درجه سانتيگراد است). اينكه چرا افزايش دماي سطح آب‌ها كمتر از خشكي‌هاست، به دو دليل برمي‌گردد. يكي اينكه درياها ظرفيت گرمايي بيشتري نسبت به خشكي دارند و ديگر اينكه دريا از روش‌هايي چون تبخير مي‌تواند حرارت خود را كاهش دهد.به اين ترتيب نيم‌كرده شمالي زمين كه خشكي‌هاي بيشتري نسبت به نيمكره جنوبي دارد، گرمتر است.

تاريخ مكرر: كره زمين تاكنون بارها و بارها گرم و سرد شدن را تجربه كرده است. نزديك‌ترين اين تغييرات 800 هزار سال پيش بود (800 هزار سال در زمين‌شناسي، گذشته بسيار نزديك محسوب مي‌شود) كه زمين هشت دوره يخبندان را تجربه كرد.پديد آمدن سريع گازهاي گلخانه‌اي در اوايل دوران ژوراسيك (حدود 180 ميليون سال پيش) هم سبب شد ميانگين درجه حرارت زمين بين پنج تا 9 درجه سانتيگراد افزايش يابد.تحقيقات كارشناسان دانشگاه انگليسي اپن Open نشان مي‌دهد گرما سرعت فرسايش سنگ‌ها را تا چهار برابر افزايش مي‌دهد. همين دليل سبب شد تا در دوران ژوراسيك، با افزايش دما، دي اكسيد كربن هوا با سنگ‌ها تركيب شود و پس از مدتي (البته نه چندان كوتاه) ميزان كربن هوا به سطح متعادلش بازگردد.

ضررهاي اقتصادي گرم شدن زمين: برخي از كارشناسان اقتصادي در طول اين سال‌ها كه بحث گرمايش جهاني در دنيا داغ شد، تلاش كردند ميزان ضررهاي اقتصادي اين گرمايش را در جهان برآورد كنند. تاكنون بيش از يكصد تحقيق در اين زمينه انجام شده است، اما هنوز نتيجه يكسان و مشخصي به دست نيامده است. اين تحقيقات ميزان مضرات اقتصادي گرمايش جهاني را از رقمي در حدود سه دلار براي هر تن دي اكسيد كربن تا 95 دلار براي هرتن برآورد كرده‌اند.نتايج تحقيقات اين دانشمندان اما بر يك نكته تاكيد دارد: «هرچند كشورهاي توسعه يافته بيشترين ميزان توليد گازهاي گلخانه‌اي را دارند، اما كشورهاي در حال توسعه بيشترين آسيب اقتصادي را از گرم شدن زمين مي‌بينند.

پيمان كيوتو و نافرمانان: در سال 1997، سازمان ملل متحد اجلاسي را در شهر كيوتوي ژاپن برگزار كرد. نتيجه اين اجلاس تنظيم معاهده‌اي در مورد كاهش گازهاي گلخانه بود. پيمان‌نامه‌‌اي كه به پيمان كيوتو معروف شد.بر اساس اين پيمان‌نامه، كشورهاي توسعه يافته از جمله ژاپن ملزم شدند كه ميزان خروج گازهاي گلخانه‌اي خود را تا سال 2012 ميلادي تا 5.2 درصد كاهش دهند. مبناي اين كاهش ميزان توليد گاز گلخانه‌اي در سال 1990 در آن كشورها بود. براساس برنامه‌هاى سازمان بين‌المللى محيط زيست UNEP تا سال ۲۰۱۲ بايد ۳۶ كشور صنعتى اين پيمان‌نامه را امضا كنند و با اجراى اين برنامه دى اكسيد كربن يكى از مهمترين گازهاى سازنده گازهاى گلخانه‌اى ۴۰ بار در سطح جو كمتر خواهد شد. تاكنون 140 كشور اين پيمان را امضا كرده‌اند اما هنوز آمريكا و استراليا به آن نپيوسته‌اند. جرج بوش، رئيس جمهور آمريكا، معتقد است اجراي اين پيمان زيان اقتصادي بزرگي براي آمريكا به بار مي‌آورد زيرا ساختار صنعتي و كارخانه‌هاي اين كشور به گونه‌اي است كه بيشترين آلايندگي را در جهان دارد و اگر آمريكا بخواهد اين ساختار را تغييربدهد سال‌ها طول مي‌كشد.

 

محيط زيست بحران در راه است

فعاليت هاى انسان نسل حدود نيمى از گونه هاى گياهى كره زمين را در معرض خطر انقراض قرار داده است. بررسى هاى قبلى حاكى از آن بود كه تنها قريب به ۱۳ درصد از كليه گونه هاى گياهى در خطر انقراض است وليكن بررسى هايى كه جديداً صورت گرفته مشخص ساخته است كه در بررسى هاى قبلى گياهان موجود در مناطق استوايى كه بر اثر تغييرات زيست محيطى مورد تهديد قرار گرفته اند به حساب نيامده است. مناطق استوايى زيستگاه بيشترين گونه هاى گياهى جهان است. پژوهشگران در گزارشى كه در مجله ساينس به چاپ رسيده اعلام كرده اند كه حدود ۸۳ درصد از گونه هاى گياهى اكوادور در خطر انقراض قرار دارند. محيط زيست كشور اكوادور از نقطه نظر غناى گياهى حرف اول را در ميان كشورهاى استوايى مى زند. از تعميم اين اطلاعات به سرتاسر جهان اين نتيجه به دست مى آيد كه ۲۲ تا ۴۷ درصد از كل گونه هاى گياهى جهان در خطر انقراض قرار دارند. گياه شناسان در مورد شمار گونه هاى گياهى جهان اتفاق نظر ندارند و تعداد گونه هاى گياهى را بين ۳۱۰ تا ۴۲۲ هزار گونه برآورد مى كنند. «پيتر يورگنسن» از باغ كشاورزى ميسورى مى گويد: «اكثر گونه هاى گياهى جهان در مناطق استوايى مى رويند. از طرفى تقاضا براى به دست آوردن زمين هاى جديد كشاورزى براى تامين غذاى شمار فزاينده مردم در كشورهاى استوايى، بزرگترين عامل انقراض گونه هاى گياهى در جهان است.» به گفته وى در اين مناطق، جنگل هاى طبيعى بريده و سوزانده مى شوند و مرغزارها به كشتزارها و چراگاه ها تبديل مى شوند. وى در ادامه افزود: «گرمايش تدريجى زمين مى تواند فرآيند انقراض نسل گياهان را تشديد كند زيرا اراضى كشاورزى مانع از آن مى شوند كه گياهان در مقابل تغييرات اقليمى واكنش نشان داده و به طور طبيعى مهاجرت كنند.» در پايان بايد خاطرنشان كرد كه ممكن است در حال حاضر گرمايش هوا اثرى نداشته باشد اما در آينده اثر خود را نشان خواهد داد. هر چقدر كه فعاليت هاى مربوط به تكه تكه سازى زمين هاى كشاورزى بيشتر شود براى محيط زيست طبيعى نشان دادن واكنش دشوارتر خواهد بود. گياهانى كه براى يافتن مكانى خنك تر براى رشد مى بايست به اين سو و آن سو مهاجرت كنند قادر به انجام اين كار نخواهند بود زيرا كشاورزان در سر راه آنها قرار دارند.
برگرفته از سایت : آینده نگری

نقش خودروها در آلودگی هوا شهر تهران

طبق آمار روزانه حدود ۳ تن منواكسيد كربن، ۴۵ تن هيدروكربن نسوخته، ۱۳۰ تن اكسيدهاى نيتروژن، ۳۰ تن گوگرد و ۳۰ تن ذرات معلق وارد هواى از پيش آلوده تهران مى شود. هر چند همه به نقش چشمگير خودروها در آلودگى هواى تهران اذعان داريم، باز هم شاهد آنيم كه مسئولان صنعت كشور روياى توليد سالانه يك ميليون دستگاه خودرو را در سر مى پرورانند. كيفيت بد سوخت مصرفى در كشور، پايين بودن استانداردهاى خودروهاى توليد شده در كشور و همچنين ميزان بالاى مصرف سوخت از مهمترين دلايل آلودگى اين كلان شهر است. هرچند در چند سال اخير شركت هاى زيادى اقدام به توليد خودرو كرده اند اما هيچ كدام از اين خودروها در سال هاى اخير طراحى نشده اند و لاجرم از تكنولوژى روز بى بهره اند. به طورى كه به جز يكى دو خودرو هيچ كدام از كيفيت جهانى برخوردار نيستند. مصرف بيش از حد سوخت (بين سه تا چهار برابر متوسط جهانى) بيانگر همين موضوع است. به نظر مى رسد براى رهايى از اين معضل مسئولان بايد از سود هنگفت توليد خودروهاى از رده خارج به قيمت بالا چشم پوشى كرده و با سرمايه گذارى مناسب به توليد خودروهايى در استانداردهاى جهانى بينديشند.معضل ديگر آلودگى هواى تهران وجود تعداد زياد خودروهاى سوارى و نبود سيستم حمل و نقل عمومى است. امروزه عمده خودروهاى توليد شده در كشور خودروهاى سوارى است اما سيستم حمل و نقل عمومى همانند اتوبوس و مترو در ايران هيچ گونه كارايى ندارد. (نكته جالب آنكه يكى از مسئولان ترافيك كشور در يك برنامه تلويزيونى در پاسخ به اين پرسش كه چرا سيستم حمل و نقل عمومى تقويت نمى شود يا تعداد اتوبوس ها را زياد نمى كنيد، پاسخى گفت به اين مضمون «وجود اتوبوس در شهر تهران باعث تشديد ترافيك مى شود!» مشكل ترافيك تهران به خودروهاى تك سرنشين مربوط مى شود!!) راه حل ديگر براى معضل آلايندگى خودروها استفاده از ديگر وسايط حمل و نقل و استفاده از خودروهاى دوگانه سوز يا گازسوز است. نقش اتوبوس هاى برقى در حمل و نقل تهران بسيار ناچيز و توليد خودروهاى گازسوز نيز به رغم حجم بالاى تبليغات بسيار كم است و به نظر مى رسد تبليغ فراوان درباره توليد آنها توجيه افكار عمومى و متقاعد ساختن آنها است كه مسئولان به فكر حل اين معضل هستند.عدم توجه به محيط زيست و تخريب باغ ها عامل ديگر افزايش آلودگى محيط زيست است. با توجه به سودآورى كلان ساخت و ساز  و بساز بفروشى در تهران مى توان به انگيزه تبر به دستان پى برد. نكته جالب توجه در اين زمينه نيز آن است شهردارى به عوارض ساخت وساز و فروش تراكم همانند يك چاه نفت نگاه مى كند كه مى تواند درآمد كلان و بادآورده اى را براى شهردارى به همراه داشته باشد و به اين ترتيب به اين معضل دامن زده است. شايد راه حل اين مشكل توجه بيشتر به شهرستان ها و انجام فعاليت هاى عمرانى در شهرستان ها باشد تا شهرستانى ها  به تهران همانند كعبه آمال ننگرند. بسيارى از كشورهاى ديگر به جاى آنكه اجازه دهند شهرهايشان به طور بى رويه و بدون طرح و برنامه رشد يابند در اطراف شهرهاى اصلى شهرك هاى اقمارى با امكانات كافى طراحى مى كنند تا بخش عمده مهاجران را به نحو مناسب و شايسته اى اسكان دهند. هرچند كه مشابه چنين طرح هايى در ايران نيز انجام شده و شهرك هايى همانند پرديس ساخته شده است اما به دلايل بسيار اين الگو بردارى نيز نتوانست موفقيت آميز عمل كند.اما يكى از مهمترين معضلات آلايندگى خودروها به اين نكته برمى گردد كه شهر تهران در هيچ دوره و مرحله اى از ساخت خود هيچ طرح و برنامه اى را براى ساخت و ساز يا معمارى شهرى به خود نديده است.هيچ كدام از مديران شهرى تا همين چند سال پيش هرگز تصورش را هم نمى كردند كه روزى برسد شهر تهران به جمعيت بالاى ۱۰ميليون برسد. مديران شركت ايران خودرو كه تا چند سال پيش تعداد كل خودروهاى توليدى اش به پنج، شش هزار نمى رسيد به خواب هم نمى ديدند توليد شركت به چندصدهزار دستگاه در سال برسد.سه ميليون دستگاه خودروى شهر تهران بايد در همان شهرى تردد كنند كه در دهه هاى سى و چهل و به مقتضاى همان روزها طراحى و ساخته شده بودند.نتيجه آن ترافيك بسيار كند و ازدحام خودروها در پشت چراغ قرمز است كه امروزه همه شاهديم. به نظر بسيارى از كارشناسان بخش بسيار عمده اى از مصرف بنزين و توليد آلاينده ها پشت همين چراغ هاى قرمز صورت مى گيرد. اولين راه حلى كه براى گريز از اين معضل به نظر مى رسد، ساخت راه ها، خيابان ها، بزرگراه ها و به ويژه تقاطع هاى غيرهم سطح است، اما با توجه به اين نكته كه چنين مواردى از قبل پيش بينى نشده بود ساخت بزرگراه ها در تهران چنان هزينه بر است كه چنين طرح هايى را به پروژه هاى عظيمى تبديل مى كند.با اينكه امروزه همه به لزوم بازنگرى در مديريت شهرى واقفيم اما اخيراً به رغم ساخت وسازهاى زيادى كه صورت گرفته، پديده ترافيك به دليل گستردگى و پيچيدگى موضوع همچنان حل نشده باقى مانده است.موقعيت جغرافيايى شهر تهران و محصور بودن در كوه ها و نبود جريان هاى مناسب هوا از يكديگر معضلاتى است كه بر آلودگى هواى تهران دامن مى زند. رشته كوه البرز همچون ديوارى رابطه هوا با ديگر مناطق اطراف را قطع كرده و باعث مى شود جريان هواى مناسب وجود نداشته باشد. به عبارت ديگر سكون هوا در اين منطقه به تشديد بحران آلودگى كمك كرده است. واقع شدن شهر تهران در منطقه خشك و كم باران عامل ديگرى است كه باعث مى شود شهروندان روزهاى متوالى چشم به آسمان بدوزند بدون آنكه بارش باران و برف به تلطيف هوا كمك كند. تراكم آلاينده ها و كمى بارش در شهر تهران باعث مى شود در همان معدود روز هاى بارندگى با معضل ديگرى علاوه بر مشكلات جارى همانند وقوع راه بندان و جارى شدن سيل مواجه شويم. بارش باران هاى اسيدى مشكلى است كه در شهر هاى صنعتى بسيار روى مى دهد. اما شدت آن در مناطق پرباران كه بارش باران منظم و دائم است، چندان قابل توجه نيست، اما در تهران به معضل ديگرى تبديل شده است. هرچند نمى توان مكان جغرافيايى تهران را تغيير داد يا وضعيت آب و هوايى آن را تغيير داد اما مى توان انتظار داشت كه مسئولان با اتخاذ شيوه هاى مناسب و كنترل دقيق و مستمر كارخانه ها و كارگاه ها ميزان آلايندگى آن را به طور دائم كنترل كنند يا در صورت لزوم واحد هاى آلاينده ها را به حومه شهر هاى بزرگ منتقل كنند تا ميزان آلاينده ها در دراز مدت كاهش يابد.اگر در نظر داشته باشيم كه هر انسانى در هر روز ۲۲ هزار تنفس مى كند و در اين مدت ۱۶ كيلوگرم هوا را استنشاق مى كند به اهميت هواى پاكيزه و لزوم كنترل آلودگى هوا بيشتر پى مى بريم.آلودگى هواى تهران در شرايطى به وضعيت بحرانى مى رسد كه كميته نظارت و هماهنگى مواقع اضطرارى آلودگى هواى تهران يكشنبه شب تشكيل جلسه داده بود، با غيبت ۱۰ عضو از ۱۶ عضو خود مواجه شد. در اين جلسه نمايندگان وزارتخانه هاى بهداشت، كشور، آموزش و پرورش، راهنمايى و رانندگى و هواشناسى! در جلسه حضور نداشتند و قرار شد با مسئولان اين دستگاه ها مكاتبه شود! گويا مسئولان شهر تهران به تازگى دريافته اند كه بهترين راه مقابله با آلودگى هواى تهران مكاتبه با مسئولان مربوطه است! جالب توجه آنكه استاندار تهران با اشاره به عدم حضور مسئولان سازمان و دستگاه هاى مختلف گفته بود پيش از آنكه وضعيت هواى تهران اضطرارى اعلام شود بايد وضعيت اين جلسه را اضطرارى اعلام كرد. نكته جالب تر آنكه در روزى كه به دليل آلودگى هواى كل شهر تهران به حالت تعطيل درآمده است، سازمان هايى مثل محيط زيست و شركت كنترل آلودگى هواى تهران كه مستقيماً به اين مسئله مربوطند و در واقع بايد پاسخگوى شرايط به وجود آمده باشند، به تعطيلات رفته اند! اين مسئله مثل آن است كه ستاد حوادث غير مترقبه پس از وقوع سيل به تعطيلات بروند و غافل از آنكه به ويژه براى مقابله با چنين شرايطى تشكيل شده اند، به تعطيلات بروند و پس از آنكه همه مشكلات حل شد و آب ها از آسياب افتاد به ادارات خود برگردند! همين فراموش كردن مسئوليت ها و وظايف است كه شهر ما را به چنين وضعيت اسف آورى درآورده است. آيا به نظر شما براى مقابله با شرايط نابهنجار وضعيت هواى آلوده، بايد به روش هاى مقابله با اين بحران فكر كرد يا ساعت نه شب وقتى كه تايپيست و حروفچين، نمونه خوان، صفحه بند، معاون و سردبير با دندان قروچه بالاى سر آدم ايستاده اند، در مورد مضرات آلودگى هوا و راهكار هاى مقابله با آن مقاله نوشت؟

محیط زیست و صنعت پتروشیمی از دو دید گاه

 از نگاه دکتر سيد باقر مرتضوي، مشاور زيست محيطي

شرکت ملي صنايع پتروشيمي در جهت دستيابي به هدف اصلي خود که همان توسعه پايدار مي‌باشد، اولويت مهمي را براي حفاظت از محيط‌زيست در مجتمع‌ها قائل شده است. در گام اول با ايجاد دفاتر حفاظت و کنترل محيط‌زيست اقدام به ساماندهي وضعيت مجتمع‌ها کرده و خط‌مشي زيست‌محيطي خود را در محورهاي زير تدوين و اجرا نموده است:

1-    بايد قبل از احداث هر مجتمع، ارزيابي زيست‌محيطي صورت پذيرد.

2-    بايد کليه مجتمع‌ها گواهينامه ISO 14000 دريافت نمايند.

3-    مصرف انرژي، مواد اوليه و آب بهينه گردد.

4-    ضايعات توليدي به حداقل ممکن کاهش يابد.

5-    کليه فاضلاب‌ها تصفيه و مجددا استفاده شود.

6-     کليه پسماند‌ها طبقه‌بندي و بازيافت گردد.

7-    مواد مخرب لايه ازن با مواد مناسب جايگزين گردد.

8-    فضاي سبز تاحد امکان گسترش يابد.

پتروشيمي در اين راستا اقدامات متعددي انجام داده که برخي از آنها عبارتند از:

الف) فاضلابهاي صنعتي و بهداشتي:

پتروشيمي جزو صنايع پرمصرف آب مي‌باشد که تبعاً مقادير زيادي پساب توليد مي‌نمايد. بنابراين در مرحله اول، شناسايي دقيق فاضلاب‌ها و اندازه‌گيري کمي و کيفي آلاينده‌ها در کليه واحدها انجام گرديده و عمليات طراحي و احداث سيستم‌هاي تصفيه فاضلاب‌هاي صنعتي و بهداشتي انجام شد.

در حال حاضر در تمام مجتمع‌هاي پتروشيمي، فاضلاب‌هاي صنعتي و بهداشتي توليدي در مجتمع‌ها جمع‌آوري و بطور اصولي تصفيه شده و مطابق استاندارهاي سازمان محيط‌زيست به محيط تخليه مي‌شود. آب‌هاي تصفيه شدة حاصل نيز مجدداً در خط توليد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بدين ترتيب ضمن کاهش هزينه‌هاي توليد، تا حدود زيادي نيز از مصرف آب خام جلوگيري مي‌شود. بعنوان مثال در پتروشيمي اراک که تصفيه‌خانه بسيار پيشرفته‌اي نيز دارد، پسابهاي صنعتي بعنوان آب فرآيند و يا در آبياري فضاي سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در مجتمع‌هاي پتروشيمي بندر امام و رازي نيز برنامه مديريت فاضلاب‌هاي صنعتي در حال انجام بوده و با جديت دنبال مي‌شود. در مجتمع‌هاي در حال احداث نيز به موازات احداث واحدهاي صنعتي، تصفيه‌خانه‌هاي مربوطه در حال احداث است، به نحويکه در منطقه ويژه اقتصادي ماهشهر هم اکنون سه تصفيه‌خانه در حال احداث بوده و يکي از تصفيه‌خانه‌ها در حال راه‌اندازي مي‌باشد؛ اين در حالي است که واحدهاي صنعتي هنوز به مرحله بهره‌برداري نرسيده‌اند. يعني تصفيه‌خانه‌ها قبل از واحدهاي صنعتي به بهره‌برداري مي‌رسند.

ب) آلودگي هوا و صوت:

با توجه به تنوع مواد توليدي و مصرفي در پتروشيمي، احتمال آلوده شدن هوا در اين صنعت بالا مي‌باشد. در اين مقوله نيز اقدامات مؤثري صورت گرفته است، به طوريکه در تمامي مجتمع‌هاي پتروشيمي مطالعات ارزيابي کمي و کيفي آلاينده‌ها صورت گرفته و اقدامات لازم جهت کنترل آلاينده‌ها نيز در حال انجام است. مثلاً در مجتمع پتروشيمي رازي دو طرح بصورت همزمان جهت حذف آلاينده‌هاي آمونياکي در حال مطالعه مي‌باشد. همچنين در برخي ديگر از مجتمع‌ها (نظير اراک و بندر امام )، دستگاه‌هاي پيشرفته اندازه‌گيري آلاينده‌هاي اتمسفري خريداري و بصورت روزانه و Online، مبادرت به اندازه‌گيري اين آلاينده‌ها کرده و از نتايج آن براي اصلاح و بهبود وضعيت هواي منطقه استفاده مي‌نمايد. در کنار آن کنترل بهسوزي مشعل‌هاي موجود در مجتمع‌هاي پتروشيمي بوسيله دوربين‌هاي مدار بسته و تنظيم هواي اضافي و تزريق بخار آب, حرکت ديگري جهت کاهش آلودگي هواي مجتمع‌هاي پتروشيمي مي‌باشد.

ج) مواد زائد جامد:

پروژه‌هاي متعددي جهت شناسايي، طبقه‌بندي، تفکيک، پردازش و دفع اصولي مواد زائد جامد، اعم از صنعتي و شهري در مجتمع‌ها به انجام رسيده است. پروژه‌هاي مکان‌يابي محل‌هاي دفن اصولي مواد زائد جامد در اغلب مجتمع‌ها انجام شده و هم اکنون در مرحله طراحي محل دفن مي‌باشد. لازم به ذکر است در اين خصوص شرکت ملي صنايع پتروشيمي با حمايت از برخي شرکت‌ها و صنعتگران نسبت به جمع‌آوري و بازيافت زائدات پلاستيکي و PET نيز (که امروزه از معضلات زيست‌محيطي کشورمان هستند) اقدام نموده است.

د) پژوهشهاي زيست‌محيطي:

شرکت ملي پتروشيمي در راستاي حل معضلات زيست‌محيطي مجتمع‌هاي پتروشيمي و توسعه ارتباط صنعت با دانشگاه‌، به انجام پژوهشهاي زيست‌محيطي دست زده است. اين فعاليتها بر محور اصلاح فرآيند و کاهش دورريزها، تصفيه آب و فاضلاب، کنترل آلودگي هوا و بازيافت ضايعات پليمري استوار شده است.

ه) فضاي سبز:

از جمله اقدامات مفيد مجتمع‌ها، تلفيق صنعت با فضاي سبز مي‌باشد. طبق استانداردهاي زيست‌محيطي بايد ده درصد از فضاي صنعتي به فضاي سبز اختصاص داده شود، ولي در پتروشيمي درصدهاي بالاتري به اين مساله اختصاص داده شده است. به عنوان مثال در پتروشيمي اصفهان در مقابل 65 هکتار فضاي صنعتي، 85 هکتار فضاي سبز احداث شده است. در حال حاضر حدود 1000 هکتار فضاي سبز در اطراف و داخل 9 مجتمع توليدي فعلي احداث و نگهداري مي‌شود. آبياري اين فضاي سبز از پسابهاي تصفيه شده صنعتي صورت مي‌پذيرد که تا حد زيادي از مصرف آب خام کاسته است.

دستاوردهاي پتروشيمي در زمينه محيط زيست:

شرکت ملي صنايع پتروشيمي با اجراي سياست‌هاي زيست‌محيطي توانسته به موفقيتهاي متعددي نائل آيد. از آن جمله دريافت گواهينامه ISO 14000 توسط کليه مجتمع‌هاي پتروشيمي مي‌باشد. اين گواهينامه‌هاي ISO 14000، از طرف شرکت‌هاي معتبري نظير SGS و DNV داده شده و اگر طبق‌نظر برخي کارشناسان اين شرکت‌ها مورد تاييد نباشد، بايد به سازمان محيط‌زيست و مؤسسه استاندارد ارجاع شود که چرا شرکتهاي غيرمعتبر در داخل کشور فعاليت اين‌چنيني دارند.

از جمله ديگر موفقيت‌ها، اهداي اولين جايزه محيط‌زيست ايران به پتروشيمي در سال 80 و دومين جايزه ملي محيط‌زيست ايران به پتروشيمي در سال 81 و دريافت عنوان بهترين صنعت سبز برگزيده، صنعت پاک و صنعت سبز توسط مجتمع‌هاي اصفهان، اراک، خراسان، شيراز و تبريز از طرف سازمان حفاظت محيط‌زيست مي‌باشد.

درخصوص دريافت اين جايزه‌ها و تعميم آن به شرکت ملي صنايع پتروشيمي بايد اين نکته را مدنظر قرار داد که شرکت ملي صنايع پتروشيمي (که دفاتر مرکزي آن در تهران است ) خود به خود آلاينده‌اي توليد نمي‌کند. بلکه واحدهاي توليدي و به اصطلاح مجتمع‌هاي پتروشيمي هستند که امکان توليد آلاينده‌هاي زيست‌محيطي در آن وجود دارد و زمانيکه هر يک از اين مجتمع‌هاي توليدي عنوان صنعت سبز، پاک و سبز برگزيده را داشته باشند، شرکت ملي صنايع پتروشيمي نيز که مديريت کلان همه مجتمع‌ها را برعهده دارد، نيز صنعتي سبز خواهد بود.

در کنار تلاشهاي مذکور، شرکت ملي صنايع پتروشيمي به برقراري و تقويت ارتباط مؤثر ميان مجتمع‌هاي توليدي با دفتر محيط‌زيست NPC اعتقاد داشته و در جهت تقويت آن تلاش نموده است. اين ارتباط نه تنها در داخل سازمان پتروشيمي جريان دارد که با ساير وزارتخانه و قسمتهاي ديگر آن نيز جاري و ساري است.

ارتباط شرکت پتروشيمي با سازمان حفاظت محيط زيست

ارتباط اين شرکت با سازمان حفاظت محيط‌زيست نيز در حد مناسبي بوده و در برخي موارد بسيار درخور توجه است. طبيعي است که در برخي موارد بنا به دلايل متعارف، نارضايتي از طرف کارشناسان محيط‌زيست وجود داشته باشد. چه بسا از طرف کارشناسان اين شرکت نيز برخي نارضايتي‌ها از آن سازمان وجود دارد که در حد متعارف خود قابل پذيرش است. رفع اين ناهماهنگي‌ها و نارضايتي‌ها نياز به هم‌انديشي وگفتگوهايي دور از جنجال دارد تا بتوان کليه مشکلات را حل نموده و اين اندک نارضايتي دوجانبه را نيز از ميان برد.

علاوه بر ارتباط دفاتر محيط‌زيست مجتمع‌ها و دفتر NPC، ارتباط مؤثري ميان مديران و اين بخش برقرار مي‌باشد. خوشبختانه مديران ارشد کليه مجتمع‌هاي توليدي به اندازه کافي با مباحث زيست‌محيطي آشنا بوده و از علاقه بسيار زيادي نيز برخوردار هستند؛ چرا که انجام پروژه‌هاي متعدد زيست‌محيطي در تمام مجتمع‌هاي پتروشيمي بدون نظر مساعد و موافق مديريت مجتمع‌ها عملي نخواهد بود.

در پايان اين نکته بايد مدنظر قرار گيرد که مکان‌يابي و احداث و فرآيند برخي مجتمع‌ها نظير مجتمع  پتروشيمي بندر امام، ساليان پيش و حتي قبل از انقلاب صورت پذيرفته است که مشکلاتي را بدنبال داشته و امروزه تلاش محيط‌زيست پتروشيمي در جهت کاهش اين مشکلات مي‌باشد. اما در خصوص منطقه ويژه ماهشهر و پارس جنوبي مطالعات ارزيابي اثرات زيست‌محيطي (EIA) جامعي قبل از احداث اين مناطق صورت گرفته و به تاييد دفتر ارزيابي سازمان حفاظت محيط‌زيست نيز رسيده است که مستندات آن موجود بوده و در صورت نياز قابل ارائه است. بنابراين اين مجتمع‌ها از نظر زيان‌هاي زيست‌محيطي، کمترين خسارات را بدنبال خواهند داشت.

از نگاه دکتر نبي بيدهندي، رئيس دانشکده محيط‌زيست دانشگاه تهران 

دکتر نبي بيدهندي در زمينه آلودگيهاي صنايع نفت و صنايعي نظير پتروشيمي و علل آن گفت: " امروزه بحث آلودگيهاي نفتي در دنيا اهميت زيادي پيدا کرده است؛ زيرا آلودگيهايي که از بنادر مختلف حاوي صنايعي نظير پتروشيمي، درون آبهاي آزاد رها مي‌شود، باعث تجمع مواد نفتي و مشتقات آن در آب و موجودات ريز شده و ماهي‌هايي را که از اين مواد تغذيه مي‌کنند آلوده مي‌سازد. اين آلودگيها در کبد ماهي‌ها تجمع پيدا کرده, وارد زنجيره غذايي شده و به يک عامل اصلي جهت ابتلا به سرطان‌هاي مختلف تبديل مي‌شود.

نمونة اين آلودگيها، آلودگيهاي جيوه‌اي ناشي از پسابهاي مجتمع پتروشيمي بندر امام است که سالها است آبهاي خليج فارس را به اين ماده خطرناک آلوده ساخته است. ما اين مشکلات و خطرات ناشي از آن را براي اين صنايع روشن ساختيم و به آنها در زمينه مرگ و مير و آلوده شدن آبزيان و خطراتي که در نهايت براي مردم بوجود مي‌آيد، هشدار داديم. در حال حاضر نيز يک سري حرکت‌هايي صورت گرفته و تصميماتي اتخاذ شده، اما هنوز به مرحله عمل نرسيده است.

مثلاً محصولات پليمري که در حال حاضر توليد مي‌شود، از مواد اوليه آلي خطرناکي ساخته مي‌شود که بسيار سرطان‌زا است. بخشي از اين مواد خطرناک، در پروسه تبديل مواد اوليه به محصول، در پليمر باقي مي‌مانند و ما مجبور به دفع آنها هستيم که اين دفع, باعث آلودگيهاي بالاي زيست‌محيطي خواهد شد. دليل اصلي اين مشکلات، عدم بهره‌گيري از تکنولوژي‌هاي مناسبي است که درکشورهاي پيشرفته مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

ما در صنايع خود از تکنولوژيهاي بروز و کارآمدي که مواد اوليه را بطور کامل مصرف کرده و تماماً به پليمر تبديل سازد بي‌بهره‌ايم؛ لذا فرآوري کامل را نمي‌توانيم انجام دهيم و مجبور به دفع مواد تضييع شده خود به محيط مي‌باشيم. اگر ما واقعاً توانمندي توليد يک فرآورده‌اي را نداريم، نبايد به سمت توليد آن فرآورده برويم. زيرا هزينه‌ها و اثرات سوئي که بدنبال خواهد داشت در درازمدت بسيار بيشتر از سودي است که نصيب ما مي‌سازد."

ارتباط با دانشگاه و سازمان حفاظت محيط زيست

دکتر نبي بيدهندي همچنين در زمينه ارتباط ميان صنايع پتروشيمي، سازمان حفاظت محيط‌زيست و دانشگاه گفت: "در کشورهاي ديگر، وقتي تصميم به انجام کاري گرفته مي‌شود، از ابتدا کار را به دانشگاه واگذار مي‌کنند تا مورد تحقيق و پژوهش علمي قرار گيرد و بعد وارد مرحله اجرايي شود. اما در کشور ما هيچ‌گونه ارتباطي بين دانشگاه و مراکز صنعتي نظير پتروشيمي و حتي سازمان حفاظت محيط‌زيست وجود ندارد. در حال حاضر ممکن است در اکثر سازمانها گزارشات متعدد زيست‌محيطي وجود داشته باشد اما هيچ‌کدام آنها نمي‌تواند بعنوان يک سند کاربردي مورد استفاده قرار گيرد.

وقتي ارتباط مؤثري ميان سازمانها و ارگان‌ها وجود نداشته باشد، زمانيکه بنده به وزارت نفت يا پتروشيمي مراجعه مي‌کنم، آمار لازم و دقيق را به بنده نمي‌دهند، و از طرف ديگر هنگاميکه مسئولان آن سازمانها نيز به ما مراجعه مي‌کنند، ما آمار دقيق خود را در اختيار آنها نخواهيم گذاشت. در اين صورت چنانچه گزارشي تهيه شده و راه‌حلي نيز پيشنهاد شود، مورد شک و شبهه دوطرف خواهد بود. به همين دليل اکثر گزارشاتي که تهيه مي‌شود قابل استفاده نيست و بصورت نمايشي مي‌باشد.

دفاتر زيست‌محيطي که در مجتمع‌ها تاسيس شده‌اند، نيز هيچ ارتباط مؤثري نه تنها با دانشگاه، بلکه با سازمان حفاظت محيط‌زيست نيز ندارند. به نظر بنده اين بخشها فقط بدليل اينکه بتوانند نمايش داده و بگويند ما اين کار و آن کار را انجام داديم، همانند بخش‌هاي R&D بصورت نمايشي بوجود آمدند و عملاً تاثيري در بهبود اوضاع نداشتند. من فکر مي‌کنم احداث و اداره اين دفاتر تنها صرف هزينه بسيار هنگفتي است که بر دوش صنايع پتروشيمي و نفت گذاشته مي‌شود. چون نه نيرويي که در اين دفاتر استفاده مي‌شود، نيروي متخصصي است و نه افرادي که مسؤلين دفاتر زيست‌محيطي را تشکيل مي‌دهند افرادي هستند که در اين حوزه کارآمد باشند و اگر متخصص هم باشند  بدليل برخورداري از پستهاي متعدد، وقت لازم را جهت پرداختن به اين امور ندارند.

بنابراين ما نياز به يک ارتباط منسجم و راحت و برپايه اعتماد متقابل، ميان کليه بخشها، از دفاتر زيست‌محيطي مجتمع‌ها گرفته تا خود دفتر محيط‌زيست شرکت ملي پتروشيمي, دانشگاه و سازمان حفاظت محيط‌زيست داريم، تا مشکلات موجود را ريشه‌کن نماييم."

آموزش تکميلي و بين رشته‌اي

دکتر نبي بيدهندي در زمينه عدم آموزش صحيح و همه‌جانبه حفظ محيط‌زيست نيز بيان داشت: "در حال حاضر کسانيکه در تخصصهايي نظير توليد پليمر تحصيل مي‌کنند، آموزش خاصي را در زمينه حفظ محيط‌زيست نمي‌بينند. عکس اين مساله نيز وجود دارد, يعني فرديکه در زمينه محيط‌زيست تحصيل مي‌کند، اطلاع چنداني از مسائل مربوط به فناوري پليمر، قيمت، مواد اوليه وکاربرد آن ندارد. بنابراين دراين بين يک خلاء وجود دارد که باعث مي‌شود هرکسي کار خود را انجام دهد، بدون اينکه به بخش ديگر توجه داشته باشد. بنابراين ما در هر دو بخش نيازمند تربيت متخصصين مي‌باشيم. از اين‌رو بايد هم مهندساني تربيت کنيم که با بحث محيط‌زيست آشنا باشند و هم کارشناسان محيط‌زيستي که با صنعت و فناوري بيگانه نباشند.

مساله ديگري نيزکه در اين بين وجود دارد، قرار نداشتن متخصصين در پستهاي خود مي‌باشد. امروزه يا اکثر متخصصين درجاي واقعي خود قرار ندارند و يا از دو يا سه پست هم‌زمان برخودارند و در نتيجه به هيچکدام آنها نمي‌رسند. اخيراً پتروشيمي حرکتي را انجام داده که طي آن متخصصين خود را بورس مي‌نمايد تا در رشته‌هاي حفاظت محيط‌زيست تحصيل کرده و وارد صنعت شوند، اين مساله به شرطي جواب مي‌دهد که اين متخصصين در جاي اصلي خود قرار بگيرند."

استفاده از تکنولوژي به روز

رئيس دانشکده محيط‌زيست دانشگاه تهران پس از طرح مشکلات فوق بيان داشت: "ما در ايران بخشي بنام حقوق و محيط‌زيست نداشتيم که در حال حاضر آن را ايجاد کرديم و در دو يا سه سال آينده نيز در اين زمينه دانشجو مي‌پذيريم. فارغ‌التحصيلان اين رشته، ابتدا اهميت محيط‌زيست را درمي‌يابند و در مرحله بعد بعنوان قضات خوب وارد دادگاهها مي‌شوند. اگر ما بتوانيم اصل پنجاهم قانون اساسي را بالفعل و قانونمند کنيم، بعد اقتصادي آن بسيار زياد خواهد بود. امروزه در کشور ما بدليل بهره‌گيري از تکنولوژي‌هاي منسوخ و قديمي که چندان به‌روز نيستند، به حدي مواد اوليه و انرژي هدر مي‌رود، که بحث تقدم صرفه اقتصادي بر حفظ‌ محيط‌زيست را بي‌معنا ساخته است. اگر هزينة توسعة تکنولوژي براي مصرف بهينة انرژي و آلايندگي کمتر محيط زيست را با هزينه‌هايي که به دليل به کارگيري تکنولوژي نامناسب در مصرف مواد اوليه، مصرف انرژي و احياي محيط زيست هدر مي‌دهيم، مقايسه کنيم, مي‌بينيم که مورد اول بسيار به صرفه‌تر بوده و از نظر توسعه تکنولوژي و رشد صنايع نيز مفيد خواهد بود. امروزه در مديريت خود اين صنايع به مساله تهيه تکنولوژي‌هاي روز و بازيافت مواد اوليه توجه چنداني نمي‌شود؛ از اين‌رو شايد با قانون‌مند کردن و وضع قوانين خاص بتوان صنايعي نظير پتروشيمي را به اين سمت پيش برد."

محیط زیست را پاس بداریم

در حدود 70 درصد آلودگی هوا در چرخه عمر یك خودرو به واسطه مصرف سوخت و حدود 20 درصد آن در فرآیند تامین سوخت ایجاد می‌شود. اما اینها تمام آلودگی ایجاد شده توسط خودروها نیستند. بد نیست بدانید كه نشت فقط یك قطره روغن موتور, می‌تواند 1000 لیتر آب آشامیدنی سالم را آلوده و غیرقابل خوردن كند. اما متاسفانه مشاهده می‌كنیم كه به راحتی روغن‌موتورهای سوخته در تعویض روغنی‌ها و پنچرگیری‌ها به درون جوی آب یا خاك اطراف درختان نفوذ می‌كنند!

بد نیست این را هم بدانید كه سرریز فقط نیم لیتر بنزین نیز می‌تواند هزاران متر مكعب هوای پاك را كاملاً آلوده كند. اما باز هم می‌بینیم همه روزه چه آسان این سرمایه ملی؛ نه قطره قطره, بلكه شره شره از باك خودروها سرریز شده به كف جایگا‌ه‌های بنزین می‌ریزد.

نشت این مواد سمی به آب‌های سطحی و زیرزمینی و در نهایت آشامیدن و تنفس آن, می‌تواند بسیار خطرناك و بیماری‌زا باشد. اما چه كسی اهمیت می‌دهد؟ فعلاً فقط تولید خودرو مهم است و خودرودار شدن به هر قیمت. محیط زیست و سلامتی باشد برای بعد! دوستی می‌گفت كه اگر چنانچه در آمریكا با بازرسی‌های دوره‌ای كه از جایگاه‌های بنزین به عمل می‌آید, مشخص شود كه مخازن سوخت یك جایگاه نشتی دارد, اولاً جایگاه بلافاصله تعطیل شده و صاحب جایگاه نه تنها مجبور است كه مخازن ذخیره سوخت را تعویض كند, بلكه باید خاك‌های اطراف مخزن را نیز كاملاً تخلیه و تصفیه و نسبت به عایق‌بندی كامل اطراف آن اقدام كند, ضمن آنكه باید بابت خسارت و آسیب رساندن به محیط زیست, جریمه سنگینی را نیز بپردازد و اما در ایران اگر مالك یا مدیر جایگاه تشخیص دهد كه مخازن سوخت نشتی پیدا كرده‌اند, باید نسبت به اطلاع آن به شركت اقدام كرده و به دلیل محدودیت بودجه و سایر مسایل و مشكلات دیگر, جایگاه در نوبت قرار می‌گیرد تا نسبت به تعویض مخازن آن اقدام شود. حال در طی این مدت چه مقدار بنزین و گازوییل به خاك‌های اطراف و آب‌های زیرزمینی نشت پیدا كند, خدا می‌داند و بس.


ضد عفونی آب

 ضدعفونی با محلول کلر ذخيره 1% (مادر) برای آبهای شفاف ولی مشکوک به آلودگی
طرز تهيه کلر مادر: برای تهيه کلر مادر 15 گرم (3 قاشق مرباخوری سرصاف) پودر پرکلرين 70% (هيپوکلريت کلسيم) را به يک ليتر آب اضافه نموده و برای دو دقيقه خوب بهم بزنيد. پس از يک ساعت، محلول آماده برای ضدعفونی است. محلول کلر مادر را در بطری تيره رنگ و دور از نور و دسترس اطفال نگهداری کنيد. اين محلول ذخيره برای يک ماه قابل نگهداری می باشد

استاندارد آلودگیهای هوا

تاثیر هر آلاینده بستگی به غلظت و مدت زمان تماس دارد. برای مثال یک آلاینده مانند منواکسیدکربن با غلظت زیاد در مدت زمان کوتاه ممکن است اثر نامطلوبی نداشته باشد. در حالیکه تنفس غلظت پایین تری از این آلاینده به مدت طولانی تر می تواند باعث بروز عوارض متعددی مانند سرگیجه و تهوع شود.

استانداردهای اولیه:

سطحی از غلظت آلاینده است که باعث محافظت حساسترین افراد جامعه، شامل افراد مسن و آنانکه دچار نارسایی های تنفسی هستند، می شود. مطابق این استاندارد، در یک ناحیه نبایستی غلظت های ارائه شده در جدول ذیل بیش از یکبار در طی یکسال نقض شود.

استانداردهای ثانویه:

این استانداردها به گونه ای وضع می شوند که باعث حفاظت بهداشت عمومی ( ساختمانها، مزارع و حیوانات ) علاوه بر سلامتی افراد جامعه می شود. در شرایطی که دست یافتن به استانداردهای اولیه مشکل است، استانداردهای ثانویه ، هیچ نقشی در سیاستگذاریهای کنترل آلودگی هوا بازی نمی کنند. مقادیر این استانداردها توسط سازمان های مختلف از جمله سازمان بهداشت جهانی ( WHO ) و موسسه حفاظت محیط زیست آمریکا ( USEPA ) برای شش آلاینده اصلی در جدول ذیل ارائه شده است.

Pollutant Value

PSI

Descriptor

CO (8hr)
mg/m3

SO2 (24hr)
mg/m3

PM-10 (24hr)
mg/m3

O3 (1hr)
mg/m3

NO2 (1hr)
mg/m3

0-49

Good

0-4.4

0-29

0-50

0-59

0 – 149

50-99

Moderate

4.5-9.4

30-139

50-150

60-119

150 – 299

100-199

Unhealthful

9.5-14.9

140-299

150-380

120-199

300 – 599

200-299

Very Unhealthful

16 – 29.9

300-599

380-420

200-399

600-1199

>=300

Hazardous

>=30

>=600

>=420

>=400

>=1200

جدول 4- استانداردهای هوای آزاد به صورت راهنما برای اروپا

نوع تركيب

غلظت

 ميانگين زمان

مونوكسيد كربن   

  100 ميلي گرم در مترمكعب    

  15 دقيق

  60 ميلي گرم در متر مكعب    

  30 دقيقه

  30 ميلي گرم در متر مكعب    

  1 ساعت

  10 ميلي گرم در متر مكعب    

  8 ساعت

اوزن

  120 ميكروگرم در مترمكعب    

  8 ساعت

دي اكسيد ازت

  200 ميكروگرم در مترمكعب 
40 ميكروگرم در متر مكعب

  1 ساعت
  سالانه

دي اكسيد گوگرد 

500 ميكروگرم درمترمكعب
125 ميكروگرم در مترمكعب
50 ميكروگرم در متر مكعب

  10 دقيقه
  24 ساعت
سالانه

ذرات PM10  

  150 
  50    

24 ساعته
سالانه

بنزن

6X10-6 ميكروگرم در متر مكعب

UR/Lifetime

* UR واحد ریسک است یعنی 6 نفر از هر یک میلیون نفر اگر در تمام عمر با 1 میکروگرم در متر مکعب بنزن مواجهه باشند خواهند مرد.

 

کنترل وکیفیت آب آشامیدن

درگوشه وکنار جهان وکشورما نیاز به آب روزبه روز افزایش می یابد این موضوع نه فقط به خاطرافزایش جمعیت ، بلکه برای سایر مصارف بهداشتی نظیر استحمام ،شستشو،صنایع وکشاورزی نیز محتاج آب میباشد.میزان آب درنقاط مختلف کشور تفاوت فراوانی دارد.درمناطقی ازکشور آب فراوان موجود بوده وبرعکس درمناطق خشک وکویری دچار کمبود ومسئله تامین آب میباشند. از نکته نظر کیفیت ،آب تغییرات متفاوتی دارد در بعضی نقاط با کیفیت شیمیایی مطلوبتر ودرنقاط دیگر باغلظت یونی بیشتر ی مواجه میباشند. همچنین پراکندگی جمعیت درنقاط مختلف کشور متفاوت است ودر نتیجه نیازهای آنها به آب متفاوت خواهد بود. امروزه تمدن ، تغییراتی را در کیفیت  آبها باعث گردیده است چه از طریق شهرنشینی ورشد بی رویه جمعیت وچه از طریق ایجاد آلودگیهای ناشی از صنعت واستفاده از مواد شیمیایی وسموم در کشاورزی تغییراتی در کیفیت منابع آب آشامیدنی بوجود آمده است. این آبها ، دیگر به همان گونه که قبلا مورد استفاده قرار گرفته است نمی توانند مورد بهره برداری قرار کیرند. از طرفی امروزه نیاز به آب با کیفیت بالا بیشتر وبیشتر می گردد. بنابراین نه تنها حفاظت از این منابع ، کاری است بسیار ضروری (بخصوص در مناطقی که به شدت آلوده شده اند ) بلکه باید اقدامات لازم برای منابعی که هنوز دچار آلودگی نشده اند انجام گیرد. در مدیریت برنامه کیفیت آب، هم به دانستن اطلاعات در زمینه کیفیت آبهای موجود، نیاز است وهم میبایست روند تاثیر فعالیت بشر روی کیفیت آب وتدوین ضوابط، جهت  برنامه ریزی برای تعیین نحوه بهره برداری ،مورد توجه قرار گیرد.چنین شیوه ای فقط در سایه دانستن اطلاعات کافی در مدت زمان طولانی در زمینه کیفیت آب واستفاده از تجارب واطلاعات گذشته از کیفیت آنها برای مصارف مختلف تحقق پیدا می کند. بعلاوه اجرای قوانین ومقررات ایجاد شده برپایه واساس همین اطلاعات استوار است ودر اینجا است که اندازه گیری کیفیت آب آشامیدنی ضرورت پیدا می کند.

هدف از کنترل گیفیت آب آشامیدنی:

اهداف زیر را برای کنترل کیفی آب آشامیدنی باید در نظر گرفت :

1-کشف بموقع هر کونه تغییر در کیفیت آب آشامیدنی .

2-تشخیص بموقع هر گونه تغییر در کیفیت آب آشامیدنی .

3-تشخیص آبهایی که در سیستم آبرسانی از کیفیت استاندارد مورد نظر برخوردار هستند.

4- تشخیص نقاط بامناطق آلوده (درصورت وجود) بخصوص درمواقع اپیدمی .

5-تعیین دامنه تاثیر آبهای آلوده ای که به منابع آب آشامیدنی افزوده میشوند.

6-تعیین میزان آلودگی در آب.

7-ارزیابی میزان تاثیر اقداماتی که در جهت بهبود کیفیت انجام میگیرد.

8-تدوین دستورالعمل یا استاندارد برای آب بامصارف مختلف بهداشتی.

9-تدوین ضوابط ومقرارت درزمینه کیفیت وکمیت آب آشامیدنی.

10-اقدامات کنترلی برای رفع یاپیشگیری از آلودگی آب آشامیدنی.

11-اقدامات هشدار دهنده در مواقع ضروری.

بندرت کنترل کیفیت آب فقط در جهت دنبال کردن یک هدف تنها انجام می شودوهمانگونه که گفته شد معمولا در همه جا چندین هدف دنبال میگردد.

طبق قانون (( کنترل کیفیت آب آشامیدنی عمومی از نقطه آبگیر تامصرف به عهده وزارت بهداشت ،درمان وآموزش پزشکی میباشد ))  که دراین راستا اقدامات زیر توسط بهداشت محیط انجام میگیرد:

- نمونه برداری میکروبی از آب آشامیدنی شبکه های لوله کشی، منابع ، مخازن ذخیره آب شهرها وتصفیه خانه های آب.

- نمونه برداری میکروبی از منابع ،مخازن وشبکه های لوله کشی آب آشامیدنی روستاهای تابعه شهرستان .

-کنترل وسنجش کلر باقیمانده در مناطق شهری وروستایی بطوریکه میزان کلر باقیمانده ، درکلیه نقاط شبکه در حد استاندارد باشد.

- نمونه برداری شیمیایی ازکلیه منابع  آب وشبکه های لوله کشی آب شهری.

- نمونه برداری شیمیایی ازکلیه منابع  آب وشبکه های لوله کشی آب روستایی.

- آموزش روشهای ساده گندزدایی آب آشامیدنی به کلیه روستائیان از طریق بهورزان.

-نظارت وکنترل بهداشتی آب آشامیدنی وآب مصرفی کارخانه های یخسازی .

- کنترل وپیگیری جهت نصب علائم هشدار دهنده در: پارکها ، ترمینالها ، گورستانها ، بلوارها ،خیابانها وسایر اماکن مشابه بمنظور عدم استفاده ازآب فضای سبز جهت مصارف شرب وپیگیری جهت تامین آب سالم وبهداشتی درمکانهای مذکور.

- کنترل بهداشتی آبخوریهای داخل شهر،خیابانها ،معابر عمومی ومسیر راهها.

- کنترل بهداشتی جایگاهها ومراکز فروش یخ درکلیه نقاط شهر.

- کنترل کیفی آب قنوات ،چشمه هاوسایرمنابع آب مسیرراهها .

- کنترل کیفی آب آشامیدنی درترمینالها وپایانه ها .

- کنترل بهداشتی استخرهای شنا از نظر بهداشت محیط وکنترل کیفی آب مورد مصرف در استخرها.

- کنترل بهداشتی آبهای معدنی (آبگرم) در جهت رعایت اصول وموازین بهداشت محیط .

- کنترل بهداشتی آب دررستوران وبوفه قطارها.

-کنترل کیفی آب مورد استفاده دانش آموزان درمدارس .

 

انتخاب فرآيند مناسب جهت تصفيه آب

با توجه به تنوع روشهاي مختلف تصفيه در اجتماعات، انتخاب بهترين گزينه تصفيه به شرايط مختلفي ازجمله جمعيت، كيفيت و كميت منابع آب و اعتبارات بستگي دارد.

منابع تامين آب در اجتماعات را به دو گروه عمده تقسيم مي‌نمايد:

·        منابع سطحي

·        منابع زيرزميني

گروه اوّل ازجمله منابع عمده در تامين آب براي اجتماعات بزرگ محسوب مي‌گردد اين منابع از لحاظ كمّي حجم قابل توجهي در اختيار اجتماعات زيستي قرار داده معمولاً با احداث سدّ در بالادست محل مصرف، اقدامات اوّليه جهت آبگيري و انتقال به تصفيه خانه انجام مي‌گردد. اين نوع منابع همواره در معرض خطر آلودگي‌هاي مختلف ازجمله آلودگي منابع سطحي به فاضلاب‌هاي شهري و صنعتي است كه از عمده مخاطرات آلودگي در اين منابع محسوب مي‌گردد. از طرفي تخليه پساب‌هاي كشاورزي به درياچه پشت سدها و افزايش تركيبات ازت و فسفر در فاضلاب اين گروه باعث رشد بي‌حد و حصر آلگها در پشت مخازن سد گرديده اين امر بر مشكلات ناشي از تصفيه مي‌افزايد معمولاّ چنانچه درياچه پشت سدها دچار آلودگي‌هاي جلبكي گردد با استفاده از تركيبات سولفات مس به مقدار يك ميلي گرم بر ليتر مي‌توان مخازن را پاكسازي نمود براي دستيابي به منابع سالم در اجتماعات بزرگ بهترين گزينه استفاده از فرآيندهاي پولساتورها است زيرا در اين روش فرآيند با سرعت بالا قادر خواهد بود طيف گسترده اي از ذرات كلوئيدي را از محيط واكنش جداسازي نمايد در پولساتورها با استفاده از تئوري جداسازي بستر لجن تماسي، راندمان جداسازي بهتر انجام مي‌گردد.

معمولاً در اجتماعات كوچك و يا در مناطقي كه دسترسي به منابع سطحي امكان پذير نمي‌باشد از منابع زيرزميني استفاده مي‌گردد دسترسي به اين منابع توسط چاه هاي عميق و به كمك پمپ‌هاي شناور امكان پذير است. با استفاده از روش لوله گذاري و گراول پك (gravel pack) مي‌توان ميزان آبدهي اين نوع چاهها را افزايش داد. منابع آبهاي زيرزميني معمولاً از نظر املاح محلول با توجه به بافت زمين داراي تركيبات افزون بر منابع سطحي هستند بعضي از اين تركيبات نظير تركيبات آهن و منگنز باعث تغييراتي در طعم و رنگ آب مي‌شوند. منابع زيرزميني آلوده لازم است با روش‌هاي مختلف، هوادهي شده تركيبات فوق به صورت اكسيد فلز نامحلول از محيط واكنش جداسازي گردد، روش هوادهي پلكاني، ساده ترين و ارزانترين روش در تصفيه آبهاي حاوي آهن و منگنز مي‌باشد.

چنانچه املاح موجود در منابع زيرزميني بيش از حد استاندارد باشد مشكلاتي را از نظر تغييرات رنگ، طعم، بو و ساير مشخصات فيزيكي، همچنين موانعي را از لحاظ مصرف ايجاد مي‌نمايند، استفاده از تركيبات كنترل كننده PH نظير آهك، سود، مواد منعقد كننده مانند سولفات آلومينيوم، كلرورفريك و غيره باعث توليد حجم زيادي لجن در تصفيه خانه هاي آب گرديده اين عمل مشكلات دفع لجن را به همراه دارد. با طراحي بسترهاي لجن خشك‌كن، انواع سانتريفوژها، فيلترهاي پرسي مي‌توان لجن مازاد توليدي را جمع‌آوري و دفع نمود در اين روشها دستگاههاي فيلتر پرس با توجه به فضاي كم اشغالي و راندمان نسبتا بالا از ساير روشها مناسب تر مي‌باشد در نهايت با توجه به توسعه جمعيت در جوامع جهان و كمبود آب شيرين و سالم به نظر ميرسد كشور ما نيز همانند اكثر كشورهاي در حال توسعه در سالهاي آتي ناگزير به جداكردن سيستم آب شرب و آب آشاميدني گردد و عملاً روش فوق كه طي 40 سال گذشته به عنوان روش قالب در تامين آب شهرها محسوب مي‌گردد در آينده نزديك نياز به بازنگري اساسي دارد در حال حاضر در شهرهاي بزرگ كشور بيش از 25 درصد از آب تصفيه شده بدون استفاده و در اثر نشت از اتصالات فرسوده موجود در شبكه توزيع از دست مي‌رود همچنين بصورت روزانه حجم عظيمي از آب تصفيه شده به مصارف غيرشرب مي‌رسد كه اين عمل بار مالي شديدي را بر مسئولان دولتي تحميل مي‌نمايد، علاوه بر موضوع فوق جدا سازي منابع مي‌تواند امكان تامين بعضي از املاح نظير آهن كه در سطح گسترده در جوامع ايجاد كمبود مي‌نمايد مرتفع كند.

روشهای ترمیم خاک

سه روش اصلي براي پاکسازي خاک وجود دارد:
1)ميتوان خاک را تا عمق مشخصي حفر کرد از منطقه مورد نظر دور کرد و سپس آن را ترميم کرد.
2)ميتوان خاک را در همان منطقه اي که وجود دارد به صورت درجا ترميم کرد.
3)روش ديگر، روشي است که خاک را در منطقه نگه ميدارند و به آن مواد کمکي براي جلوگيري از گسترش آلودگي به گياهان، جانوران و انسان وارد ميکنند.
معمولاً براي جلوگيري از انتشار آلودگي خاک بر روي خاک پلاستيک بزرگي ميکشند تا آب باران به درون آن نفوذ نکند و آلودگي به ساير مناطق راه پيدا نکند.
روشهاي ترميم خاک شامل استفاده از آب براي خارج کردن آلاينده ها از خاک، استفاده از حلالهاي شيميايي يا هوايي، يا از بين بردن آلاينده ها با کمک سوزاندن، کمک به ارگانيسمهاي طبيعي براي شکستن اتمهاي آلاينده ها، اضافه کردن مواد به خاک براي محافظت آن و جلوگيري از انتشار آلودگي به ساير نقاط.

نقش زباله هادر آلودگی خاک

زباله ها


یکی از مهمترین منابع آلوده سازی خاک ها زباله ها می باشند . زباله ها می توانند به داخل زمین نفوذ کنند و منابع آبی را نیز آلوده کنند .
روش های دفع زباله به طرق زیر است :
روش دفن
روش سوزاندن
روش بازیافت
در روش دفن ، مناطقی به نام لندفیلد ایجاد می کنند و زباله را در آنجا دفن می کنند . در این روش زباله را در زیر زمین مدفون می کنند تا از سطح زمین پاک شود ولی مشکلات بعدی ایجاد می شود . این مشکلات شامل :
1) آلودگی منابع آبی
2) تولید بوی بد و گازسمی متان که خطر آتش سوزی را فراهم می کند .
3) تجمع حشرات و موجودات موذی
برای رفع این مشکلات اقدامات زیر پیشنهاد می شود :
- بکارگیری فن آوری مؤثر برای دفن مثل فشرده سازی و پوشانیدن روزنه ها
- دفن زباله ها بالاتر از مرتفع ترین سطوح آب های زیرزمینی
- ایجاد لایه های غیرقابل نفوذ در ساختمان لندفیلدها
- ایجاد سیستم زهکشی برای جمع آوری شیرابه ها
- استفاده از گازهای تولید شده در لندفیلدها

در روش سوزاندن تمام زباله ها را در محلی دور از محل سکونت جمع آوری می کنند و بعد آنها را آتش می زنند . یکی از بدترین روش های دفع زباله همین روش سوزاندن است زیرا ایجاد گازهای بسیار سمی می کند که باعث آلودگی هوا می شود که جبران ناپذیر است و بعد مشکلات خاکستر زباله ها همچنان باقی می ماند و آلودگی بصری چشم اندازی ایجاد می کند .

بهترین روش دفع زباله روش بازیافت است . انسان می تواند با ذخیره برخی مواد زائد و استفاده مجدد از آنها به کاهش مقدار ضایعات کمک کند . در این روش نه تنها از ایجاد زباله های بیشتری جلوگیری می کنیم بلکه در هزینه نیز بسیار صرفه جویی می گردد .